انتخابات - مجموعه کلام امام و رهبری

مجموعه کلام امام و رهبری

ولایت فقیه امتداد ولایت انبیا و ائمه اطهار (ع) است؛ در اینجا بیانات و نامه ها و ابلاغیات مقام معظم رهبری امام خامنه ای و نیز بیانات امام خمینی (ره) جمع آوری ، به روزرسانی و دسته بندی می شود.



در مجموعه کلام امام


پیام به مناسبت حضور پرشکوه مردم درانتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی ضمن سپاس از ملت آگاه و مصمم ایران که با لبیک به فراخوان نظام اسلامی در انتخابات هفتم اسفندماه شرکت کردند، وظایف مجلس آینده را سنگین دانسته و ابراز امیدواری کردند که نصاب پاسخگوئی در برابر خدا و مردم را همگان در این مجلس مشاهده کنند. 
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/32470/smpf.jpg

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
خداوند دانا و توانا را سپاس که در آزمون بزرگی دیگر، ملت آگاه و مصمّم ایران را به پیروزی رسانید؛ آنان توانستند برای سی و ششمین بار از آغاز انقلاب اسلامی، در انتخاباتی سراسری، با عزم راسخ و شور و نشاط به‌یادماندنی، حضور یابند و سرنوشت کشور را در مقطع کنونی، رقم زنند؛ نمایندگان خود را برای تشکیل دو مجلس پر قدرت و پر اهمیت برگزینند و بار دیگر مردمسالاری دینی را در چهره‌ی درخشان و پر اقتدار خود به جهانیان نشان دهند.

ایران اسلامی به ملت خود می‌بالد و به استحکام مقرّراتی که این فرصتهای مغتنم را برای قد برافراشتن و تجدید قوای ملی فراهم آورده است، سر می‌افرازد.

اینجانب وظیفه‌ی خود می‌دانم که از این لبیک عمومی به فراخوان نظام اسلامی سپاسگزاری کنم و پاداش و هدایت الهی برای مردمی که این جمعه‌ی پر کار و پر شکوه را آفریدند مسألت نمایم.

به مسئولان کشور چه انتخاب‌شوندگان برای مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و چه دارندگان مناصب اجرایی در قوای دیگر و چه دیگر مسئولان در سازمانها و نهادها، یادآور میشوم که سپاسگزاری شایسته را در خدمت صادقانه به مردم و کشور و نظام اسلامی محقق سازند؛ ساده‌زیستی، پاکدستی، حضور پیوسته در جایگاه مسئولیت، ترجیح منافع ملی بر خواسته‌های شخصی و جناحی، ایستادگی شجاعانه در برابر مداخلات بیگانه، واکنش انقلابی به نقشه‌های بدخواهان و خائنان، منش جهادی در اندیشه و عمل، و در یک جمله: کار برای خدا و در راه خدمت به خلق خدا را، برنامه دائمی خویش در دوران این مسئولیت بدانند و به هیچ قیمت از آن تخطی نکنند.

روزگار بسیار حساس کنونی، حساسیت و هوشیاری و عزم راسخ همگان بویژه شما مسئولان را می‌طلبد. پیشرفت کشور هدف اساسی است. پیشرفت صوری و منهای استقلال و عزّت ملی، پذیرفته نیست. پیشرفت، بمعنی حل شدن در هاضمه‌ی استکبار جهانی نیست. و حفظ عزّت و هویت ملی جز با پیشرفت همه‌جانبه و درونزا دست‌یافتنی نیست. مجلس آینده درباره‌ی این سرفصلهای مهم، وظائف سنگینی برعهده خواهد داشت و امید است که نصاب پاسخگوئی در برابر خدا و مردم را همگان در آن مشاهده کنند.

لازم میدانم از دست‌اندرکاران برگزاری این انتخابات با شکوه؛ مسئولان اجرائی و نظارتی؛ تأمین‌کنندگان امنیت؛ سازمان رسانه‌‌ی ملی و دیگر دستگاهها و اشخاص مؤثر صمیمانه سپاسگزاری کنم.
توفیقات همگان را از خداوند متعال مسألت میکنم. 

سیّدعلی خامنه‌ای
۹ اسفندماه ۱۳۹۴

دریافت جدول: عکس

عنوان موارد
حضور مردم در انتخابات

* سپاسگزاری از لبیک عمومی ملت ایران به فراخوان نظام اسلامی

* نمایش مردمسالاری دینی به جهانیان با حضور ملت ایران در انتخابات

* سرافرازی ایران اسلامی به استحکام مقرّراتی که این فرصتهای مغتنم را برای قد برافراشتن و تجدید قوای ملی فراهم آورده است

وظایف مسئولان کشور و انتخاب‌شوندگان مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان

* تحقق سپاسگزاری شایسته در خدمت صادقانه به مردم و کشور و نظام اسلامی

* ساده‌زیستی

* پاکدستی

* حضور پیوسته در جایگاه مسئولیت

* ترجیح منافع ملی بر خواسته‌های شخصی و جناحی

* ایستادگی شجاعانه در برابر مداخلات بیگانه

* واکنش انقلابی به نقشه‌های بدخواهان و خائنان

* منش جهادی در اندیشه و عمل

* کار برای خدا و در راه خدمت به خلق خدا

وظایف مجلس آینده
* حساسیت، هوشیاری و عزم راسخ مسئولان در شرایط حساس کنونی
* توجه به پیشرفت کشور به‌عنوان هدف اساسی
* نپذیرفتن پیشرفت صوری منهای استقلال کشور و عزّت ملی
* پرهیز از هم‌معنی دانستن پیشرفت با حل شدن در هاضمه‌ی استکبار
* حفظ عزّت و هویت ملی تنها با پیشرفت همه‌جانبه و درونزا
 
link  نوشته شده در  یکشنبه ٩ اسفند ۱۳٩٤  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در گفت‌وگو با خبرنگار صداوسیما پس از شرکت در انتخابات

خبرنگار: سلامٌ علیکم.
معظّمٌ‌له: سلام آقای حیاتی.

خبرنگار: از طرف جامعه‌ی رسانه‌ای کشور و بویژه رسانه‌ی ملّی، خدمت حضرتعالی سلام عرض میکنم.
معظّمٌ‌له: سلامٌ علیکم و رحمت الله.

خبرنگار: جنابعالی مثل دوره‌های گذشته و مثل همه‌ی انتخابات قبلی، در اوّلین دقایق رأی‌گیری حضور پیدا کردید در پای صندوقهای رأی و رأی خودتان را به صندوق انداختید. بفرمایید که پیامتان برای ملّت ایران چیست؟
معظّمٌ‌له: بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم. من هم سلام میکنم به آقای حیاتی و به همه‌ی دوستان؛ برادران و خواهران خبرنگار. در معارف اسلامی و دستورات اسلامی، پیشروی و سرعت در عمل در کار خیر توصیه شده، فرموده‌اند: فَاستَبِقُوا الخَیرات؛ یعنی همیشه در کار خیر پیشرو باشید. ما خواستیم که در این کار خیر و کار بزرگ -مسئله‌ی انتخابات که هم وظیفه‌ی ما است هم حقّ ما است- شرکت کنیم؛ در اوّلین ساعات ممکن.

انتخابات حائز اهمّیّت است، همیشه؛ در بعضی از مقاطع اهمّیّت بیشتری دارد. توصیه‌ی من به مردم عزیزمان این است که اوّلاً همان‌طور که قبلاً عرض کردیم، همه شرکت کنند در انتخابات؛ همه، هر کسی که ایران را دوست دارد، هر کسی که جمهوری اسلامی را دوست دارد، هر کسی که شکوه و عزّت و عظمت ملّی را دوست دارد، در این انتخابات شرکت کند.
ثانیاً توصیه میکنم به همه‌ی مردم عزیزمان که سعی کنند استباق کنند یعنی سرعت به‌خرج بدهند در انجام این وظیفه و احقاق این حق. این کار، این سرعت گرفتن در اینجا، شتاب‌آلودگی نیست، شتاب‌زدگی نیست؛ این پیشروی در کار خیر است؛ نگذارند برای ساعات آخر؛ اوّلاً به همین دلیل که گفتیم، هر چه زودتر انسان در کار خیر وارد بشود بهتر است، ثانیاً ممکن است خدای نکرده یک حادثه‌ای پیش بیاید برای انسان، انسان از یک ساعت بعد که خبر ندارد! حالا که سالمیم، حالا که تواناییم، حالا که اشتغال مهمّی سرِ راهمان نیست که ما را باز بدارد از کار، همین حالا بیاییم وارد بشویم و کارمان را انجام بدهیم. بعضی‌ها میگذارند آخر کار، یک وقت هم مانعی پیش می‌آید. چرا انسان این احتمال را ندیده بگیرد که مانعی ممکن است پیش بیاید؟ این هم توصیه‌ی دوّم ما است.

توصیه‌ی سوّم هم این است که واقعاً مردم قصد نیّت خیر بکنند، قصد خدایی بکنند؛ به قصد ایجاد اعتبار فزاینده برای کشور و استقلال کامل کشور در این کار بزرگ شرکت کنند که نتایجش هم همین هست؛ به عزّت ملّی، به استقلال ملّی پاسخ بدهند؛ یعنی این یک پاسخی به این نیاز بزرگ است. ما دشمنانی داریم و چشم طمع دوخته‌اند، بایستی این انتخاب ما جوری باشد که دشمنمان را مأیوس کند، ناامید کند؛ دقّت کنند، با بصیرت، با چشم باز رأی بدهند؛ ان‌شاءالله خدای متعال هم به آنها اجر خواهد داد. این از جمله‌ی حسناتی است که علاوه‌ی بر اجر دنیوی کوتاه مدّت و بلند مدّت، اجر اخروی هم دارد؛ چه بهتر از این!

ان‌شاءالله که همه موفّق و مؤیّد باشید و ان‌شاءالله همه‌ی ملّت ایران، در این انتخابات هم مثل انتخابات‌های گذشته توفیق پیدا کنند و مایه‌ی پیشرفت کشور و عزّت کشور بشوند.

والسّلام علیکم و رحمت‌الله

خبرنگار: خیلی متشکّرم از حضرت‌عالی و پیامتان به ملّت ایران.
معظّمٌ‌له: زنده باشید؛ خداحافظ شما.

link  نوشته شده در  جمعه ٧ اسفند ۱۳٩٤  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در دیدار دست‌اندرکاران برگزاری انتخابات

بیانات در دیدار دست‌اندرکاران برگزاری انتخاباتبسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌(۱)
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین.

 خیلی خوش‌آمدید برادران و خواهران عزیز! این اجتماع صمیمی و گرم و متشکّل از زحمت‌کشان در یک امر بسیار مهم، حقیقتاً اجتماع مبارکی است. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند متعال با نظر لطف و رحمت به همه‌ی شما، به یکایک شما توجّه بفرماید و شما را در این کار بزرگی که بر عهده دارید و در این دل‌گفته‌های جناب آقای جنّتی هم تا حدودی ظاهر بود، مورد تأیید و لطف خودش ان‌شاءالله قرار بدهد. ولادت حضرت عسکری را تبریک عرض میکنم؛ پدر بزرگوار ولیّمان و اماممان و سیّد و سالارمان (ارواحنا فداه). ورود به آستانه‌ی ماه بهمن را هم تبریک عرض میکنم؛ ماه افتخار، ماه تحوّل عظیم تاریخ ملّت ایران، ماه حوادث بزرگ که ان‌شاءالله خودمان را شایسته‌ی آن کنیم که به این ماه و به حوادث آن ببالیم و افتخار کنیم.

 دو سه کلمه در باب انتخابات عرض میکنم. خب، مطالبی را جناب آقای جنّتی (حفظه‌الله تعالی و ادام‌الله وجوده و برکاته) و همچنین جناب آقای رحمانی فضلی، وزیر محترم و زحمت‌کش کشور بیان فرمودند؛ مطالب خوبی بود، همه‌ی مطالبی که فرمودند، مطالب دقیق و مهمّی بود؛ بنده هم چند جمله‌ای عرض میکنم -حرفهایی قبلاً هم زده‌ایم، بعد هم اگر عمری باشد، باز فرصت هست و مطالبی را خواهیم گفت- چند کلمه هم اگر وقت باقی بود، درباره‌ی این مسئله‌ی اخیر، مسئله‌ی برجام و این توافق، عرض خواهم کرد.

 در مورد انتخابات توجّه کنیم که انتخابات یک رقابت است، یک مسابقه‌ی ملّی است بین آحاد کشور؛ اگر این مسابقه خوب و سالم و قوی برگزار شد، در بین این تیمهای مختلف هر تیمی ببرد، افتخارش مال فدراسیون خواهد بود. این‌جوری است دیگر. وقتی تیمهای ورزشی خوب بازی کنند، چه تیم الف، چه تیم ب، چه تیم پ اگر برد، فدراسیون از بازی قوی و سالم اینها به خود میبالد. انتخابات هم همین‌جور است؛ اگر ملّت ایران، خوب، قوی، جازم و عازم وارد میدان بشود و صندوقهای رأی را از رأی خود و عزم خود پُر کند، ایران خواهد بالید، جمهوری اسلامی خواهد بالید و افتخار خواهد کرد؛ حالا هر که ببرد، هر که ببازد. در واقع بُرد و باختی برای ملّت وجود ندارد؛ ملّت در هر صورت برنده است. این نکته‌ی اساسی در باب انتخابات است.

 خب، رقابت سالم و مسابقه‌ی سالم چیست؟ رقابت سالم این است که همه خوب بازی کنند، همه خوب حرکت کنند. شرط اوّل همین‌طور که عرض کردیم، شرکت همگان است؛ همه بیایند. بنده در صحبت قبلی هم این را به همه گفتم که آن کسانی که ممکن است نسبت به نظام جمهوری اسلامی هم حتّی مسئله داشته باشند، نسبت به امنیّت کشور که دیگر مسئله ندارند، نسبت به اقتدار کشور که دیگر مسئله ندارند. خب، امروز این نظام، امنیّت کشور را حفظ کرده است، پیشرفت کشور را تسریع کرده است، به این ملّت عزّت داده است؛ اینها که دیگر قابل انکار نیست، اینها را که دوست دارند؛ [پس‌] وارد این میدان بشوند برای عزّت بخشیدن به ایران و ایرانی، برای استمرار امنیّت ملّی، برای تضمین پیشرفتی که بحمدالله از اوّل انقلاب شروع شده و تا امروز بی‌وقفه پیش رفته؛ برای اینها باید وارد بشوند. همه باید وارد بشوند. البتّه آن‌کسی که محض رضای خدا و برطبق وظیفه وارد میدان میشود، علاوه بر این خیرات، یک دستاورد دیگری هم دارد که بسیار عظیم است و آن دستاورد، رضای الهی است، رضای خدا است. این، شرط اوّل است: همه وارد بشوند و با نشاط وارد بشوند؛ و من به شما عرض بکنم که وارد هم میشوند. این ملّتی که ما دیده‌ایم و این آگاهی و بصیرتی که این ملّت از خود نشان داده، به فضل الهی، به اذن الهی، به توفیق الهی ان‌شاءالله ملّت عزیزمان وارد خواهد شد.

 یک عدّه‌ای کمین کرده‌اند که با عدم ورود مردم در عرصه‌ی انتخابات یا با تحریم انتخابات یا با سست‌کردنِ انتخابات -که حالا اشاره خواهم کرد- یک مچ‌گیری از نظام جمهوری اسلامی بکنند؛ یک عدّه‌ای کمین کرده‌اند. ملّت در مقابل این کمین‌کرده‌های نابکار، کارآمدیِ خودش را نشان داده است، امروز هم نشان خواهد داد. این حرف اوّل من و مهم‌ترین حرف من در همه‌ی دوره‌های انتخابات بوده است، الان هم هست: شرکت همگانی و بانشاط مردم.

 مسئله‌ی دوّم که سلامت انتخابات و سلامت این رقابت را تأمین و تضمین میکند، این است که مردم با بصیرت، با فکر وارد بشوند و انسانهای صالح را انتخاب بکنند. آدمهایی را انتخاب بکنند که وقتی رفت در آن مسند نشست -حالا آن مسند هرچه باشد؛ چه مسند عضویّت در مجلس خبرگان باشد یا در مجلس شورای اسلامی باشد یا ریاست جمهوری باشد- خودش را سپر بلای مشکلات کشور قرار بدهد، فانی در خدمات و مصالح و منافع عمومی مردم باشد، کشور را به دشمن نفروشد، مصالح کشور را برای رودربایستی با این و آن زیر پا نگذارد؛ باید این را انتخاب کنند. این میشود یک انتخابات خوب.

 بله، بنده گفته‌ام و باز هم میگویم که آن کسانی که حتّی نظام را قبول ندارند بیایند در انتخابات شرکت کنند، رأی بدهند، امّا نه‌اینکه کسی که نظام را قبول ندارد، بخواهند مجلس بفرستند. هیچ‌جای دنیا چنین چیزی وجود ندارد که [وقتی‌] ما گفتیم آقا شما که نظام را قبول نداری بیا، بگوید خیلی خب، پس اجازه بدهید من به کسی رأی بدهم که او هم نظام را قبول ندارد؛ این معنی ندارد. در هیچ‌جای دنیا در مراکز تصمیم‌گیری، آن کسی که اصل نظام کشور را قبول ندارد راه نمیدهند؛ [حتّی‌] یک جاهایی با اندک تهمتی طرف را کنار میزنند. همین کشور آمریکا که امروز خودش را نماد آزادی و مانند اینها معرّفی میکند و یک عدّه آدمهای ساده‌لوح هم قبول میکنند و ترویج میکنند، در آن دورانی که جریان چپ در دنیا وجود داشت -اینها البتّه حالا مطرح نیست- اینها هرکسی را به اندک بیانی که نشان‌دهنده‌ی یک گرایش ضعیف به تفکّرات اقتصادیِ سوسیالیستی مثلاً بود، با قاطعیّت رد میکردند. کمونیست نبود، معتقد به کمونیسم هم نبود، معتقد به سوسیالیسم هم نبود، امّا [اگر] یک رگه‌ی مختصری در مسائل اقتصادی نشان میداد، ردّش میکردند؛ همین‌جایی که حالا اسم آزادی و اسم دموکراسی و مانند اینها را می‌آورند و به ما اعتراض میکنند که شما چرا شورای نگهبان دارید. بی‌حیاها! بنابراین اینکه ما مقیّد باشیم کسی برود در مجلس که نظام را، مصالح کشور را، ارزشهای اساسی کشور را تأیید بکند، تقویت کند، دنبال بکند، یک حقّ عمومی است. این هم در انتخابات و در سلامت انتخابات مؤثّر است.

 نکات دیگری هم وجود دارد: همه به قانون تمکین کنند. من خیلی خوشم آمد که دیدم آقایان محترم، هم جناب آقای جنّتی (حفظه‌الله)، هم جناب آقای رحمانی فضلی، روی مسئله‌ی قانون‌گرایی تکیه کردند؛ این توصیه‌ی همیشه‌ی ما است. بنده همیشه به دست‌اندرکاران ذی‌ربط در قضیّه‌ی انتخابات تأکیدم این است که میگویم پا را جای قرصی بگذارید؛ جای قرص، نقطه‌ی قانونی است؛ قانون. مرّ قانون را رعایت کنید.

 به نهادهای قانونی اهانت نشود؛ این را توجّه کنید. یک نهاد قانونی را که یک وظایفی دارد، نباید مورد افترا قرار بدهیم یا مورد اهانت قرار بدهیم. نهاد قانونی، نهاد قانونی است؛ نه‌اینکه اشتباه نمیکند؛ هر نهاد قانونی‌ای مثل همه‌ی آدمها، مثل این حقیرِ پُر از تقصیر و اشتباه ممکن است اشتباه کنیم امّا این موجب نمیشود که ما یک نهاد قانونی را مورد اهانت قرار بدهیم، در انظار عمومی، در تبلیغاتمان، در حرفهای خودمان تخفیف کنیم؛ نه، این باب اگر باز شد، هرج‌ومرج خواهد شد. خب، سلیقه‌ی جنابعالی این است، به فلان نهاد قانونی بی‌احترامی میکنی، یکی دیگر سلیقه‌ی دیگری دارد، به آن نهاد قانونی‌ای که تو به آن وابسته هستی بی‌احترامی میکند؛ این خوب است؟ این باب را باز نکنند.

 اذهان عمومی را مشوّش نکنند که آقا، معلوم نیست چه خواهد شد، نمیدانیم چه خواهد شد. این کار بسیار غلطی است؛ قبلاً هم من تذکّر داده‌ام؛ بگذارید مردم همچنان‌که حق است، همچنان‌که واقع است، با شوق، با ذوق، با نشاط بروند به سمت انتخابات. تشویش افکار عمومی کار بسیار غلطی است؛ مردم را به انتخابات بدبین نکنند.

 نامزدهای انتخاباتی به یکدیگر اهانت نکنند؛ خب، جنابعالی نامزد هستید، معتقدید که آدم صالحی هستید، آدم برجسته‌ای هستید؛ بسیار خوب، از خودتان هرچه میخواهید تعریف کنید بکنید امّا به رقیبتان اهانت نکنید، به رقیبتان تهمت نزنید، از رقیبتان غیبت هم نکنید؛ تهمت و افترا یعنی نسبتی بدهید که واقعیّت ندارد، [امّا] غیبت یعنی نسبتی بدهید که واقعیّت دارد؛ غیبت هم نباید بکنید. بنابراین این هم یک وظیفه است و یک معیار است برای سلامت انتخابات. نمایندگان بروند آنچه را در وسعشان، در قدرتشان، در صلاحیّتشان هست، برای مردم بیان کنند؛ مردم هم نگاه میکنند، خوششان می‌آید رأی میدهند، خوششان نمی‌آید رأی نمیدهند؛ این میشود [انتخابات‌] سالم.

 وعده‌های غیر عملی ندهند؛ بعضی از نامزدها، وعده‌هایی به مردم میدهند که خودشان هم میدانند از دست آنها ساخته نیست؛ شما که نمیتوانی این وعده را عملی کنی، چرا به مردم وعده میدهی؟ چرا مردم را امیدوار میکنید به چیزی که میدانید نخواهد شد؟ گاهی وعده‌های غیر قانونی میدهند! [میگویند] فلان عمل را انجام میدهیم درحالی‌که میدانند آن عمل خلاف قانون است؛ یا خلاف قانون اساسی است، یا خلاف قانون عادی است؛ وعده‌های این‌جوری هم ندهند؛ شعارهای غیر قانونی ندهند. با مردم صادقانه باید برخورد کرد؛ همه‌ی ملّت ما این‌جور هستند که صداقت را احساس میکنند، درک میکنند؛ وقتی ما غیر صادقانه برخورد کردیم، ممکن است کسانی یک لَمحه‌ای(۲) و لحظه‌ای به اشتباه دچار بشوند لکن بعد حقیقت معلوم خواهد شد؛ باید صادقانه با مردم رفتار کرد، صادقانه باید با مردم حرف زد. این جزو آداب حتمی انتخابات سالم است.

 یک عادتی هم در بعضی پیدا شده است که همین‌طور مدام تکرار میکنند «تندروها، تندروها»؛ خب بله، تندرَوی و کندرَوی -طرف افراط و تفریط- هر دو بد است، این معلوم است امّا [اینکه] تندروی چیست، کندروی چیست، خطّ میانه کدام است، چیزهای خیلی واضح و روشنی نیست، جزو مسائل بیّن نیست، تبیین لازم دارد. چون برای ما خیلی زیاد خبر می‌آید؛ این روزنامه‌ها و مطبوعات گوناگون را هم آدم نگاه میکند، من میفهمم که بعضی وقتی میگویند تندروی، جریان حزب‌اللّهی و مؤمن مورد نظرشان است؛ نه، جریان مؤمن را، جریان انقلابی را، جوانان حزب‌اللّهی را متّهم نکنید به تندروی؛ اینها همان کسانی هستند که با همه‌ی وجود، با همه‌ی اخلاص در میدان حاضرند، آنجایی هم که دفاع از مرزها لازم باشد، دفاع از هویّت ملّی لازم باشد، مسئله‌ی جان دادن و خون دادن مطرح باشد، همینها هستند که به میدان می‌آیند. به صِرف اینکه یک جایی یک قضیّه‌ای واقع بشود که مورد قبول و تأیید نباشد، فوراً پای حزب‌اللّهی‌ها را [وسط] بکشند، مثل قضیّه‌ی سفارت عربستان که البتّه کار بسیار بدی بود، کار غلطی بود و هرکسی کرده باشد کار غلطی است؛ جماعت مؤمن را، جوانهای انقلابی را که هم انقلابی‌اند -چون بنده با این جوانها تا حدود زیادی و از دور و نزدیک اُنس دارم- هم خیلی اوقات عقلشان و فهمشان و تعقّلشان هم از بعضی از بزرگ‌ترها خیلی بیشتر است، خوب میفهمند، خوب تحلیل میکنند، خوب مسائل را تشخیص میدهند و سینه‌چاک انقلابند، سینه‌چاک اسلامند، به این بهانه ما تضعیف کنیم که فلان قضیّه در فلان‌جا اتّفاق افتاده است که اتّفاق بدی بوده! بله، سفارت عربستان که هیچ، در سفارت انگلیس هم که چند سال پیش، آن اتّفاق افتاد، بنده بدم آمد؛ اصلاً هیچ قابل قبول نیست این‌جور عملیّات؛ این عملیّات عملیّات بسیار بدی است، به ضرر کشور و به ضرر اسلام و به ضرر همه است؛ این را بهانه قرار ندهند برای اینکه جوانهای انقلابی ما را مورد تهاجم قرار بدهند؛ این هم یک مسئله است.

 بنابراین انتخابات، همین‌طور که آقای جنّتی درست فرمودند، یک نعمت بزرگ و یک فرصت بزرگ است؛ شکرگزاری لازم دارد این نعمت بزرگ؛ شکرگزاری‌اش به این است که همه‌ی ما در هرجا که هستیم، سعی کنیم این را خوب برگزار کنیم، سالم برگزار کنیم و نگذاریم با رفتارهای ما، با حرفهای ما، با بعضی از نسنجیده‌گویی‌هایی که گوشه‌وکنار انسان می‌شنود، این عمل بزرگ، این حرکت بزرگ، این افتخار بزرگ مشوّش و مُشوَّه(۳) بشود؛ این را حواسمان باشد؛ حادثه‌ی بسیار بزرگی است.

 شما هم دست‌اندرکار این کار بزرگ هستید؛ بدانید، بله، زحمات زیاد است، مشکلات زیاد است، توقّعات زیاد است، گاهی اوقات تیرهای تهمت هم به طرف شماها -هرجا که هستید؛ چه در هیئتهای اجرائی، چه در هیئتهای نظارت؛ چه در وزارت کشور، چه در شورای نگهبان- سرازیر میشود؛ اینها هست لکن بدانید اجرتان پیش خدا خیلی زیاد است؛ چون کار، کار بزرگی است. چون به کار بزرگی اشتغال دارید، [اگر] ان‌شاءالله نیّتتان نیّت الهی باشد، انجام وظیفه‌ی اسلامی و انقلابی باشد، اجرتان پیش خدای متعال بزرگ است؛ بنابراین از سختی این کار و از دشواری این راه واهمه نکنید و کار را با بهترین وجهی دنبال کنید. این راجع به انتخابات.

 راجع به مسئله‌ی برجام؛ خب این هم حادثه‌ای بود، حادثه‌ی بزرگ و مهمّی هم بود؛  حقّاً و انصافاً هم زحمت کشیدند؛ نه‌اینکه حالا همه‌ی خواسته‌های ما برآورده شد؛ نه، امّا همان مقداری که از خواسته‌های جمهوری اسلامی برآورده شد، این برادران عزیز -وزیر محترم خارجه، هیئت مذاکره‌کننده، شخص رئیس‌جمهور محترم- انصافاً خیلی تلاش کردند؛ ما میدیدیم دائم در حال تلاش و حرص‌وجوش و حرکت و فکر و دنبال [کردن‌] و نشستن و جلسات طولانی و بی‌خوابی و امثال اینها [بودند]؛ ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌ی آنها اجر بدهد و کارهایشان مورد سپاس الهی قرار بگیرد؛ این به جای خود محفوظ؛ لکن یک عدّه‌ای دارند این‌جور وانمود میکنند که کأنّه این دستاوردهایی که حالا مثلاً پیدا شد، آمریکا یک لطفی کرد به ما که این تحریمها را مثلاً برداشت؛ این‌جور نیست. یک عدّه‌ای از این فرصت میخواهند استفاده کنند، باز چهره‌ی منحوس استکبار را بزک کنند؛ این خیلی خطرناک است. چه لطفی؟ جنابعالی زحمت کشیدی، پول جمع کردی و یک خانه ساختی؛ قلدر محلّه می‌آید کلید خانه را از دست شما میگیرد، مثلاً نصف خانه را تصرّف میکند، شما را زیر فشار قرار میدهد؛ بعد شما با زحمت، با تلاش، با نیروی فکری، با نیروی بدنی، با نیروی عمومی، با تبلیغات، کاری میکنی که او از خانه بیرون برود امّا دو اتاق را باز برای خودش نگه بدارد؛ اینکه از خانه بیرون رفت، غصبش را کم کرد، منّتی دارد؟ آمریکایی‌ها این‌جور هستند. ما انرژی هسته‌ای را با توانایی‌های خودمان، با فکر دانشمندانمان، با پشتیبانی‌های دولتهای مختلف‌[مان‌] پیش بردیم، چهار شهید دادیم در این راه، به این نقطه رساندیم؛ شوخی است؟ کاری کردیم که دشمن که یک روز حاضر نبود یک سانتریفیوژ در این کشور بچرخد، حالا مجبور شده به‌خاطر واقعیّتهای موجود، تحمّل کند که چند هزار سانتریفیوژ وجود داشته باشد. این لطفی از طرف آنها نیست؛ این تلاش ملّت ایران است، تلاش دانشمندان است. [آنها] تحریم کردند برای اینکه مردم را عصبانی کنند و به خیابان بکشانند. بنده این را چند سال پیش گفتم؛(۴) بعضی‌ها گفتند این تحلیل است؛ بله، شاید آن روز تحلیل بود امّا امروز خبر است؛ خودشان گفتند؛ افراد متعدّدی از آنها در بیانات مختلف گفتند هدف ما این است که مردم را از نظام جمهوری اسلامی، از دولت جمهوری اسلامی عصبانی کنیم. میخواستند مردم را به خیابان بکشانند؛ [امّا] مردم ما ایستادند؛ این مقاومت مردم، این ایستادگی مردم پشتوانه‌ی کار سیاسی و دیپلماسی و مذاکره و این حرفها شد. دشمن مجبور شد؛ همین مقداری که عقب‌نشینی کرد، به‌خاطر این بود که ملّت از خودش اقتدار نشان داد؛ دولت جمهوری اسلامی از خودش اقتدار نشان داد، عزّت نشان داد. البتّه من شخصاً معتقدم که میشد ما از این بهتر هم انجام بدهیم، خب، بالاخره توان و فرصت و امکانات همین اندازه را اقتضا کرد، ولی همین اندازه پیشرفتی که انجام گرفت، کار قابل توجّهی است، کار مهمّی است و این به‌خاطر پشتیبانی ملّت، به‌خاطر اقتدار ملّی، به‌خاطر اتّصال فراوان نظام جمهوری اسلامی با آحاد مردم و بدنه‌ی مردم بود.

 این را هم عرض بکنم که مسئله‌ی هسته‌ای و دعوای استکبار -که اصلش آمریکا است و آن بت بزرگ آمریکا است، بقیّه‌ی دولتهای غربی‌ای هم که در این زمینه وارد شدند، آن بتهای حاشیه‌ای و دوروبری هستند- با ما در قضیّه‌ی هسته‌ای، فقط قضیّه‌ی هسته‌ای نبود، وَالّا میتوان سوگند یاد کرد که اینها میدانند که جمهوری اسلامی دنبال بمب هسته‌ای نیست؛ این را میشود قسم خورد؛ مسئله مسئله‌ی دیگری است. این جزئی از یک حرکت عمومی است برای زیر فشار قرار دادن ملّت ایران، برای متوقّف کردن حرکت انقلابی ملّت ایران به سوی اهدافش، برای متوقّف کردن گستره‌ی نفوذ روزافزون نظام جمهوری اسلامی در منطقه و در جهان؛ این یک واقعیّتی است. نه اینکه ما دنبال کنیم این قضیّه را؛ طبیعت کار این است؛ حرف نو است، جذّاب است، دلهای پاک و نیّتهای صادق آن را می‌پسندد لذا نفوذ جمهوری اسلامی و اعتبار جمهوری اسلامی گسترش پیدا میکند، اینها متوحّش میشوند. هدف اینها این است که این را متوقّف کنند؛ هدف اینها این است که به ملّتها تفهیم کنند که جمهوری اسلامی ایران هم نتوانست بر اساس دین، یک نظامی را بر پا کند و ادامه بدهد و اداره کند؛ میخواهند این را نشان بدهند و هدف این است؛ این را باید همه متوجّه باشند؛ مسئولین هم باید متوجّه باشند، آحاد مردم ما هم توجّه داشته باشند.

 آمریکا با زور و با تبلیغات دروغین میخواهد کار خود را پیش ببرد؛ باید در مقابل زور او و در مقابل تبلیغات دروغین او مقاومت کرد. الان هم همه‌ی مسئولان -چه مسئولین دولتی، چه آن هیئت نظارتی که ما توصیه کردیم-(۵) مراقب باشند که طرف مقابل خدعه نکند؛ چون طرفْ اهل خدعه است، اهل خدعه کردن است. به لبخند و به ماسکی که او بر چهره زده نمیشود اعتماد کرد.

 من به شما عرض بکنم، آمریکای دوران ریگان و آمریکای دوران بوش با آمریکای امروز هیچ فرقی ندارند، هیچ تفاوتی ندارند. همچنان‌که آمریکای دوران ریگان یک‌وقتی لازم دانست و مناطق ما را در خلیج فارس، از روی حقد و غضب بمباران کرد، امروز هم [اگر] بتوانند همین کار را میکنند. آمریکا تفاوتی نکرده؛ سیاستهای آمریکا در مقابل اسلام و در مقابل جمهوری اسلامی، سیاستهای ثابتی بوده. البتّه روشهایشان متفاوت است؛ یکی این روش را دنبال میکند، یکی آن روش را دنبال میکند، امّا هدفشان یک چیز است؛ این را باید همه متوجّه باشند. لذا اهل خدعه‌اند و خدعه میکنند. مراقب خدعه کردن‌ [آنها] باشند؛ مراقب باشند که آنچه آنها دارند انجام میدهند، منطبق باشد بر آنچه به‌معنای واقعی کلمه تعهّد کرده‌اند. این خدعه‌ی طرف مقابل را نبایستی نادیده بگیرند. و اگرچنانچه خدعه‌ای از طرف دیدند، آن‌وقت در مقابل، بایستی مقابله‌به‌مثل بکنند؛ یعنی اگرچنانچه طرف [مقابل‌] نقض عهد کرد، این‌طرف هم باید نقض عهد بکند، ایستادگی باید بکند.

 این حرکتی که جوانهای عزیز سپاه پاسداران ما در دریا کردند و در مقابل تجاوز دشمن از خودشان هویّت و قدرت نشان دادند -که تا حالا فرصت نشده که از اینها تشکّر بکنم؛ و واقعاً هم تشکّر میکنم از اینها- کار بسیار درستی کردند؛ دشمن تجاوز کرد به آبهای ما، اینها رفتند دشمن را محصور کردند. کسانی که مسئولین سیاست هستند، در همه‌ی عرصه‌های جهانی همین‌جور عمل کنند؛ مراقب تجاوز دشمن باشند و ببینند کجا تجاوز میکند، کجا دارد از خطوط تجاوز میکند، و با قدرت جلویش را بگیرند.

 یک نکته‌ی دیگری که من بارها تذکّر داده‌ام این است که حالا که تحریمها برداشته شد، آیا مشکل اقتصاد کشور و معیشت مردم و سفره‌های مردم با برداشتن تحریمها حل خواهد شد؟ نه، مدیریّت لازم است، برنامه لازم است. من، هم در زمان این دولت، هم در زمان دولت قبل که بخشی از تحریمهای مهم تازه شروع شده بود و بخشی هم در انتظار زمان بود که شروع بشود گفتم که مشکلات اقتصادی کشور ممکن است بیست درصد، سی درصد، چهل درصد مربوط باشد به تحریمها [امّا] بقیّه مربوط به مدیریّت ما است؛ ما باید مدیریّت کنیم، ما بایستی درست عمل کنیم و راه عمل هم اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی را همه تأیید کردند، همه تصدیق کردند، برایش برنامه‌ریزی کردند -خوشبختانه دستگاه‌های دولتی، دوستان ما در دولت برنامه‌هایی دارند برای پیگیری- بجد باید آن را پیگیری کنند و کشور را باید از لحاظ اقتصاد مقاوم کنند؛ وَالّا اگر چشم ما به تصمیم بیگانه باشد، به دست بیگانه باشد، به جایی نمیرسیم. نفت ما را امروز تقریباً به یک‌پنجمِ قیمت رسانده‌اند. نفت را که سرمایه‌ی اصلی اقتصاد ما است متأسّفانه، تقریباً به یک‌پنجم قیمت رسانده‌اند. تازه همان ۱۰۰ دلار یا ۱۱۰ یا ۱۲۰ دلار هم قیمت واقعی نفت نبود؛ قیمت واقعی نفت از آن هم بیشتر است -این را هم من قبلها گفته‌ام-(۶) امّا همان [قیمتی‌] هم که بود، آن را تقریباً به یک‌چهارم یا به یک‌پنجم تقلیل داده‌اند. اگر چشم انسان به دست دشمن باشد، این اتّفاقات زیاد می‌افتد. اینها تکانه‌های اجتناب‌ناپذیری است که انسان در مقابلش اختیاری ندارد؛ ما باید اقتصاد را جوری بکنیم که در مقابل این تکانه‌ها بتواند محکم بِایستد و تحت تأثیر قرار نگیرد.

 الان هم که هیئات می‌آیند و میروند، مسئولین دولتی هوشیار باشند؛ این‌جور نباشد که قرارداد بستن با هیئتهای تجاری و صنعتی و اقتصادیِ بیگانه‌ای که می‌آیند و میروند، به صنعت داخل، به کار داخل، به کشاورزی داخل لطمه بزند. ما البتّه به مسئولین محترم هم این را در جلسات خصوصی گفته‌ایم که مراقبت باید بکنند. یعنی باید کشور روی پای خودش بِایستد. ما یک ملّت قوی و با تعداد زیادیم -ما نزدیک به هشتاد میلیون جمعیّتیم؛ این جمعیّت کمی نیست- ده‌ها میلیون جوان تحصیل‌کرده در کشور ما هست؛ ما در همه‌ی بخشها و در همه‌ی قسمتها آدمهای توانا و دانا داریم؛ این هم که منابع زیرزمینی ما است، این هم تنوّع عجیب‌وغریبِ فصلی و اقلیمی کشور ما است؛ همه‌ی اینها امکانات است، همه‌ی اینها فرصت است. ما باید روی پای خودمان بِایستیم، به دیگران نبایستی اتّکاء بکنیم.

 خب، دشمن، دشمن است و نقشه‌هایش به ضرر ملّتها است؛ در این منطقه این‌جور است. یادتان هست که چند سال قبل از این، آمریکایی‌ها گفتند «خاورمیانه‌ی جدید»؛ ما آن‌وقت درست نفهمیدیم چه‌کار میخواهند بکنند که اسمش را خاورمیانه‌ی جدید میگذارند؛ حالا فهمیدیم خاورمیانه‌ی جدید چیست: خاورمیانه‌ی جنگ، خاورمیانه‌ی تروریست، خاورمیانه‌ی تعصّب و تحجّر، خاورمیانه‌ی مشغول به هم؛ در سوریه جنگ است، در عراق جنگ است، در لیبی جنگ است، تروریسم در همه‌ی این کشورها گسترده است، در ترکیه تروریسم است، در جاهای دیگر تروریسم است؛ این خاورمیانه‌ی جدید است؛ این آن چیزی است که آنها دنبالش بودند. بله، انکار میکنند لکن انسان چشم دارد، انسان عقل دارد، نگاه میکند میبیند. جنگ شیعه و سنّی راه بیندازند، عناصر داخلی را در کشورها مسلّح کنند و به جان ملّتها و دولتها بیندازند. این آن خاورمیانه‌ی جدید اینها است. آمریکا را بشناسند.

 کشور ما بحمدالله به برکت تدیّن مردم، انقلابیگری مردم و بصیرت مردم، از دست‌اندازی‌ها و تعرّضهای دشمنان سوگندخورده‌ی مردم تا حدود زیادی مصون مانده. بله، ضربه زده‌اند، یک کارهایی کرده‌اند امّا نتوانسته‌اند ضربه‌ی اساسی بزنند و به توفیق الهی نخواهند توانست ضربه‌ی اساسی بزنند. و به توفیق الهی ملّت ایران آن روزی را که بر همه‌ی سیاستهای استکباری فائق بیاید و به آرزوهای خود برسد، ان‌شاءالله خواهد دید و تمام آن اهداف و آرمانهای بزرگ انقلاب اسلامی را ان‌شاءالله ملّت ایران تجربه خواهد کرد. تلاش عمومی ما لازم است، تلاش مخلصانه‌ی ما لازم است، همکاری‌های ما لازم است، مهربانی‌های ما نسبت به هم لازم است. با همدیگر باشیم، با همدیگر بسازیم، با همدیگر کار کنیم، اهداف را فراموش نکنیم، آرمانهای بلند را فراموش نکنیم، در همه‌ی میدانها صمیمانه قدم برداریم. خدا با ملّت ایران است، و ان‌شاءالله پیروزی از آنِ ملّت ایران است. خداوند ان‌شاءالله همه‌ی شما را موفّق و مؤیّد بدارد. خداوند شهدای عزیز ما و امام بزرگوار ما را با پیغمبر محشور کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


ادامه مطلب
link  نوشته شده در  چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٤  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌(۱)
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

 خیلی جلسه‌ی مطلوب و جذّابی است برای بنده؛ جلسه‌ای که در آن شما برادران عزیز، ائمّه‌ی محترم جمعه، کارگزاران معنوی و فرهنگی انقلاب در سراسر کشور در آن حضور دارید. کاش میتوانستیم با یکایک شما برادران عزیز بنشینیم و صحبت کنیم. افسوس که هم وقت و هم توان و نیروی کارآمد، آن‌چنان نیست که به بنده این توفیق را بدهد که بتوانم با شما یکایک بنشینیم، صحبت کنیم و از شما بشنویم. دوست میداشتم که بتوانم از خطبه‌های نماز جمعه‌ی شما گاهی بشنوم. سابق به بعضی از شهرستان‌ها که میرفتیم، مقیّد بودم خطبه‌ی جمعه‌ی آن شهرستان را که از رادیو پخش میشد بشنوم؛ حالا دیگر مسافرتهایمان هم کم شده، این توفیق هم کمتر به ما دست میدهد. به‌هرحال این جلسه برای من جلسه‌ی مغتنمی است؛ شما را زیارت کردیم؛ گزارش جناب آقای تقوی را هم شنیدیم که مبسوط و مشروح و مفید بود. دو مطلب من عرض میکنم در این دیدار؛ یک مطلب درباره‌ی مسئله‌ی نماز جمعه است که مسئله‌ی مورد ابتلاء ما و شما است و مسئله‌ی بسیار مهمّی است؛ یک مسئله هم اجمالی در باب مسئله‌ی انتخابات است که نزدیک آن هستیم. چند جمله‌ای درباره‌ی هرکدام از این دو مسئله عرض خواهیم کرد.

 در مورد مسئله‌ی نماز جمعه باید عرض کنم که نماز جمعه یک قرارگاه است؛ قرارگاه ایمان، قرارگاه تقوا، قرارگاه بصیرت، قرارگاه اخلاق. از تعبیر قرارگاه نباید ما وحشت بکنیم، چون قرارگاه جزو تعبیرات و اصطلاحات مربوط به جنگ و مبارزه و این چیزها است. خب، این جنگ وجود دارد، بر ما تحمیل شده -ما درحال جنگیم، منتها جنگ نظامی نیست؛ جنگ معنوی است، جنگ اعتقادی و ایمانی است، جنگ سیاسی است- همچنان‌که در دفاع مقدّس هشت سال بر ما جنگ را تحمیل کردند. ما که دنبال جنگیدن با همسایه‌مان نبودیم، بر ما تحمیل شد؛ حمله کردند. ما ابتدا حمله نمیکنیم؛ حتّی در جایی که دفاع لازم نباشد، دفاع هم نمیکنیم؛ لَئِن بَسَطتَ اِلَیَّ یَدَکَ لِتَقتُلَنی مآ اَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ اِلَیکَ لِاَقتُلَکَ اِنّی اَخافُ اللهَ رَبَّ العلَمین؛(۲) ما این‌جوری هستیم. آنجایی که دفاع لازم است، چرا، وارد عرصه‌ی دفاع میشویم. و خدا را شکر که ملّت ایران، نیروهای انقلاب، رهبر بزرگ و عزیزِ فقیدِ ما -که بحمدالله نامش، یادش، راهش زنده است- نشان دادند که در زمینه‌ی دفاع، توانا هستند. ما در حال یک چنین نبردی هستیم؛ ما در حال یک چنین جهادی هستیم. به ایمان مردم ما حمله میکنند، به بصیرت مردم ما حمله میکنند، به تقوای ما حمله میکنند، به اخلاق ما حمله میکنند، ویروس‌های گوناگونِ خطرناکِ معنوی را در میان ما پراکنده میکنند؛ خب، ما چه کار کنیم؟ باید دفاع کنیم. این، قرارگاه لازم دارد، مثل قرارگاه‌های میدان جنگ؛ نماز جمعه یکی از مهم‌ترینِ این قرارگاه‌ها است؛ قرارگاه ایمان است، قرارگاه تقوا است. با این چشم به نماز جمعه نگاه کنیم. شما هم فرمانده قرارگاهید؛ قرارگاه‌های میدان جنگ هرکدام فرماندهی دارند؛ فرمانده قرارگاه امامت جمعه، شخص امام جمعه است.

 خب، عمده‌ی [هدف‌] در این قرارگاه تبیین است؛ مسئله‌ی تبیین. عمده‌ی هدف انبیای الهی تبیین بود؛ حقیقت را بیان کنند؛ چون آن چیزی که موجب میشود انسانها گمراه بشوند این است که حقیقت را نمی‌شناسند؛ عمده این است. از این قبیل هم هستند که حقیقت را میدانند امّا انکار میکنند، لکن عمده‌ی انحرافها ناشی از ندانستن حقیقت است و انبیای الهی آمدند تا حقیقت را بیان کنند، واضح کنند، ظاهر کنند، حجّت را تمام کنند بر مردم؛ مسئله‌ی تبیین این است. اَلعُلَماءُ وَرَثَةُ الاَنبیاء؛(۳) شما میراث‌بر انبیا هستید، از جمله در این قضیّه؛ مسئله‌ی تبیین.

 نماز جمعه همچنان‌که از اسم آن پیدا است، محلّ جمع است، محلّ اجتماع است؛ این هم یک فرصت بزرگی است برای تبیین کردن. گاهی شما ناچارید بروید به درِخانه‌ی این، درِخانه‌ی آن، یا اینکه از راه‌های غیرمستقیم استفاده کنید. این وسایل ارتباط جمعی که امروز وجود دارد، درست است که فراگیر است -اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و بقیّه‌ی چیزها خیلی فراگیر است- لکن نگاه روبه‌رو و چشم‌درچشم و احساس حضور و شنیدن نفَس گوینده و مخاطب یک چیز دیگر است؛ اجتماع، دُور هم جمع شدن، یک چیز دیگر است. ممکن است چند صد هزار نفر یک حرفی را، یک پیامی را در اینترنت یا با پیامک بگیرند، امّا این خیلی فرق میکند با اینکه همین چند صد هزار نفر یک‌جا جمع بشوند، یک نفر با آنها حرف بزند، صحبت کند. این نگاه کردنِ روبه‌رو یک تأثیر فوق‌العاده‌ی دیگری دارد؛ این در اختیار شما است. نماز جمعه فرصت اجتماع است، محلّ تجمّع است؛ مردم را گرد هم جمع میکند؛ میتوانند با هم تبادل کنند؛ میتوانند قرار بگذارند؛ میتوانند اقدام کنند؛ اینها خیلی مهم است. کسانی که از دین بیگانه هستند -چه خارجی‌ها، چه بعضی از عوامل بیچاره‌ی خودمان در داخل که این امکانها را ندارند- حسرت میخورند که چطور نمیتوانند و وسیله‌ای ندارند برای اینکه مردم را یک‌جا جمع کنند، با هم حرف بزنند، با هم تبادل کنند؛ با عناوین مختلف میخواهند این کارها را انجام بدهند؛ تازه [مانند] این درنمی‌آید.

 خب، حالا که این‌جور شد، پس نماز جمعه قلب فرهنگی هر شهر است؛ مرکز فرهنگی هر شهر، نماز جمعه است؛ البتّه شرایطی دارد که حالا بعضی از اینها را عرض خواهیم کرد. جایی است که آنجا هدایت‌گری انجام میگیرد؛ من تأکید میکنم این هدایت‌گری صرفاً هدایت‌گری سیاسی نیست، هدایت‌گری سیاسی و فرهنگی است. ما گمان نکنیم که اگر فرض کنید در فلان مسئله‌ی سیاسی روز که محلّ ابتلاء هم هست، دادِ سخن دادیم و حرف زدیم و مطالب خودمان را با بیان شیوا بیان کردیم، قضیّه تمام شد؛ نه، ما هدایت‌گری فرهنگی را از هدایت‌گری سیاسی بنیانی‌تر میدانیم؛ هدایت‌گری سیاسی خیلی لازم است و از آن نباید صرف نظر کرد، امّا هدایت‌گری فرهنگی و فرهنگ مردم، اخلاق مردم‌ [مهم‌تر است‌].

 فرض بفرمایید که مسئله‌ی سبک زندگی که ما سه چهار سال پیش مطرح کردیم،(۴) یکی از مسائل مهم است. سبک زندگی شُعبی دارد؛ یکی از مهم‌ترین اهداف دشمنان ملّت ایران و دشمنان اسلام این است که سبک زندگی مسلمانها را عوض کنند و شبیه به سبک زندگی خودشان بکنند. واقعیّتهای زندگی، در فکر انسان اثر میگذارد؛ رفتار روزانه در دل و روح انسان اثر میگذارد -هم روح خود انسان، هم روح مخاطبان و معاشران انسان- اینها میخواهند این را تغییر بدهند.

 اسلام یک سبک زندگی برای ما آورده است. فرض بفرمایید ادب. یکی از کارهای مهم ادب است. فرنگی‌ها در برخوردهای معمولی‌شان خیلی مقیّد به ادب نیستند؛ ما ایرانی‌ها از قدیم معروف بودیم به اینکه در گفتارهایمان، در مخاطباتمان ملاحظه‌ی ادب را میکنیم؛ احترام طرف مقابل را حفظ میکنیم. اینها میخواهند این را عوض کنند و متأسّفانه یک جاهایی هم موفّق شده‌اند. فرض کنید شما با یکی مخالفید، میخواهید راجع به او حرف بزنید؛ دوجور میشود حرف زد: یک‌جور میشود هتّاکانه و بی‌باکانه و بی‌ادبانه حرف زد؛ یک‌جور هم میشود مؤدّب حرف زد. شما ببینید در قرآن کریم در بسیاری از موارد وقتی صحبت از فاسقین است، صحبت از کافرین است، صحبت از بدهای اشرار عالم است، میفرماید: وَ لکنَّ اَکثَرَهُم لا یَعلَمون؛(۵) نمیگوید همه‌ی آنها؛ ملاحظه میکنید؛ بالاخره یک اقلّی هستند بین همینها که اینها تعقّل دارند؛ قرآن کریم ملاحظه‌ی حقّ آنها را میکند و «اَکثَرَهُم» میفرماید.

 یک مسئله در همین سبک زندگی و عادات و روشهای خوب زندگی، مثلاً حالا کتاب‌خوانی [است‌]. البتّه در این گزارشی که فرمودند، یک اشاره‌ای به این معنا هست، منتها این خیلی مهم است که ما مردم را، جوانها را وادار کنیم به کتاب‌خوانی. کتاب خواندن خیلی مهم است؛ کتاب خوب را هم معرّفی کنید. حتّی بنده تصوّر میکنم -حالا البتّه این را باید آقایانی که مسئول هستند، جوانبش را بررسی کنند- و فکر میکنم خوب است که محلهای نماز جمعه، مرکز نمایش کتابهای خوب و کتابهای روز و کتابهای مطلوب باشد؛ که بیایند ببینند این کتابها هست، اگر میخواهند از همانجا یا از جای دیگر تهیّه کنند. مردم را وادار کنیم به کتاب‌خوانی؛ نخبگان را وادار کنیم به تولید کتاب؛ اینها یک چیزهایی است که لازم است. خب، این برخی از این مسائل بود.

 یکی از مسائل مهم در باب نماز جمعه، جذب جامعه‌ی جوان کشور است. ما با اینکه نسبتِ جوانهایمان الان از قبل -سالهای دهه‌ی ۶۰ و اوایل دهه‌ی ۷۰- اندکی کمتر است امّا درعین‌حال جامعه‌ی ما بحمدالله جامعه‌ی جوانی است؛ ما جوان زیاد داریم. جوانها را جذب کنید به نماز جمعه؛ جذب جوانها به نماز جمعه با گفتن اینکه «جوانها بیایید، جوانها تشویق بشوید» به این‌جور چیزها درست نمیشود؛ باید جوان کشانده بشود از طریق دل، از طریق فهم. یکی از چیزهایی که جوان را جذب میکند به نماز جمعه، سخن متقن و متین است. حرف سست، چه در زمینه‌ی سیاسی، چه در زمینه‌ی فرهنگی، افرادی را که در آنجا هستند -حالا یک عدّه‌ای عادت کرده‌اند، به‌عنوان عادت می‌آیند نماز- آن جوانی را که دنبال حرف است که از این منبر بشنود، او را جذب نمیکند؛ حرف نو [بزنید]: «سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر».(۶) معنای حرف نو حرف بدعت‌آمیز نیست که بگوییم آقا بدعت! نه، سخن نو؛ شما فکر بکنید، تأمّل کنید، اندیشه کنید، کاوش کنید، سخنان نوِ جذّاب پیدا میکنید برای جوانها؛ آن‌وقت جوانها می‌آیند. می‌آیند در این جلسات شرکت میکنند؛ خودشان شرکت میکنند بدون اینکه شما به آنها بگویید.

 برادران عزیز! یکی از چیزهایی که جوانها را جذب میکند احساس صمیمیّت است. جوان عاطفی است؛ با هدایت عاطفه و دل، خیلی کارها را انجام میدهد. اگر احساس صمیمیّت کند، احساس مهربانی کند، احساس راستی کند، می‌آید؛ احساس کبریا در من و شما بکند، نمی‌آید؛ احساس غرور بکند، احساس تظاهر بکند، نمی‌آید. این چیزها را باید درست کرد، آن‌وقت جوان می‌آید. وقتی جوانها آمدند، شما درواقع نیروی محرّکه و پیشران کشور را دارید تغذیه میکنید. جوان، نیروی پیشران کشور است؛ او را آن‌وقت تغذیه میکنید.

 یکی از چیزهایی که در مورد ائمّه‌ی جمعه به نظر بنده مهم است -که دنبال همین حرف قبلی است- رفتار طلبگی است، نه رفتار اداری. دستگاه امامت جمعه، یک دستگاه طلبگی است؛ دستگاه آخوندی است؛ دستگاه اداری نیست؛ شکل اداری به آن نباید داد. حضور مدیرانه در باب نماز جمعه جواب نمیدهد؛ حضور طلبگی و روحانی‌مآب و آخوندمآبانه جواب میدهد؛ رفتار رئیس‌مآب نباید باشد، رفتار روحانی‌مآب باید باشد؛ رفتار پدرانه، رفتار برادرانه، رفتار صمیمانه؛ این رفتار روحانی است.

 [مسئله‌ی‌] بعدی هم ملاحظه‌ی حق را کردن [است‌]. گاهی اوقات من میبینم بعضی از کسانی که مثلاً منبرهای عمومی نسبتاً بزرگی دارند، برای گفتن مطلب، ملاحظه‌ی خواست مخاطب را میکنند؛ یک‌وقت او دلش میخواهد شما این‌جوری حرف بزنید، شما [هم‌] این‌جوری حرف میزنید؛ این غلط است. ما قبل از انقلاب هم داشتیم. در بین نیروهای اهل حرف و مثلاً مباحث نو و مباحث فکری اسلامی، کسانی بودند که نگاه میکردند ببینند این کسی که اینجا آمده از چه چیزی خوشش می‌آید؛ اگر از یک حرف مثلاً خاصّی ولو غلط هم بود خوشش می‌آمد، اینها میگفتند. این [کار] را نکنید، این غلط است. آنچه درست است بگویید، ولو به مذاق شنونده خوش نیاید؛ [کمااینکه] میتوان آن را با استدلال و با زبان گرم و نرم بیان کرد که همان حرفی که برخلاف مذاق او است و به کام او ممکن است تلخ هم باشد، به کام او شیرین کرد.

 یک مسئله‌ی دیگر هم مسئله‌ی تکریم امام‌جمعه است. امام‌جمعه، هم خودش باید خود را تکریم کند، هم مردم باید او را تکریم کنند، هم دفتر مرکزی که در تهران است او را باید تکریم بکند. تکریم به‌معنای تشریفات نیست، به‌معنای فرش قرمز انداختن نیست؛ تکریم یعنی قدرشناسی؛ [اینکه] شما به‌عنوان امام‌جمعه، خودتان قدر خودتان را بدانید و خودتان را تکریم بکنید؛ معنایش این است که دامن را از چیزهایی که انسان را آلوده میکند بالا نگه [دارید]. اینها چیزهای مهمّی است که بایست مورد توجّه قرار بگیرد.

 به‌هرحال، فرصت امامت جمعه و توفیق اقامه‌ی جمعه در کشور ما حقیقتاً توفیق بزرگی است. در بعضی از کشورهای اسلامی، معمول است که [خطبه‌های‌] نماز جمعه را دستگاه‌های اداری روی کاغذ مینویسند و میدهند به امام‌جمعه، آن امام‌جمعه هم میرود و در آن منبر همان کاغذ را میخواند. این نماز جمعه نیست به نظر ما؛ این خطبه‌ی نماز جمعه نیست. این خواندن بخشنامه‌ی فلان اداره است؛ فلان اداره که مخصوص مسائل مذهبی است، یک چیزی مینویسد و میگوید آقا، این را شما برو آنجا بخوان، او هم میرود آنجا میخواند. خطبه‌ی نماز جمعه این نیست؛ خطبه‌ی نماز جمعه آن است که از دل و مغز فعّال امام‌جمعه میجوشد و تراوش میکند، بر زبان او می‌آید و با بیان بلیغ و فصیحی، برحسب نیاز مردم، آن را به مردم منعکس میکند. هروقتی یک خلأیی وجود دارد، هروقتی یک نیازی وجود دارد؛ این نیاز را باید شناخت. باید آن چیزی را هم که این نیاز را برطرف میکند شناخت؛ آن داروی فکری، آن طعام فکری و تغذیه‌ی فکری‌ای هم که این نیاز را برطرف میکند و اشباع میکند طرف مقابل را باید شناخت و با بیان خوب بایستی بیان کرد. این آن چیزی است که به نظر من، در مورد مسئله‌ی امامت جمعه لازم است.

 به‌هرحال ما قدردان نماز جمعه هستیم، از خدای متعال هم واقعاً متشکّریم. یک‌وقتی با ائمّه‌ی جمعه، خدمت امام رفته بودیم؛ آن سالهای اوّل که تازه تشکیل شده بود و امام هم بنده را مفتخر کرده بودند به امامت جمعه‌ی تهران، ما با ائمّه‌ی جمعه خدمت ایشان رفتیم و بنده یک صحبتی کردم. آن جمله‌ای که من گفتم که از دلم برآمده بود، این بود که گفتم همچنان‌که خدای متعال برای مردم لیلةالقدر را قرار داد، و در تفسیر سوره‌ی انّاانزلنا از ائمّه (علیهم‌السّلام) نقل شده است که در حکومت بنی‌امیّه هزار ماه گذشت و مردم لیلةالقدر نداشتند -هزار ماه حکومت بنی‌امیّه بود، در آن هزار ماه لیلةالقدر نبود و مردم محروم بودند از این لیلةالقدر؛ این در روایات ما هست- همین‌طور ما از نماز جمعه در دوران حکومت طاغوت محروم بودیم. در بعضی از شهرها، به‌عنوان همان روش قدیم، حکّام یک نفر را معیّن میکردند و میگذاشتند. البتّه در بعضی از شهرها هم مثل مشهد، امام‌جمعه‌ی محترم و مکرّمی بود -مرحوم آقای حاج شیخ غلامحسین تبریزی که مرد بسیار: هم عالم، هم متّقی، هم زاهد [بود]- که ربطی به حکومت نداشت؛ ازاین‌قبیل هم داشتیم، لکن در خیلی از شهرهای دیگر، امام‌جمعه منصوب آن حکومتهای طاغوت بود؛ مردم هم نمیرفتند و اعتنا هم نمیکردند. آن نماز جمعه‌ای که حاکم طاغوتی آن را بگذارد، برای مردم جذّاب نیست و مردم هم نمیرفتند. گفتم ما در سالهای متمادی محروم بودیم از نماز جمعه و شما نماز جمعه را به ما دادید، به ملّت ایران دادید. واقعاً نعمت بزرگی است. این راجع به مسئله‌ی امامت جمعه.

 امّا مسئله‌ی انتخابات. البتّه تا انتخابات هنوز وقت هست -مثلاً فرض کنید چهل پنجاه روزی هنوز وقت داریم- ما هم مجال داریم تا مطالبی که داریم به مردم عرض کنیم. بنده مخالفم با اینکه دو سال قبل از انتخابات یا یک سال قبل از انتخابات، فضای کشور را ما انتخاباتی بکنیم؛ بنده مخالفم، امّا خیلی‌ها این کار را کردند؛ این غلط است. وقتی فضا انتخاباتی شد، لازمه‌ی فضای انتخاباتی رقابت و درگیری -ولو درگیری زبانی- و تبادل انواع و اقسام حرفهای احیاناً نامناسب و زشت به یکدیگر است. فضای انتخاباتی، انسان را از حقایق جاری جامعه و از نیازهای حقیقی جامعه غافل میکند. این کار، کار خوبی نیست، بنده مناسب نمیدانستم که از قبل راجع به انتخابات صحبتی بکنم؛ لکن حالا دیگر تقریباً فصل انتخابات است و بایستی مطالبی را گفت.

 اوّلاً نفْس انتخابات خیلی اهمّیّت دارد؛ این نعمت بزرگی است. همان‌طور که در باب نماز جمعه عرض کردیم، در باب انتخابات هم عرض میکنم که انتخابات واقعاً نعمت بزرگی است. این هم از برکات نگاه روشن و عمیق امام بزرگوار ما بود. کسانی در همان زمان بودند که معتقد بودند [وقتی‌] حکومت اسلامی است، انتخابات لزومی ندارد؛ امام فرمود نه، انتخابات باید باشد و منشأ اثر باشد، مردم تصمیم بگیرند، مردم انتخاب کنند و آنچه مردم میخواهند بشود. نتیجه‌ی این سیاست، این شد که مردم در کنار انقلاب و در وسط میدان باقی ماندند و تا امروز بحمدالله باقی مانده‌اند؛ چون خود مردمند که دارند انتخاب میکنند، خود مردمند که دارند تصمیم میگیرند. انتخابات نعمت بزرگی است.

 دشمنان ما که حاضرند برای خاطر تشفّی قلبهای سیاه و تاریکشان، شب را روز، و روز را شب جلوه بدهند، کشور را متّهم میکنند به دیکتاتوری و این حرفها. زمان امام (رضوان‌الله‌علیه) هم میگفتند، اوایل انقلاب هم میگفتند: «دیکتاتوری نعلین». نعلین اصلاً قابل دیکتاتوری نیست! طبیعت نعلین طبیعت دیکتاتوری نیست؛ آن طبیعت چکمه است که طبیعت دیکتاتوری است. امام فرمود که ولایت فقیه جلوی دیکتاتوری را میگیرد؛ این فرمایش امام بود و خیلی حرف عمیق و پُرمغزی است؛ واقع قضیّه هم همین است. انتخابات از جمله‌ی چیزهایی است که بحمدالله [در جمهوری اسلامی‌] هست. ما این‌همه هم انتخابات داشته‌ایم [امّا] دشمنان ما هم دریغ نکردند از اینکه بگویند اینجا دیکتاتوری است. [درحالی‌که] دیکتاتورهای منطقه رفیقهای خودشان هستند و بر سرِ خوان غارت و یغمای ملّتها با هم شریکند و سهیمند، به آنها چیزی نمیگویند -مثل همین دولتهایی که مشاهده میکنید و می‌بینید و میدانید- امّا جمهوری اسلامی را متّهم میکنند. اگر انتخابات نبود، این دیگر تهمت نبود [بلکه] واقعیّت میشد؛ یعنی اگر حقیقتاً از مردم این حق گرفته میشد، حرف دشمن راست درمی‌آمد. بحمدالله این حق به مردم داده شده است، انتخابات هم هست، انتخابات هم بحمدالله آزاد است. وجود انتخابات، هم در جوّ داخلی یک احساس استقلال و هویّتی به مردم میدهد و احساس میکنند که همه‌چیز مال خودشان است -واقع قضیّه هم همین است؛ صاحب مملکت مردمند و خودشان تصمیم میگیرند، خودشان اقدام میکنند؛ هم در قوّه‌ی مجریّه، هم در قوّه‌ی مقنّنه، هم بالواسطه در مورد رهبری و بقیّه‌ی مواردی که انتخابات است- هم مایه‌ی آبرو و اعتبار در خارج از کشور است؛ در جوّ جهانی، حقیقتاً این انتخابات مایه‌ی اعتبار و آبرو است. بنابراین خود انتخابات، فی‌نفسه یک امر بسیار مهم و یک نعمت بزرگ است.

 انتخابات را نباید خراب کرد. بعضی‌ها خوششان می‌آید و کأنّه عادت دارند که از نزدیکی انتخابات، دائم بر کوس نامطمئن بودن انتخابات بدمند؛(۷) عادت کرده‌اند. این خیلی عادت بدی است، مرض بدی است، چرا؟ انتخابات انتخابات سالمی است. ممکن است در هر انتخابی، یک تخلّفی در یک گوشه‌ای انجام بگیرد؛ این ممکن است، همیشه هم ازاین‌قبیل اتّفاق می‌افتد -خب در کارهای خود ما هم، کارهای شخصی و عمومی و خصوصی‌مان ممکن است تخلّفاتی اتّفاق بیفتد- امّا تخلّفاتی که نتایج انتخابات را تغییر بدهد، مطلقاً وجود ندارد؛ تخلّف سازمان‌یافته مطلقاً وجود ندارد؛ عدم رعایت مسئولان دولتی و غیردولتیِ انتخابات ابداً وجود ندارد. از اوّل انقلاب تا حالا هم همین‌جور بوده؛ مسئولان، مسئولانه به مسائل انتخابات [پرداخته‌اند و] همه‌ی دولتهایی که در این بین بوده‌اند. دولتهایی که آمده‌اند و رفته‌اند، بعضی‌ها از لحاظ گرایشهای سیاسی ۱۸۰ درجه با هم تفاوت داشته‌اند امّا رفتار همه‌ی آنها در مورد انتخابات، رفتار درستی بوده. [نباید] کسی ادّعا کند که در این انتخابات خیانت شد یا [تقلّب] شد. یک‌وقتی -شاید این را من قبلاً هم گفته‌ام- در مورد انتخابات تهران در یک دوره‌ای، خیلی جنجال شد؛ سروصدا شد و اصرار شد بر اینکه این انتخابات ابطال بشود. بنده گفتم باید تحقیق کنید؛ در تهران دو سه میلیون از مردم آمده‌اند در انتخابات شرکت کرده‌اند، ما رأی اینها را بکلّی باطل کنیم؟ این چه حرفی است! باید تحقیق کنیم ببینیم چه‌جوری است. تحقیق کردیم، معلوم شد که نه این‌جور نیست. تحقیق مفصّل کردیم؛ بنده در آن سالها صریحاً نوشتم به شورای نگهبان که نخیر، انتخابات نباید دست بخورد. یعنی انتخابات حقّ مردم است، مال مردم است و ما نمیتوانیم انتخابات را متّهم کنیم به اینکه مثلاً فرض کنید که این‌جور است یا آن‌جور است؛ نه، انتخابات انتخابات سالمی است، در همه‌ی دوره‌ها سالم بوده، حالا هم ان‌شاءالله به توفیق الهی همین‌جور خواهد بود و چهارچوب قوانین و مقرّرات و وجود آدمهایی که مراقبند، مواظبند، موظّفند، نمیگذارد که انتخابات دچار این اختلال بشود. این یک مطلب.

 امّا عرض کردیم انتخابات حقّ‌النّاس است؛(۸) این حقّ‌النّاس امر مهمّی است. خب در زبانها هم زیاد تکرار میشود که فلانی گفته انتخابات حقّ‌النّاس است و حقّ‌النّاس است و مدام تکرار میشود؛ منتها خب [باید] به عمق این حقّ‌النّاس برسیم. معنای حقّ‌النّاس بودن این نیست که فقط آن کسی که پای صندوق نشسته است باید این حقّ‌النّاس را رعایت کند که مثلاً فرض کنید آراء را عوضی نخواند یا کم و زیاد نکند؛ این یکی از مصادیق رعایت حقّ‌النّاس است. یک مطلب، مطلب حقّ داوطلب است؛ یکی از حقوق مردم، رعایت حقّ این داوطلبی است که می‌آید و وارد این میدان میشود و نامزد انتخابات میشود که اگر آدم صالحی است، ما او را رد نکنیم، میدان بدهیم به اینکه او بیاید. نقطه‌ی مقابلش هم همین‌جور است؛ اگرچنانچه آدم ناصالحی است، راهش ندهیم؛ اگرچنانچه در این مجلس -حالا چه مجلس خبرگان، چه مجلس شورای اسلامی، چه در هرجایی که انتخابات هست- آدمی باشد که صلاحیّت قانونی ورود در اینجا را نداشته باشد و ما از این اغماض کنیم، صرف‌نظر کنیم، رعایت نکنیم، دقّت نکنیم و او وارد بشود، این هم باطل کردن حقّ مردم است، خراب کردن حقّ مردم است؛ این هم ضدّ حقّ‌النّاس است.

 یکی از ابعاد دیگر حقّ‌النّاس بودن، حفظ امانت است؛ آن کسانی که آراء را در اختیار دارند، آن کسانی که آراء را میشمرند، آن کسانی که ثبت میکنند و گزارش میکنند، آن کسانی که جمع میبندند و خلاصه آن کسانی که اداره‌ی صندوقها به عهده‌ی آنها است، باید کمال امانت را رعایت کنند؛ یعنی در این زمینه‌ها اندک‌تخلّفی، خیانت در امانت است.

 یک بُعد دیگر حقّ‌النّاس بودن، پذیرش نتیجه‌ی قانونی انتخابات است؛ [یعنی‌] وقتی‌که به یک نتیجه‌ای رسید و مراکز قانونی تصدیق کردند که این است، پذیرش این نتیجه [حقّ‌النّاس است‌]؛ ضدّ آن کاری که در سال ۸۸ انجام شد. خب در سال ۸۸ یک حرف منکر و مستنکَری(۹) را آمدند مطرح کردند که تقلّب شده است و باید این انتخابات برهم بخورد؛ حالا مردم چقدر شرکت کردند؟ چهل میلیون! چهل میلیون [نفر از] مردم شرکت کردند در یک انتخاباتی و رأی دادند به کاندیداهای مختلف، نامزدهای مختلف؛ این آقایان به ادّعای تقلّب [این را گفتند]. البتّه بنده با اینها خیلی مماشات کردم -حالا کارهای جزئی‌ای که انجام گرفت طولانی است- مماشات کردیم، حرف زدیم، گفتیم بیایید، بگویید بروند صندوقها را نگاه کنند؛ هر تعداد صندوقی که شما میخواهید. اعتناء نکردند، گوش نکردند؛ بنا بر این نبود که زیر بار این حرف حق بروند؛ زیر بار حرف حق نرفتند و برای مملکت خسارت درست کردند. من نمیدانم بنا است که این خسارتهایی که در سال ۸۸ بر ما وارد شد کِی جبران بشود؟ واقعاً نمیدانم! هنوز جبران نشده. این هم یکی که نتیجه‌ی انتخابات را همه بپذیرند.

 یک مسئله‌ی دیگر، رعایت حق در سیاهه‌های پیشنهادی است؛ این سیاهه‌هایی که پیشنهاد میکنند، فهرستهایی که برای نامزدها میدهند. آن کسانی که این فهرستها را میدهند، واقعاً رعایت حق را بکنند؛ مسئله‌ی رفیق‌بازی و جناح‌بازی و مانند این چیزها را دخالت ندهند و نگاه کنند ببینند که چه کسی واقعاً شایسته است؛ آن کسی را که شایسته است بگذارند و به مردم معرّفی کنند. این هم یک بخش و یک بُعد از رعایت حقّ‌النّاس است.

 یک بُعد دیگر این است که مردمی که میخواهند رأی بدهند، اعتماد کنند به آن مجموعه‌هایی که واقعاً قابل اعتمادند؛ بعضی‌ها هستند که قابل اعتماد نیستند؛ کَالَّذِی استَهوَتهُ الشَّیٰطین؛(۱۰) گاهی این‌جور نیست که از روی صفا و واقعیّت و علاقه‌مندی به انقلاب‌ [باشد] -اساس کار، انقلاب است- و از روی علاقه‌مندی به انقلاب بیایند یک فهرست پیشنهادی را بدهند؛ نه، روی مقاصد دیگر -گاهی اوقات مقاصد فاسد- پیشنهادهایی میدهند. مردم توجّه کنند و ببینند که آن فهرستهایی را که پیشنهاد شده است از کجا پیشنهاد شده؛ از طرف چه کسی پیشنهاد شده؛ آن کسانی را که مورد اعتمادند، قابل اطمینانند، قابل اعتمادند انتخاب بکنند. این هم یکی از چیزها است. بنابراین مسئله‌ی حقّ‌النّاس که گفتیم این ابعاد را دارد -ابعاد دیگری هم دارد که حالا من نمیخواهم تفصیل بدهم- و واقعاً این به این معنا، حقّ‌النّاس است.

 یک مسئله‌ی مهم درباره‌ی انتخابات، حضور حدّاکثری است که حالا من ان‌شاءالله بعدها اگر عمر بود تا قبل از انتخابات، راجع به حضور حدّاکثری باز صحبت خواهم کرد. هرچه جمعیّت بیشتر در انتخابات شرکت کند، استحکام نظام و اعتبار کشور بالاتر خواهد رفت؛ هرچه بیشتر مردم شرکت کنند، اعتبار نظام بالا خواهد رفت. چون نظام، نظام مردمی است و واقع قضیّه این است که متّکی به عواطف مردم و احساسات مردم و انتخاب مردم و خواست مردم است. بنده این عقیده را [در مورد حضور] حدّاکثری از قبل هم داشته‌ام و همیشه هم رویش اصرار کرده‌ام، این بار هم اصرار دارم و ان‌شاءالله بیشتر هم درباره‌اش صحبت میکنم.

 یک مسئله مسئله‌ی نفوذ است؛ نفوذ. ما این مسئله‌ی نفوذ را در قضیّه‌ی برجام و پس از برجام مطرح کردیم؛ این خیلی مسئله‌ی عجیب و خیلی مسئله‌ی مهمّی است. کسانی که در مسائل گوناگون دسترسی به اطّلاعات دارند، خوب میدانند که چه دامی برای کشور گسترده‌اند یا میخواهند بگسترانند برای نفوذ کردن در حصن و حصار اراده و فکر و تصمیم ملّت ایران، با انحاء مختلفِ تدابیر و سیاستها و توطئه‌ها؛ این الان در جریان است؛ مردم در باب انتخابات باید خیلی متوجّه این باشند. اگر فرض کنیم عنصر نفوذی به شکلی وارد مجلس شورای اسلامی بشود یا وارد مجلس خبرگان بشود یا در ارکان دیگر نظام نفوذ بکند، مثل موریانه از داخل میجَود و پایه‌ها را سست میکند و فرو میریزد؛ قضیّه این‌جوری است. مسئله‌ی نفوذ خیلی مهم است که حالا من ان‌شاءالله عرض خواهم کرد. البتّه در این زمینه روشنگری لازم است؛ روشنگریِ بدون اتّهام، بدون تهمت زدن، بدون مصداق معیّن کردن، امّا روشنگری اذهان مردم؛ چیز لازمی است. ببینید، یکی از آن چیزهایی که قرآن کریم خطاب به مخالفین، به یهود در آن روز، [میگوید] و بر آنها ایراد میگیرد این است: لِمَ تَلبِسونَ الحَقَّ بِالباطِلِ وَ تَکتُمونَ الحَقَّ وَ اَنتُم تَعلَمون؛(۱۱) یکی از ایرادهای بزرگ این است که شما باطل را با حق مخلوط میکنید، مشتبِه میکنید؛ «لبس» یعنی اشتباه، «تَلبِسونَ» [یعنی‌] مشتبِه میکنید حق را با باطل، وَ تکتُمونَ الحَقَّ، حق را کتمان میکنید. حقیقت را باید بیان کرد که این وظیفه‌ی ما است.

 برادران عزیز! امروز روز حسّاسی است، روزگار، روزگار فوق‌العاده حسّاسی است. یک دستگاه پیگیر و یک جبهه‌ی فراگیر علیه انقلاب اسلامی مشغول کارند؛ پول به بازار می‌آورند، سلاح به بازار می‌آورند، توطئه می‌آورند، به قول خودشان اتاقهای فکر دارند و دائم دارند کار میکنند؛ علّت هم این است که احساس خطر میکنند. حق با آنها است، واقعاً باید احساس خطر کنند؛ چون فکر اسلامی از محدوده‌ی نظام جمهوری اسلامی خارج شده. خودش خارج شده؛ من بارها مثال زده‌ام و گفته‌ام مثل هوای خوش، مثل باد لطیف، مثل بوی گُل؛ بوی گُل را که نمیشود در باغ محصور کرد، بوی گل می‌آید و اطراف باغ پخش میشود. تفکّر انقلابی، تفکّر اسلامی ناب، تفکّر اسلامی که دارای حاکمیّت است و نه اسلامی که صرفاً حرف زدن است و همین‌طور بظاهر و به‌صورت تقدّس‌مآبانه یک احترام ظاهری‌ای برایش قائلند و هیچ هم به آن عمل نمیکنند، اسلامی که منشأ اثر است در ساخت جامعه و نظام جامعه. این یک فکری است که امروز در دنیای اسلام منتشر شده است و یک جاهایی انسانهای قوی و کارآزموده‌ای را پرورش داده و تربیت کرده، لذا احساس خطر میکنند. فکر هم میکنند که کانون این حرکت عظیم و همه‌گیرِ اسلامی، جمهوری اسلامی است؛ باید اینجا را بمباران فکری و بمباران سیاسی بکنند و دارند میکنند؛ انواع و اقسام کارها را میکنند: پول خرج میکنند، توطئه میکنند، میروند و می‌آیند در سطوح مختلف که با جمهوری اسلامی، با ایران اسلامی چه‌کار کنیم. همه‌ی کارهایی را هم که برایشان ممکن است انجام میدهند -ما خبر داریم؛ یعنی این چیزی که بنده عرض میکنم تحلیل نیست، اطّلاع است- از تحریکات داخلی، از تحریکات اشرار، از پول خرج کردن، از دامهای اخلاقی پهن کردن؛ انواع و اقسام کارها را دارند انجام میدهند برای اینکه بتوانند این نفوذ را انجام بدهند؛ بایستی به این توجّه داشت و این بسیار مهم است.

 آمریکایی‌ها به این انتخابات چشم طمع دوخته‌اند؛ اینها در ایران دنبال تحوّلند؛ ما هم دنبال تحوّلیم. بنده بارها گفته‌ام که جامعه نمیتواند ساکن بماند، باید پیش برویم، تحوّل پیدا کنیم، تغییر پیدا کنیم؛ منتها تحوّل ما به‌سمت اسلامی شدن کامل [است‌]. چون الان اسم ما اسلامی است امّا خب خیلی راه داریم تا اسلامیِ کامل بشویم؛ مرتّب باید پیش برویم و روزبه‌روز نزدیک‌تر بشویم به آن اهدافی که نبیّ مکرّم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) برای جامعه‌ی اسلامی معیّن و مقرّر کرده است؛ باید تلاش کنیم. ما هم معتقد به تحوّلیم امّا تحوّل آنها ضدّ تحوّل ما است؛ آنها که میخواهند تحوّل در ایران انجام بگیرد یعنی ما از آن اهداف، دائم دور بشویم؛ هرچه نزدیک شدیم دور بشویم، مدام عقب‌گرد کنیم و برویم به‌سمتی که آنها میخواهند. چشم طمع دوخته‌اند به همه‌ی حوادث داخلی کشور ما؛ در اینجا دو نفر از آدمهای شاخص که با همدیگر اختلاف نظر پیدا میکنند آنها چشم طمع میدوزند؛ و ازجمله به انتخابات؛ به انتخابات هم چشم طمع دوخته‌اند. ملّت ایران بایستی علی‌رغم دشمنان، حرکت خود را -چه در این انتخابات و چه در هر مسئله‌ی مهمّ دیگر اجتماعی- درست ضدّ خواست دشمن انجام بدهد و به دهان دشمن بکوبد.

 خب، فعلاً همین مقدار کافی است؛ ان‌شاءالله اگر عمری بود و مجال و فرصتی بود و حال و توانی بود، بعدها هم راجع به انتخابات باز عرایضی با مردم عزیزمان دارم که عرض خواهم کرد. حالا هم دیگر تقریباً ظهر است و وقت اذان و نماز؛ امیدواریم خدای متعال ما را از نمازگزاران محسوب فرماید.

والسّلام علیکم‌ و رحمةالله و برکاته‌


ادامه مطلب
link  نوشته شده در  دوشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٤  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در دیدار اعضای هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 خیلی خوش آمدید و لطف فرمودید. بنده هم از آقایانی که تشریف آوردند و این فرصت را به ما دادند که راجع به مسائل انتخابات قدری بیشتر صحبت کنیم، تشکر میکنم. همچنین از این‌که بار سنگینی بر دوش گرفته‌اید، تشکر میکنم؛ هم از خود جناب آقای رضوانی، (۱) هم از سایر اعضای شورای نگهبان، و هم از آقایانی که در این قضیه‌ی بخصوص همکاری میکنند. بله، واقعاً بار سنگینی است و همان‌طور که اشاره کردید، یقیناً حسن عمل و دقت در این کار و رفتار کردن به مُرّ وظیفه - اعم از آنچه در جزییات قانون، یا خارج از جزییات قانون وجود دارد؛ به‌هرحال گاهی اوقات «وظیفه» چیزهایی را برای انسان املاء میکند - لازمه‌ی آن است. اینها کارهای بسیار سختی است؛ ان‌شاءاللَّه که خداوند به شماها اجر بدهد و تلاش و زحمتی که میکشید، مقبول درگاه خداوند متعال باشد.

بنده نسبت به آن سه موردی که جناب آقای رضوانی سؤال فرمودند، (۲) نظری عرض خواهم کرد؛ لیکن این جلسه، جلسه‌ی مهم و مغتنمی است. من کلیاتی را راجع به مسائل مربوط به قضیه‌ی نظارت یادداشت کرده‌ام که عرض کنم. البته آنچه که من عرض خواهم کرد، مطمئنم که برای آقایان محترم اعضای شورای نگهبان و همچنین برای آقایانی که در این سطح عالی با آنها همکاری میکنند، جزو واضحات است و هیچ چیزی بر معلومات آنها نخواهد افزود؛ لیکن در عین حال برای کسانی که بعد ممکن است بخواهند این حرفها را بشنوند یا از خبرش اطلاع پیدا کنند، تذکرتاً عرض میکنم.

 آنچه را که میخواهم عرض کنم، در چهار محور خلاصه میشود:

 محور اول این است که شورای نگهبان مطمئن‌ترین دستگاه و ارگانی است که انقلاب به نظام کشور بخشیده است. ما برای این‌که به طور کلی از سلامت نظام مطمئن باشیم، مهمترین و رساترین و فعالترین و مؤثرترین مجموعه‌ی ما همین شورای نگهبان است. در قانون اساسی ما، شورای نگهبان حتّی نقشی مهمتر از طراز اولی که در صدر مشروطیت گذاشته شد، دارد. اولاً طراز اول، به مسائل قانون اساسی و امثال اینها کاری نداشت؛ فقط به مسأله‌ی شرع کار داشت؛ ثانیاً این کسانی که امروز در شورای نگهبان هستند، با مسائل کشور و مسائل انقلاب و مشکلاتی که بر سر راه انقلاب هست، واقفترند، تا آن کسانی که در آن روز میخواستند در نقش طراز اول کار کنند. البته دیدیم که در آن روز دشمنان اسلام و دشمنان آزادی ایران نتوانستند طراز اول را تحمل کنند و چه زود آنها را از صحنه خارج کردند؛ اول وجودشان را، بعد خودِ اعیانشان را بیاثر کردند و این ارگان را بکلی حذف کردند! بدون طراز اول، دهها سال مشروطیت ادامه پیدا کرد و شد آنچه شد: مشروطه به استبدادی از طراز استبدادهای درجه‌ی اول تبدیل شد؛ یعنی از استبداد ناصرالدین شاهی بالاتر! هیچ کس نمیتواند بگوید که استبداد رضاخان از استبداد ناصرالدین شاه کمتر است؛ بلکه بلاشک بیشتر از آن است. ناصرالدین شاه در قضیه‌ی تنباکو وقتی که حرکت مردم را دید، عقب نشست؛ اما رضاخان در سال ۱۳۱۴ هنگامی که حرکت مردم و علما را دید، حرکت مردم را سرکوب کرد و علما را دستگیر نمود و واقعه‌ی مسجد گوهرشاد را پیش آورد! به اعتقاد ما، همه‌ی اینها ناشی از عدم حضور طراز اول در آن‌جاست؛ والّا اگر علمای پیش‌بینی شده‌ی در متمم قانون اساسی - که همان طراز اول باشند - حضور میداشتند و میتوانستند نقش خودشان را ایفا کنند، ما امروز از آنچه که هستیم، خیلی جلوتر بودیم. خوشبختانه حضور امام(رضوان‌اللَّه‌تعالیعلیه) در انقلاب، با آن قاطعیت و آن بصیرت و آن حزم(۳) و آن حکمتی که در ایشان بود، اجازه نداد که دشمنان بخواهند نسبت به شورای نگهبان همان کاری را بکنند که با طراز اول کردند.

 امروز هم بحمداللَّه شورای نگهبان در اوج اقتدار قانونی و معنوی است؛ و هم در قضیه‌ی قوانین، و هم در قضایای فرعی - از قبیل این قضیه‌یی که امروز شما به آن دچار هستید - مورد قبول مردم و مورد اعتماد و توجه دستگاهها و پشتیبان نظام است. هرکس که این موقعیت را برای شورای نگهبان نپسندد و با آن معارضه و مقابله بکند، آگاهانه و یا ناآگاهانه در همان خطی قرار گرفته که یک روز قبل از رضاخان و در زمان رضاخان، در راه حذف آن طراز اول اقداماتی انجام گرفت و نتایجی به بار آورد. شورای نگهبان در حرف و اقدام و کار خودش، امین و مؤتمن است و همه موظفند که به چشم امین به آن نگاه کنند. هر قاضی عادلی هم وقتی که قضاوت میکند، ممکن است یک نفر در دلش به او اعتراض داشته باشد - چون بین ماها عصمت که نیست - و آن اعتراض بحق هم باشد؛ اما حکم قاضی، حکم یک امین مؤتمن است و بایستی عملاً مورد اعتماد قرار بگیرد. امروز وضع شورای نگهبان این‌طور است؛ هم در قوانین، هم در تصرفات اجرایی و شبه اجرایی - از این قبیلی که ما در باب انتخابات مشاهده میکنیم - بایستی مورد اعتماد و قبول و ائتمان مردم باشد و بحمداللَّه هست و هیچ کس نباید به خودش اجازه بدهد که از این موقعیت و مقام شامخ معنوییی که قانون برای شورای نگهبان معین کرده، حَطّی(۴) انجام بدهد و نسبت به آن خدشه‌یی وارد کند. با علم و معرفت و بصیرت به این موقعیت است که ما در باب تصرفات شورای نگهبان حرف میزنیم و نسبت به آن تصمیم‌گیری میکنیم.

 محور دوم این است که کار نظارت بر انتخابات، کار بسیار بااهمیتی است؛ زیرا که سلامت انتخابات، سلامت مجلس را به دنبال دارد؛ و سلامت مجلس، سلامت قوانین و مایه‌های کار را در کشور به دنبال دارد. یک دستگاه اجرایی هرچند هم که کارآمد باشد، اگر قوانینی که در اختیار آن قرار میگیرد، قوانین رسا و سالم و صحیحی نباشد، بالاخره در آن انحراف پیدا خواهد شد. صحت نظام ما به حفظ جهت اسلامی و رعایت قانون اساسی در آن است؛ و این با شورای نگهبان تأمین میشود. اگر سلامت نظام به این است که قوانین صحیحی باشد و اسلام در آن رعایت بشود، چنانچه خدای ناکرده مجلس نتواند قوانینِ آن‌چنانی را که منطبق با اسلام است، ارائه بکند و تصرفات مجلس، تصرفات خوب و درستی نباشد، بلاشک این در وضع دولت و اداره‌ی اجرایی کشور اثر خواهد گذاشت. بنابراین، سلامت نظام، به سلامت مجلس وابسته است. یک مجلس سالم و قوی و کارآمد و دارای اعضای مؤمن و منطبق با ضوابط، خواهد توانست پشتیبانىِ قانونی نظام را به شکل صحیحی انجام بدهد. بنابراین، شما که الان در آستانه‌ی رعایت این ضوابط در انتخابات هستید، کار بسیار مهمی را انجام میدهید؛ لذاست که بایستی ضوابط را بدقت رعایت کنید.

 آن نماینده‌یی که وارد مجلس میشود، بایستی یک انسان صالح باشد؛ حالا در چه حدی از معرفت و علم و توانایی باشد، آن چیزهایی است که قانون معین کرده و مردم طبق آنچه که صلاحشان هست، ان‌شاءاللَّه تشخیص خواهند داد و تصمیم‌گیری خواهند کرد؛ لیکن شما به عنوان یک ابزار اطمینان، نگذارید که خدای ناکرده در این طریق اختلالی به وجود بیاید. اگر کسی فاسد است - فساد مالی، یا فسادهای گوناگون اخلاقی، یا فساد عقیدتی و سیاسی - اگر کسی فتنه‌گری میکند، نظام را تضعیف میکند و کارایی دستگاهها را از آنها میگیرد - به تعبیر رسایی که بین مردم رایج است: چوب لای چرخ دستگاه میگذارد - واقعاً نمیتواند در آن تریبون به آن عظمت حضور پیدا کند؛ او نباید وارد مجلس بشود. آن کسانی که واقعاً رفتار و اعمال و گفتار آنها حاکی از این است که برای خاطر هر انگیزه‌یی - یا به انگیزه‌های سیاسی، یا به انگیزه‌های شخصی و خصلتی - با نظام مقابله دارند، اینها نباید وارد مجلس بشوند؛ از این جهت بایستی خیلی رعایت کرد.

این مسأله‌ی فساد مالی و فساد اخلاقی و فتنه‌گرییی که عرض کردم، یک مسأله‌ی جدی است. انسان کسانی را میبیند که وقتی در تریبونی قرار میگیرند، از آن تریبون برای فتنه‌گری استفاده میکنند؛ برایشان خلاف واقع گفتن و دروغ گفتن، بلکه مردم را بناحق تهییج کردن، حق را باطل و باطل را حق جلوه دادن، اهمیتی ندارد! واقعاً اگر چنین کسانی باشند، باید جلوی آنها را گرفت و نباید گذاشت به مجلس راه پیدا کنند.

 جناب‌عالی(۵) به مسأله‌ی قاچاق اشاره کردید. قاچاق، یک عنوان عام و وسیع و یک طیف است. مثلاً یک وقت هست که یک نفر فرضاً به خارج از کشور رفته و حالا آمده و یک دستگاه ضبط صوت هم با خودش آورده که مثلاً قاچاق محسوب میشود؛ یا مثلاً موقع خروج از کشور، فلان جنس را همراه خودش خارج کرده است. هرچند ورود و خروج آن اجناس طبق مقررات نبوده و البته این یک قانون‌شکنی و تخلف از قوانین است؛ اما معلوم نیست که این خیلی اهمیت داشته باشد که کسی را از صلاحیت بیندازد؛ بخصوص بعد از آن‌که آثار توبه و انابه هم ظاهر بشود. اما یک وقت هست که یک نفر با یک باند قاچاق ارتباط دارد و اصلاً کارش تمهید مقدمات و تسهیل طرق برای انجام قاچاق است؛ اینها یکسان نیستند. باید واقعاً نگاه کرد، حدود را مشخص کرد و فهمید که صرف عنوان کافی نیست. یا مثلاً یک نفر در یک معامله تخلف کوچکی داشته، اما یک نفر هم در امر معامله و تصرفات مالیش اصلاً آدم فاسد و سوء استفاده‌چی است؛ بناحق به دست میآورد، بناحق خرج میکند و بناحق به این و آن میدهد؛ اینها فساد مالی است. بنابراین، کار اهمیت دارد و باید ضوابط را در این کار بشدت رعایت کرد. من در قضیه‌ی انتخابات خبرگان هم خدمت آقایان عرض کردم(۶) که به نظر من مُرّ قانون خیلی مهم است. البته شما اهل قانون هستید و میدانید که قانون زبان دارد؛ زبان قانون را باید دانست و حدود قانون را باید کشف کرد. گاهی اوقات کلمات و الفاظ برای بیان آن مغزها و محتوای حقیقىِ قانون کافی نیستند؛ قانون‌شناسی مثل شماها میتواند درک کند که واقعاً قانون چه دارد میگوید.

 محور سوم، مسأله‌ی رعایتهای اخلاقی است که در این کار لازم است. البته در سطوح شما آقایان، این حرفها به ساحت شما اصلاً نزدیک هم نمیشود؛ اما وقتی کار وسیع میشود، بایستی خیلی روی این مسأله دقت و رعایت کرد؛ دایم بایستی این را گفت، تا این‌که همه‌ی عوامل و افرادی که هستند، آن را رعایت کنند.

جهات اخلاقی را باید رعایت کرد؛ از جمله یکی از آنها این است که مسائل شخصی افراد را نباید با آن مسائل عمده خیلی مخلوط کرد؛ مثلاً مسائل خطی و سیاسی را نباید با مواضع واقعی انقلابی و ضد انقلابی مخلوط کرد. ممکن است یک نفر باشد که از لحاظ سیاسی مذاقی داشته باشد؛ کسی است که طرفدار انقلاب و علاقه‌مند به انقلاب است و تلاش هم میکند؛ اما حالا در انقلاب زید را قبول دارد، عمرو را قبول ندارد؛ در حالی که ما عمرو را قبول داریم، زید را قبول نداریم؛ یا ما هر دوی زید و عمرو را قبول داریم، اما او یکی از آنها را قبول ندارد؛ این‌که جرم نیست. اگر اعضای هیأتهای نظارت دچار مسائلی شوند که امروز به آنها مسائل خطی گفته میشود، این واقعاً مسأله‌ی مهمی است؛ این شبیه گروه‌گرایی و قبیله‌گرایی و قوم‌وخویش‌گرایی است. یک نفر را برای خاطر این‌که جزو یک مجموعه است، قبول بکنیم؛ یک نفر دیگر را به خاطر این‌که جزو مجموعه‌ی دیگری است، رد بکنیم؛ نباید اجازه بدهیم که چنین چیزی در حوزه‌ی کار ما وارد بشود. حب و بغضها هم همین‌طور است؛ گاهی یک نفر از کسی خوشش می‌آید، از دیگری بدش می‌آید؛ باید واقعاً مواظبت کرد که در هیچ سطحی از سطوح، این مسأله دخالت نکند. بعضیها هستند که سروصدایشان زیاد است؛ بدون این‌که در آن فتنه‌گرییی وجود داشته باشد. در مقابل، بعضیها هستند که بدون سروصدا فتنه‌گری میکنند! اینها را باید حقیقتاً از همدیگر تفکیک کرد. شناختن افراد و تشخیص مصادیق فتنه‌گری و مصادیق کار سیاسی و کار خطی و تفکیک اینها از همدیگر، به نظر خیلی مهم می‌آید.

 آن چیزی که من قبلاً هم عرض کرده‌ام و الان هم تأکیداً و تأییداً عرض میکنم - با این‌که شما هم قبلاً به من گفته‌اید که این جهت حل شده است - این است که در هیچ جایی از جاها در سطح کشور، در رد و قبولها، این جهات خطی و سیاسی و این‌که فلانی نسبت به فلان کس چه موضعی دارد، مطلقاً نبایستی دخالت بکند. بدون تحقیق نبایستی افراد را متهم کرد. به ظواهرِ خیلی ابتدایی نبایستی نسبت به وجود جرمی در کسی حکم کرد؛ مثلاً الان رایج شده که بعضیها را به اندک چیزی «ضد ولایت فقیه» میگویند! معلوم نیست اگر کسی یک وقت در جایی یک کلمه حرفی زد، این ضدیت با ولایت فقیه باشد. البته ضدیت با ولایت فقیه، یعنی ضدیت با اصیل‌ترین و رکین‌ترین اصول و ارکان نظام جمهوری اسلامی - شکی نیست - منتها ضدیت معنایی دارد. مثلاً یک نفر هست که علیه این معانی مینویسد یا حرف میزند، یا با موقفها و مواضعی که از طرف دستگاه رهبری یا از طرف رهبری گرفته میشود و طبق قانون اساسی سیاستهای اصلی نظام را تشکیل میدهد، صریحاً و غالباً - ولو نه دایماً - مخالفت میکند، یا در مواقع حساس مخالفت میکند؛ اینها ضدیت است؛ لیکن آن کسی که حالا یک وقت در جایی یک کلمه حرفی زده، یا مثلاً نسبت به چیزی عکس‌العملی نشان داده، این ضدیت محسوب نمیشود.

 در زمان امام(رضوان‌اللَّه‌علیه) ما میدیدیم که ایشان مطلبی را میفرمودند، اما در مجلس همه به آن رأی نمیدادند؛ نمیشود گفت اینها ضد ولایت فقیه‌اند. من یادم هست که یک وقت راجع به رادیو و تلویزیون یک نظر این بود که رؤسای سه قوه، شورای عالی رادیو و تلویزیون باشند؛ همان شورای سرپرستییی که سابق بود. بنده خودم با ایشان صحبت کرده بودم و میدانستم که نظرشان این است که رئیس جمهور و رئیس مجلس و رئیس قوه‌ی قضاییه، اعضای شورای سرپرستی را تشکیل بدهند. قاعده‌اش هم همین بود که وقتی میگویند سه قوه نظارت کنند - که در قانون اساسی قبلی، تعبیر این‌گونه بود - باید شورایی با این ترکیب تشکیل شود؛ آسانترین وجهش این است. وقتی این پیشنهاد به مجلس آمد، آقای هاشمی آن را مطرح کردند؛ اما با اکثریت قاطعی رد شد! با این‌که ایشان هم گفتند که این نظر امام است، اما فقط عده‌ی معدودی به آن رأی دادند! واقعاً نمیشود به آن اکثریت گفت که شما ضد ولایت فقیه هستید؛ نه، همه‌شان هم فدایی امام و علاقه‌مند به امام و مخلص امام بودند؛ خیلیهایشان هم جبهه‌برو بودند؛ اما این حرف را قبول نداشتند؛ بنابراین باید واقعاً این چیزها از هم تفکیک بشود. در همان وقت ما کسانی را میشناختیم که به فلان مرکز میرفتند و صحبت میکردند و در اصلِ اعتبار نظر ولایت فقیه خدشه میکردند! این حرفها مربوط به امروز نیست که حالا کسی خیال کند بعضیها امروز این حرفها را میزنند؛ نه، همان زمان میزدند؛ ما در جریان بودیم و افرادش را میشناختیم؛ الان هم یقیناً آثار و نوارها و حرفهایشان هست. غرض، رمی به «ضدیت با ولایت فقیه» چیز آسانی نیست که ما تا اندک چیزی از کسی دیدیم، فوراً این مُهر را به پیشانی او بزنیم؛ ضدیت با ولایت فقیه، شواهد و ضوابطی دارد.

 علی اىّ‌ حال، این جهات اخلاقی باید خیلی با دقت رعایت بشود. البته آقایانی که بحمداللَّه در رأس هستند - چه خود آقایان شورای نگهبان، چه آقایانی که همکاری میکنند - نزاهت و طهارتشان اظهر از این است که کسی بخواهد درباره‌ی آن چیزی بگوید، یا چنین توصیه‌هایی بکند؛ لیکن در سطح عام این معنا هست.

 محور چهارم هم که به عنوان فذلکه(۷) و تتمه‌یی برای این حرفهاست، همان چیزی است که من یک وقت حضوراً هم به جناب آقای رضوانی و بعضی از آقایان عرض کردم و آن، گزینش افراد است. اینهایی که ما در سطح کشور به‌عنوان ناظر انتخاب میکنیم، چه‌طور آدمهایی هستند؟ این خیلی مهم است. بایستی هیچ بهانه‌یی برای این‌که کسی ایراد و خدشه‌یی وارد کند، وجود نداشته باشد. باید افراد پاکِ طاهر، حتّی ترجیحاً بدون گرایش واضح به یک جناح و جریان، به‌عنوان ناظر گزینش شوند. بعضیها آدمهای خوبی هم هستند؛ اما واضح است که حرکت آنها، حرکت خطی است؛ که حرکت خطی، حرکت خوبی نیست. حرکت خطی، غیر از این است که انسان مواضعی را به طور مدون قبول کرده باشد. حرکت خطی، یعنی گروه‌گرایی؛ یعنی کسی را که داخل یک مجموعه است، قبول میکند؛ به صرف این‌که در این مجموعه قرار دارد.

در سال ۶۲ که دو جریانىِ خیلی عمیقی در حزب جمهوری اسلامی به وجود آمده بود و کنگره‌ی مفصلی هم در مدرسه‌ی عالی شهید مطهری درست کرده بودیم، من صحبت کردم و از این دو جریان، به دو قبیله و دو طایفه تعبیر کردم! اصلاً بحث گروه و حزب نیست؛ چون دو حزب با مواضع فکریشان از هم جدا میشوند؛ اما این دو مجموعه، با خود افراد مجموعه از هم جدا میشوند، نه با مواضعشان؛ زیرا کسانی در این مجموعه هستند که خیلی هم مواضع این مجموعه را قبول ندارند، اما جزو اینهایند؛ کسانی هم در مجموعه‌ی آن طرفی هستند که باز همه‌ی آن مواضع را قبول ندارند، اما جزو آنها هستند؛ کأنه بحث بر سر تعصبات فامیلی و قبیله‌یی است! به عبارت دیگر، وقتی کسی جزو آن عده باشد، این عده نگاه نمیکنند که خصوصیات اخلاقی او چیست و معیارها چه‌قدر بر او منطبق است؛ ردش میکنند؛ آن عده هم کاری ندارند که معیارها و ضوابط چیست؛ قبولش میکنند؛ این غلط است؛ بعضی این‌طوری عمل میکنند؛ ولو این‌که در تصرفات شخصیشان آدمهای بدی هم نیستند. هرچه بشود انسان این تقسیم‌بندیها را در این مجموعه‌ها نیاورد، خیلی بهتر است؛ کسانی بیایند که معروف به این معانی نباشند، تا اطمینانی ایجاد بشود.

 آخرین جمله این‌که بالاخره شورای نگهبان همچنان که واقعاً وسیله‌ی اعتماد عمومی بوده است، باید مظهر این اعتماد هم باشد. هرچه افراد از جهات و جناحهای مختلف بیشتر در انتخابات شرکت کنند، این برای نظام بهتر است؛ برای شورای نگهبان هم بهتر است. ما باید کاری کنیم که این امکان و وسیله برای ورود اشخاصِ بیشتر فراهم بشود. نباید طوری باشد که یک جریان، ولو در یک شهر خاص، احساس بکند که در این انتخابات وارد نیست؛ باید طوری باشد که در همه جا همه احساس کنند که میتوانند آن فرد مورد نظر خودشان را واقعاً آزادانه انتخاب بکنند؛ یعنی شورای نگهبان و حرکتی که در این مقطع انجام میدهد، باید مظهر و آینه‌ی اعتماد عمومی باشد. البته من شخصاً به آقایان در حد اعلای اعتماد، اعتماد دارم. من شماها را از لحاظ اخلاقی و علمی، عادل و زکی و نزیه میدانم و مطمئنم که مصلحت هم آن‌طوری که هست، در ذهن آقایان واقعاً وجود دارد و ضوابط کاملاً رعایت خواهد شد؛ لیکن به هر حال اینها کلیاتی است که لازم است گفته بشود، تا برای عمل و موارد شبهه، وضع روشنی وجود داشته باشد.

 در مورد آن قضیه‌یی که فرمودید دلایل و مدارکی هم نیست، اما آدم میداند، عرض میکنم که اگر انسان میداند، باید طبق علمش عمل کند - از قبیل آنچه که مثلاً در مورد علم قاضی میگویند - منتها بایستی واقعاً ضوابط را رعایت کرد. نمیگوییم ضوابط، یعنی ملفوظ و منطوق قانون؛ لیکن میگوییم ضوابطی که شرعاً و قانوناً معتبر است، باید رعایت بشود. حالا اگر با آن ضوابط، واقعاً انسان علم پیدا کرد، طبعاً طبق علمش عمل خواهد کرد؛ این چیز قهری است.

 خداوند ان‌شاءاللَّه وجود شریف آقایان را محفوظ بدارد.

 والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

 

 

۱) رئیس هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات شورای نگهبان‌

۲) سؤالاتی به شرح زیر مطرح شد:

بعضی اشخاص طبق قانون موجود واجد صلاحیتند؛ لیکن به نظر ما چنین نیست. به‌عنوان مثال، در صورتی که شخصی به جرم قاچاق در محاکم محکوم شده باشد، طبق قانون از کاندیدا شدن محروم نمیشود؛ در این موارد چه باید کرد؟

 بعضی اشخاص به حسب مدارک موجود مجرم نیستند؛ اما ما با مدارک خود و چیزهایی که قانون به آن متذکر شده، آنها را مجرم میدانیم؛ در این موارد چگونه باید عمل کنیم؟

 بعضی از افرادِ رد صلاحیت شده سعی میکنند برای خود اثبات صلاحیت کنند و ممکن است برای این امر به حضرت‌عالی هم متوسل شوند؛ نظر شما در این خصوص چیست؟

۳) استواری، دوراندیشی

۴) از بهای چیزی کاستن‌

۵) آیةاللَّه رضوانی

۶) بیانات در دیدار با جمعی از ناظران و اعضای هیأت نظارت شورای نگهبان (۴/۰۷/۱۳۶۹)؛ ر. ک: ج ۵، ص ۱۹۸

۷) مجمل کلام‌

link  نوشته شده در  یکشنبه ٤ اسفند ۱۳٧٠  توسط انقلابی  نظرات ()

پیام به مناسبت حضور حماسی مردم در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

اتخابات ریاست جمهوریدر پی حماسه‌ی با شکوه و تاریخی ملت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تشکر و قدردانی خطاب به مردم ایران صادر کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این پیام با اشاره به حضور متراکم و خیره کننده ایرانیان مومن و غیور در صحنه حماسی انتخابات، این حضور عظیم را نشان دهنده رشد فزاینده سیاسی و پای فشردن بر مردم‌سالاری دینی صادقانه و باطل السحر بافته‌ها و گزافه‌های دشمنان حسود خواندند و تأکید کردند: پیروزِ حقیقی انتخابات، ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذناپذیر و چهره‌ی پُرنشاط و مصمّم و دل سرشار از امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.

متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت عزیز ایران!
صحنه حماسی و پُرشور انتخابات در روز جمعه‌ی ۲۴ خرداد، آزمون خیره‌کننده‌ی دیگری بود که چهره‌ی مصمم و پر امید ایران اسلامی را در معرض نگاه دوستان و دشمنان نهاد. رشد فزاینده‌ی سیاسی و پای فشردن بر مردم‌سالاری دینی صادقانه، حقیقت تابناکی است که با حضور متراکم شما در پای صندوق‌های رأی، یک بار دیگر در عمل به اثبات رسید و باطل السحر بافته‌ها و گزافه‌های دشمنان و حسودان و طمع ورزان شد.
حماسه‌ی حضور شما پیوند مستحکم ایران و ایرانی را با نظام اسلامی به رخ همه‌ی بدخواهانی کشید که با صد ترفند سیاسی و اقتصادی و امنیتی در پی گسستن یا سست کردن این اعتماد و پیوند مقدس‌اند.
ایرانیِ مومن و غیور در انتخابات دیروز، ظرفیت عظیم خود را در مواجهه‌ی متین و خردمندانه با جنگ روانی بازیگران سلطه و استکبار، با زیبایی و چیره‌دستی هرچه تمام‌تر به تصویر کشید و کشور خود و منافع ملی خود و آینده پُرتلاش و امیدوارانه خود را بیمه کرد.
پیروز حقیقی انتخابات دیروز ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذ‌ناپذیر و چهره‌ی پُرنشاط و مصمم و دل سرشار از  امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.
اینجانب با خشوع و خاکساری در برابر لطف و رحمت خداوند حکیم و علیم، جبهه‌ی سپاس بر زمین می‌سایم و خود و شما را به ذکر و شکر و قدرشناسی این نعمت بزرگ فرا میخوانم و با سلام و عرض اخلاص به حضرت ولی الله الاعظم روحی‌فداه و تبریک به ملت عزیز و به رئیس‌جمهور منتخب جناب حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ حسن روحانی نکاتی را به ایشان و همه آحاد ملت عرض میکنم:

۱- اکنون که حماسه‌ی سیاسی و نقطه اوج آن در جمعه‌ی بیست و چهارم خرداد با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفته‌های رقابت، باید جای خود را به همکاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایسته‌ی خود را به دست آورند. هیچ احساسی، چه شادمانی و چه ناشادمانی، نباید کسی را به رفتار و گفتاری دور از شأنِ خردمندی و فرزانگی وادار کند. نگذارید بدخواهان، احساسات مردم را ابزار خواسته‌های پلید خویش کنند. وحدت ملی و رفق و مدارا پشتوانه‌ی امنیت کشور و خنثی‌کننده‌‌ی ترفندهای دشمنان است.

۲- رئیس‌جمهور منتخب، رئیس‌جمهور همه‌‌ی ملت است. همه باید برای دست یافتن به آرمانهای بزرگی که رئیس‌جمهور و همکاران وی در دولت، متعهد و مسئول تحقق آنند، به آنان کمک و با آنان همکاری صمیمانه کنند.

۳- اکنون پس از هفته‌ها گفتن و شنودن، نوبت کار و اقدام است. رئیس‌جمهور منتخب، تا روز پذیرش رسمی مسئولیت، دارای فرصت ارزشمندی است که شایسته است بیشترین بهره از آن برده شود و کارهائی که شروع مسئولیت خطیر ریاست جمهوری، بدان نیازمند است، بی‌درنگ آغاز گردد.

۴- تحقق حماسه‌‌ی انتخابات، بدون شرکت و رقابت و تلاش دیگر نامزدهای ریاست جمهوری امکان‌پذیر نبود. لازم میدانم از همه شخصیت‌های محترمی که پای در این میدان نهاده و با تلاش خستگی‌ناپذیر خود، صحنه‌ی مسابقه‌ای شورانگیز را آفریدند، صمیمانه تشکر کنم و آنان را باز هم به نقش‌آفرینی در عرصه‌های گوناگون انقلاب و نظام اسلامی فرا بخوانم.

۵. و نیز لازم میدانم از همه‌ی آحاد ملت که این بار نیز حادثه‌ای ماندگار خلق کردند، بویژه از حضرات مراجع معظّم و علمای اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی که در ترغیب به مشارکت، نقش‌های ارزنده ایفا کردند، و نیز از دست‌اندرکاران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا بویژه وزارت کشور و شورای محترم نگهبان که زحمات طاقت‌فرسای این هفته‌های پُرکار را صبورانه تحمل کردند و با امانت کامل، این بار سنگین را به سرمنزل رساندند، و نیز از مأموران پُرتلاشی که امنیت این پدیده‌ی حساس را در کشوری با این وسعت، تا اقصی‌نقاط آن تضمین کردند و همچنین از همه‌ی دستگاههای همکار آنان، صمیمانه تشکر کنم و اجر وافر الهی را برای آنان مسألت نمایم.

۶. لازم میدانم به شکل ویژه از رسانه‌ی ملی و دست‌اندرکاران محترم آن که شور انتخابات را رهین تلاش هنرمندانه و مبتکرانه‌ی خود ساختند و راوی صادق و صریح گرایش‌ها و اندیشه‌ها و هدفهای نامزدان ریاست جمهوری شدند و چگونگی دست بدست شدن قدرت در نظام جمهوری اسلامی را به شکل آشکار در برابر چشم جهانیان گذاشتند، تشکری بسزا و بلیغ کرده، اجر و توفیق آنان را از خداوند مسألت نمایم.

در پایان بار دیگر با خشوع و ابتهال، نعمت‌های بزرگ الهی را سپاس گفته و با تکریم یاد امام بزرگوار و شهیدان و ایثارگران عالی مقام، آینده‌ای هرچه بهتر را برای این کشور و این ملت آرزو و مسألت میکنم.
والسّلام علیکم و رحمة الله
سیّدعلی خامنه‌ای
۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۲


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22939/0.jpg
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22939/5.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22939/6.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22939/7.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22939/8.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22939/1.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22939/2.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22939/3.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22939/4.jpg
link  نوشته شده در  سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٢  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در گفت‌وگو با خبرنگاران صداوسیما پس از شرکت در انتخابات

خبرنگار واحد مرکزی خبر: سلام عرض میکنم؛ صبح حضرتعالى بخیر.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: سلام علیکم و رحمةالله.

خبرنگار واحد مرکزی خبر: حماسه‌ى سیاسى مورد نظر حضرتعالى آغاز شده؛ توقّع حضرتعالى از مردم و دست‌اندرکاران انتخابات براى تحقّق کامل این حماسه چیست؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم. خداوند متعال را سپاسگزاریم که به ما و ملّت عزیزمان این توفیق را داد که یک بار دیگر در حرکتى و اقدامى که در سرنوشت کشور مؤثّر است، توفیق پیدا کنیم و شرکت کنیم. همین‌طور که اشاره کردید، این حقیقتاً یک حماسه است؛ و ان‌شاءالله امروز ملّت ایران نشان خواهند داد که به معناى حقیقى کلمه، حماسه به وجود خواهند آورد. توقّع بنده‌ى حقیر از ملّت عزیزمان این است که همه شرکت کنند؛ و توصیه میکنم که زود حضور پیدا کنند، تأخیر نیندازند - فى التّأخیر افات - یعنى همین اوّل صبح، در نیمه‌ى اوّل روز، نگذارند دیروقت بشود.
 من به 31 نفر براى شوراى شهر رأى دادم. البتّه بعضى از این حضرات را از نزدیک مى‌شناختم، بعضى را هم نمى‌شناختم، لکن اعتماد کردم به همین فهرستهایى که پیشنهاد میکنند و میدهند؛ یکى از آنها را ما گرفتیم و به اعتماد آنها، بقیّه‌ى کسانى را که نمى‌شناختیم نامشان را نوشتیم. امیدواریم خداوند ان‌شاءالله برکت بدهد و بتوانند اینها در تهران به وظائف خودشان بخوبى عمل کنند و در همه‌ى شهرها و روستاها ان‌شاءالله عناصر مؤمن و علاقه‌مند به کار و کارى انتخاب بشوند.
 براى ریاست جمهورى هم در بین این حضراتى که هستند، یک نفر را به نظرم رسید و انتخاب کردم. به کسى هم نگفتم تا الان؛ حتّى کسانِ نزدیک من - خانواده‌ى من، فرزندان من - مطّلع نیستند که من به چه کسى رأى دادم. وظیفه‌ى مردم است که تحقیق کنند؛ لابد تا حالا تحقیق کرده‌اند و انتخاب کرده‌اند کسى را که میخواهند به او رأى بدهند. امیدواریم خداوند به انتخاب مردم برکت بدهد و آنچه که خیر این کشور و خیر این ملّت و موجب سعادت و رفاه مادّى و معنوى مردم است ان‌شاءالله تحقّق پیدا کند. عمده این است که همه شرکت کنند.
 من به این حضرات محترمى که مسئولان صندوقها و مسئولان بازشمارى و قرائت آراء و اینها هستند، یک توصیه به این عزیزان دارم و آن این است که بدانند رأى مردم امانتى است دست آنها و حقّ‌النّاس است؛ یعنى حفظ امانت در این مسئله، حقّ‌النّاس است. همان‌طور که میدانید حقّ‌النّاس را انسان بیشتر بایستى رعایت کند و خروج از عهده‌ى حقّ‌النّاس سخت‌تر است از خروج از عهده‌ى حقّ‌الله. لذا است که خیلى باید در این زمینه توجّه کنند.
 ملّت عزیز ما هم با شوق و انگیزه وارد بشوند؛ بدانند که سرنوشت کشور دست آنها است، و سعادت این ملّت بستگى دارد به انتخاب آنها؛ هم به اینکه فرد شایسته را انتخاب کنند، هم به اینکه اصلاً وارد مرحله‌ى انتخاب بشوند؛ خود این ورود در مرحله‌ى انتخاب، تأثیر دارد در سعادت کشور. لذا شما مى‌بینید مخالفین ملّت ایران و دشمنان ملّت ایران سعى میکنند - از مدّتى پیش - کارى کنند که مردم یا مأیوس بشوند یا بدبین بشوند یا تنبلى کنند یا اهمّیّت ندهند، لذا پاى صندوقها نیایند. دیگر حالا کارِ این «کارشکنى» از مطبوعات و رسانه‌ها و خبرگزارى‌ها گذشته، به خود سیاستمداران جبهه‌ى دشمن ملّت ایران رسیده؛ آنها هم حتّى دخالت میکنند. شخصیّت‌هاى معروف سیاسى غربى، آنهایى که وابسته‌ى به جبهه‌ى دشمنند، مى‌بینید که علیه حضور مردم فعّالیّت میکنند. اخیراً شنیدم که از شوراى امنیّت ملّى آمریکا کسى گفته که ما این انتخابات ایران را قبول نداریم. خب به درک که قبول ندارید! اگر قرار بود ملّت ایران منتظر بماند که شما چه چیزى را قبول دارید و چه چیزى را میل دارید، آن‌طور عمل بکند، که کلاهش پسِ معرکه بود. ملّت ایران نگاه میکند ببیند خودش چه چیزى را احتیاج دارد و مصلحت او در چیست، آن را دنبال خواهد کرد. ان‌شاءالله که خداوند متعال به امروزْ براى ملّت ایران برکت بدهد؛ و کمک کند به ذهنها و دلهاى مردم که آنچه شایسته‌ى آنها است، آنچه مطابق با شأن ملّت ایران است، آن ان‌شاءالله پیش بیاید.

خبرنگار رادیو ایران: اجازه میخواهم از طرف همه‌ى همکارانم در رسانه‌ى ملّى بویژه همکارانم در رادیو ایران، اعیاد شعبانیّه را به حضور جنابعالى و به حضور همه‌ى هم‌وطنان عزیز و غیور و غیرتمندمان تبریک و تهنیت عرض بکنم. حضرتعالى این بار هم بسان سالهاى گذشته در اوّلین لحظات - یعنى رأس ساعت هشت صبح - به پاى صندوق رأى آمدید. تعبیر و تفسیر حقیر این است که میخواهید پیامى را با این حضور بموقع در پاى صندوق رأى به هم‌وطنان‌مان منتقل بکنید. از زبان حضرتعالى بشنویم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: ان‌شاءالله که موفّق باشید. عرض کردم، پیام همین است که حضور پیدا کنند، بهنگام حضور پیدا کنند، و قدر بدانند این فرصت را. من هم این اعیاد شریفه را به همه‌ى شما کسانى که اینجا حضور دارید و به همه‌ى ملّت ایران تبریک عرض میکنم. ان‌شاءالله موفّق باشید.

link  نوشته شده در  جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در دیدار دست اندرکاران برگزارى انتخابات‌

بسماللّهالرّحمنالرّحیم

خوشامد عرض میکنم به همهى برادران و خواهران عزیز؛ امانتداران امانت بزرگ و ارزشمند ملى و اسلامى. هر کدام که در هر بخشى از این مجموعهى بزرگ قرار دارید، به نوبهى خود، کار مهم، اساسى، مؤثر، باارزش و انشاءاللّه ماندگارى را بر عهده خواهید داشت و عمل خواهید کرد؛ چه شوراى محترم نگهبان و مجموعهى نظارتىِ مرتبط با این شورا، چه وزارت محترم کشور و مجموعههاى مردمى و دولتىِ عظیمى که وابستهى به این تشکیلات هستند، چه مسئولان حفظ فضاى امن و سالم انتخاباتى؛ مثل نیروى انتظامى و دیگران.

قبل از شروع عرایضِ کوتاهى که در این زمینه خواهم داشت، لازم است اشارهاى بکنم به یک حادثهى تلخى که این روزها اتفاق افتاد؛ که هم خود حادثه تلخ بود، هم حاکى از دستهاى پشت پردهى زیادى بود؛ و آن، حادثهى تخریب قبر صحابى جلیلالقدر، حجربنعدى (رضوان اللّه تعالى علیه و سلام اللّه علیه) و اهانت به پیکر این بزرگوار بود. از جهاتى این قضیه تلخ است: خود اهانت به یک صحابى که از بزرگان اصحاب پیغمبر است و از حواریین امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است و شهید در راه خدا است، قبر او را بعد از هزار و چهار صد سال بشکافند، جسد مطهر او را بیرون بیاورند و مورد اهانت قرار دهند، یک حادثهى بسیار تلخ و غمانگیزى است. در کنار این، تلخى دیگرى که وجود دارد، این است که در میان مجموعهى مسلمانان و امت اسلامى کسانى پیدا شوند که با افکار پلید و متحجر و عقبمانده و خرافى خود، تجلیل از بزرگان و برجستگان و چهرههاى نورانى صدر اسلام را شرک بدانند، کفر بدانند؛ واقعاً این مصیبتى است. اینها همان کسانى هستند که گذشتگانشان قبور ائمه (علیهمالسّلام) را در بقیع ویران کردند. آن روز که در دنیاى اسلام، از شبهقارهى هند گرفته تا آفریقا، علیه اینها قیام کردند، اگر اینها جرأت میکردند، قبر مطهر پیغمبر را هم ویران میکردند، با خاک یکسان میکردند. ببینید چه فکر باطلى، چه روحیهى پلیدى، چه انسانهاى بداندیشى، احترام به بزرگان را اینجورى بخواهند نقض کنند و هتک کنند و این را جزو وظائف دینى بشمرند! در آن وقتى که اینها بقیع را ویران کردند، این را بدانید؛ سرتاسر دنیاى اسلام علیه اینها اعتراض کرد. عرض کردم؛ از شرق جغرافیاى اسلام - از هند - تا غرب جغرافیاى اسلام، علیه اینها بسیج شدند.

اینها به عنوان اینکه این کارها پرستش است، این اقدامهاى خبیث را میکنند! رفتن سر قبر یک انسانى و طلب رحمت کردن براى او از خداى متعال، و طلب رحمت کردن براى خود در آن فضاى معنوى و روحانى، شرک است؟ شرک این است که انسان بشود ابزار دست سیاستهاى اینتلیجنس انگلیس و سى.آى.اى آمریکا و با این اعمال، دل مسلمانان را غمدار کند، آزرده کند. اینها اطاعت و عبودیت و خاکسارى در مقابل طواغیت زنده را شرک نمیدانند، احترام به بزرگان را شرک میدانند! خود این، یک مصیبتى است. جریان تکفیرىِ خبیث که امروز در دنیاى اسلام به برکت برخى از منابع مادى، متأسفانه پول و امکانات هم در اختیار دارند، یکى از مصائب اسلام است.

بحمداللّه شیعیان در هر نقطهاى که بودند -  چه در اینجا، چه در عراق، چه در پاکستان، چه در هر نقطه از نقاطى که شیعیان با قضیهى این چند روز مواجه شدند - نشان دادند که داراى رشد فکرىاند. دشمن میخواهد با این کار، آتش نزاعهاى شیعه و سنى را تقویت کند؛ لیکن جامعهى بزرگ شیعى، خانوادهى بزرگ پیروان اهلبیت نشان دادند که فریب این بازى را نمیخورند. برادران اهل سنت هم در بسیارى از نقاط این کار را محکوم کردند؛ آنها هم آگاهى و بینش خود را نشان دادند. این باید ادامه پیدا کند. این از آن قضایائى نیست که دو روز، سه روز، پنج روز، یک هفته، یک سر و صدائى در دنیا درست کند، بعد رها شود. اینها اگر چنانچه به وسیلهى مسلمانها به طور کامل محکوم نشوند و بزرگان علمى و بزرگان روشنفکرى و بزرگان سیاسى وظیفهى خودشان را در مقابل اینها انجام ندهند، این فتنهها به اینجاها منحصر نمیماند؛ بلائى به جان جامعهى اسلامى مىافتد و روزبهروز این آتش توسعه پیدا میکند. باید جلوى این فتنهها را بگیرند؛ چه از طرق سیاسى، چه از طرق فتواهاى دینى، چه از طرق مقالههاى روشنگرِ نویسندگان و روشنفکران و نخبگان فکرى و سیاسى در دنیا. توجه شود به این که در این کارها دستهاى پنهان دشمن نشانههاى خودش را دارد نمایان میکند؛ این چیزى نیست که انسان بتواند این را ندیده بگیرد. آنهائى که براى تخریب یک اثر باستانى در دنیا عزا میگیرند و هیاهو میکنند، در مقابل این پدیده سکوت کردهاند؛ چه سازمانهاى بینالمللى، چه شخصیتهاى بینالمللى، چه سیاسیونى که از این کوردلها دارند حمایت میکنند؛ این نشان دهندهى این است که در قضیه داخلند؛ این قضیه، دستها را نشان میدهد.
 این را بدانید: «انّ ربّک لبالمرصاد».(1) خداى متعال میفرماید: «انّهم یکیدون کیدا. و اکید کیدا»؛(2) آنها مکر میورزند، اما مکر الهى بر مکر آنها قطعاً غالب خواهد شد و این جریانى را که میخواهد در راه اتحاد امت اسلامى و پیشرفت امت اسلامى سنگاندازى کند، متوقف خواهد کرد.

مسئلهى انتخابات در طول این سى و چهار سال براى کشور یک مسئلهى تعیین کننده و تجدید حیات دهنده براى مجموعهى حرکت کشور ما بوده است. در طول این سالها، این سى و چند انتخاباتى که برگزار شده و مردم در پاى صندوقهاى رأى حاضر شدهاند، هر بارى یک مجموعهى بلائى را از کشور دفع کرده است و هر بارى توانسته است یک قوّت جدیدى، روح جدیدى، در کالبد کشور و ملت و انقلاب بدمد؛ این دفعه هم از جهاتى، از پارهاى از انتخابات گذشته مهمتر است؛ که حالا یک جهت - همان طور که اشاره کردند - این است که انتخابات ریاست جمهورى و انتخابات شوراها، و در بعضى جاها انتخابات میاندورهاىِ بعضى از انتخاباتهاى دیگر، با هم مجتمع شده است.

انتخابات ریاست جمهورى بسیار مهم است، انتخابات شوراها بسیار مهم است. توجه شود که توجه به انتخابات ریاست جمهورى نتواند اهمیت انتخابات شوراها را از چشم مسئولین، از چشم مردم، از چشم نخبگان، دور بدارد. این که ما از سطح روستا و شهر تا سطح کشور، کارها را، تصمیمها را، در نهایت به دست مردم میسپریم، خیلى حادثهى مهمى است. شوراها مظهر یک چنین چیزى است. دستگاه ریاست جمهورى هم که اهمیتش معلوم است. قانون اساسى و قوانین جارى کشور، این همه فعالیت و تلاش و امکانات و بودجه و راههاى پیمودن به سمت آرمانها را در مقابل دستگاه دولتى و رئیس جمهور قرار داده است؛ بنابراین فوقالعاده مهم است.

برگزارى انتخابات در کشور، از افتخارات جمهورى اسلامى است. آن روزى که در این کشور صحبت انتخابات شد، از اول مشروطه تا زمان جمهورى اسلامى - قبل از آن که این حرفها معنا نداشت - حقیقتاً به معناى واقعى کلمه، یک انتخابات سراسرىِ عمومىِ پرشورِ واقعى اتفاق نیفتاده بود. حتّى در دوران نهضت ملى هم اگرچه یک انتخابات واقعى بود، اما در حد شأن ملت ایران نبود، که مردم از ابعاد و اعماق روستاها بیایند پاى صندوقهاى رأى، خودشان بشناسند، خودشان بدانند، خودشان رأى بدهند؛ این اتفاق فقط در جمهورى اسلامى افتاد و امام بزرگوار ما مبتکر و طراح و مهندس این بنا بود. ایشان از همان اول کار اصرار کرد که باید همهپرسى براى تعیین نظام حکومتى در جمهورى اسلامى هرچه سریعتر انجام بگیرد.

در انقلابهاى دنیا این کارها بعد از سه سال، چهار سال، پنج سال، گاهى هم بیشتر، اتفاق مىافتد؛ اما در جمهورى اسلامى، کمتر از پنجاه روز بعد از پیروزى انقلاب، همهپرسى سراسرى انجام گرفت و آن جمعیت کثیر و عظیم و آن نسبت بالا، آمدند پاى صندوقهاى رأى و رأى دادند. این که به چه رأى دادند، مسئلهى دوم است؛ مسئلهى اول این است که مردم با همهى وجود خود نشان دادند که در صحنه حاضرند و براى اقدام و براى تصمیمگیرى و براى تعیین خطمشىِ آینده آمادهاند. این از آنجا خشت اوّلش گذاشته شد، پایهگذارى شد و بعد هم ادامه پیدا کرد.

اوائل انقلاب که هنوز قانون اساسى فراهم نشده بود، آماده نشده بود و لازم بود مجلس خبرگان تشکیل شود، چند ماه بیشتر نگذشته بود که امام شوراى انقلاب را احضار کردند قم. ما رفتیم. امام آنچنان تند و تلخ برخورد کردند: چرا اقدام نمیکنید براى تشکیل مجلسى که بتواند قانون اساسى را تنظیم کند؟ دیرش میشد امام. این، طبیعت جمهورى اسلامى است؛ این طبیعت در جمهورى اسلامى بحمداللّه باقى مانده است. خیلىها خواستند انتخابات را کمرنگ کنند، از وقت مقرر عقب بیندازند، حضور مردم را در آن کمرنگ و بىرونق کنند - براى این کار، انگیزه داشتند - اما نتوانستند؛ تا امروز نتوانستند، بعد از این هم به توفیق الهى نخواهند توانست. آنها چرا انگیزه دارند انتخابات را کمرنگ کنند؟ چون دشمن میداند که قوام جمهورى اسلامى، متکى به رأى و حضور مردم است. در جمهورى اسلامى اگر مردم در صحنه نباشند، جمهورى اسلامى چیزى نیست. جمهورى اسلامى که چهارتا مسئول از قبیل بنده نیستند؛ جمهورى اسلامى یعنى حضور همگانى ملت ایران و حرکت عمومى به سمت آرمانها و آرزوهاى بزرگ و عملى؛ این معناى جمهورى اسلامى است.

اتکاء جمهورى اسلامى و اقتدار جمهورى اسلامى به دلهاى مردم است، به عواطف و احساسات مردم است، به خرد و اندیشه و بصیرت مردم است. اگر در طول سى و چند سال، با این همه تلاش نتوانستند جمهورى اسلامى را متزلزل کنند، به خاطر این است؛ والّا این دنیاى مادى، این دنیاى مستکبر، این قدرتهاى ظالم و بىرحم و خبیث، مگر ممکن بود بگذارد یک نظامى با این داعیههائى که نظام جمهورى اسلامى دارد، زنده بماند؟ مىبینید با کشورهائى که نهضتى در آنها به نام اسلام راه افتاده، چه میکنند؛ زیر فشار میگذارند، خواستههاى خودشان را بهزور بر آنها تحمیل میکنند، آنها را وادار میکنند. در جمهورى اسلامى این کارها نشد؛ نتوانستند. دشمن میخواهد خواستههاى خود را بر جمهورى اسلامى تحمیل کند، جمهورى اسلامى را سربهفرمان خود قرار دهد؛ و این در صورتى میتواند اتفاق بیفتد که جمهورى اسلامى ضعیف باشد. با حضور مردم، جمهورى اسلامى قوّت میگیرد؛ نمیخواهند این اقتدار باشد؛ لذا در همهى انتخاباتهاى ما، در طول این سالها، قبل از هنگام انتخابات، تبلیغات دشمن علیه انتخابات شروع شده؛ یعنى قبل از آنکه مسئولین ما و رسانههاى ما و مطبوعات ما شروع کنند براى انتخابات کار کردن، دشمن طراحى کرده است و شروع کرده است؛ این دفعه هم همین جور است.

ما اطلاع داریم که این دفعه هم رسانههاى رسمى و شناخته شدهى دشمن - که هر وقت توانستند، علیه جمهورى اسلامى کار کردند - از مدتى پیش دارند طراحى میکنند، برنامهریزى میکنند، برنامهسازى میکنند، براى اینکه دل مردم را نسبت به انتخابات سرد کنند؛ شروع هم کردهاند، منتها برنامهریزىشان خیلى وسیعتر از این حرفها است؛ میخواهند مردم پاى صندوق نیایند؛ میخواهند مردم در ادارهى کشور و مدیریت کشور سهیم نشوند؛ میخواهند مردم در صحنه نباشند؛ لذا تلاش میکنند. اگر حضور مردم نباشد، آنها براحتى میتوانند تهاجم خودشان را چندین برابر کنند. حضور مردم است که به نظام اسلامى و به کشور عزیز ما مصونیت میبخشد. حضور مردم است که عوامل قدرت و قوّت را در درون ما تقویت میکند: علم ما پیشرفت میکند، بصیرت ما پیشرفت میکند، سازوکارهاى مدیریت ما پیشرفت میکند - همچنان که در طول این سالها پیشرفت کرده است - این به خاطر حضور مردم است، به خاطر انگیزههاى مردم است؛ میخواهند این انگیزهها نباشد، لذا سعى میکنند انتخابات را بىرونق کنند.

من عرض بکنم؛ آنچه که انسان از فضل الهى سراغ دارد، از همت این مردم عزیز سراغ دارد، انشاءاللّه به توفیق الهى، باذن اللّه، این انتخاباتى که در پیش است، یکى از بهترین و پرشورترین انتخاباتهاى ما خواهد بود. البته دشمن تلاش میکند زحمت مردم را باطل کند - همچنان که در سال 88 کردند - این هم یکى از کارهاى دشمنان بود؛ کسانى را وادار کردند که برخلاف قانون، توقعاتى بکنند و بر اساس آن توقعات، سعى کنند مردم را در مقابل نظام قرار دهند؛ که البته به توفیق الهى موفق نشدند.

راه اساسى براى اینکه مشکلات انتخاباتى پیش نیاید، التزام به قانون است؛ این را من عرض بکنم. آحاد مردم در هر جاى کشور که هستند؛ در شهر، در روستا، در مرکز، در کلانشهرها و در همه جا، باید به دنبال این باشند که هر کسى حرفى میزند، بر اساس قانون باشد؛ هر کسى توقعى دارد، بر اساس قانون باشد. آنهائى که آن سال آن خسارت را به کشور و به ملت وارد کردند و براى کشور هزینه درست کردند، اگر تسلیم قانون بودند، اینجورى نمیشد. قانون معیّن کرده است که اگر کسى اعتراضى دارد، بیاید. آن سال گفته شد؛ حتّى ما از شوراى محترم نگهبان خواهش کردیم، آن زمان را تمدید هم کردند که آراء بازشمارى شود؛ گفتیم هر تعداد معقولى و هر صندوقى که بخواهند بازشمارى شود، بازشمارى شود؛ خب، زیر بار نرفتند! کارشان منطقى نبود، معقول نبود؛ براى کشور هزینه درست کردند. خب، کشور بر این مسائل فائق مىآید. نظام جمهورى اسلامى قوى است. این خرابکارىها و انگشت توى چشم کردنها و این مزاحمتها و آزارها، جمهورى اسلامى را که از پا نمىاندازد. جمهورى اسلامى در طول این سالها با انواع سیاستها و سیاستمدارانِ مختلف روبهرو بوده است؛ اما با وجود همهى معارضهها، همهى زاویهها - که احیاناً وجود داشته است - جمهورى اسلامى پیش رفته؛ بعد از این هم همین جور خواهد بود. جمهورى اسلامى که با این حرفها از پا در نمىآید، منتها براى کشور هزینه درست میشود. راه هزینه درست نشدن، التزام به قانون است. این توصیهى من به شما مسئولان محترم انتخابات هم هست: قانون را معیار قرار دهید. در آیهى کریمهى قرآن که تلاوت کردند، به اداى امانت اشاره شد - «انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها»(3) - اداى امانت به همین است که طبق مرّ قانون عمل شود؛ هم در مرحلهى تشخیص صلاحیتها - چه در مورد ریاست جمهورى، چه در مورد شوراها، و در موارد دیگرى که در پیش است - هم در مرحلهى قرائت آراء، هم در مرحلهى حفظ آراء و صندوقها. باید مرّ قانون رعایت شود و نهایت امانتدارى انجام بگیرد؛ که بحمداللّه تا حالا هم همین جور بوده است.

بدیهى است در هر انتخاباتى، یک عدهاى به نتیجهى مطلوبِ خودشان نمیرسند - من نمیخواهم اسمش را بگذارم بازندهى انتخابات؛ نباید تعبیر برنده و بازنده و این واژهها و اصطلاحات غربىِ مادى را به کار برد؛ اگر براى خدا و براى انجام تکلیف وارد میشویم، برد و باخت وجود ندارد - خب، اینها اعتراض دارند. انسان پیش قاضى هم که میرود، همین جور است. قضاوتى در یک دادگاهى وجود دارد؛ آن طرفى که در این قضاوت به مقصود خود رسیده، خوشحال است، آن طرف دیگر ناراحت است؛ آن طرف دیگر نباید دادگاه را متهم کند که برخلاف حق عمل کرده؛ نه، دادگاه است و بر طبق قانون عمل میکند؛ منتها او ناراحت میشود، ناراضى میشود. باید همهى آنچه را که پیش مىآید - که مبتنى بر قانون است - تحمل کنیم؛ این را باید همهمان یاد بگیریم؛ این صبرِ انقلابى است، این تحملِ انقلابى است. امیدواریم خداى متعال هم دلها را هدایت کند به آنچه که براى کشور بهتر است.

مدیریت عالى اجرائى در کشور، کار بزرگى است، کار مهمى است. یک کلمه حرف اثر میگذارد؛ یک اقدام کوچک یا بزرگ از سوى مجریان درجهى یک کشور - رئیس جمهور، وزرا - اثر میگذارد؛ دستگاه اجرائى اینجور است. خدمت آنها، براى کشور تأثیرات عمیق دارد؛ خداى نکرده کوتاهى و تقصیر آنها، تأثیرات منفىِ زیادى دارد. اینها موجب میشود که من و شما که میخواهیم انتخاب کنیم، دقت کنیم.

تعهد را، تدین را، آمادگى را، توانائىها را بسنجیم؛ طبق تشخیص عمل کنیم. اگر من و شما که میخواهیم رأى بدهیم، با نیت صادق و خالص و براى انجام وظیفه و براى آیندهى کشور وارد میدان شویم و بخواهیم تصمیم بگیریم، انشاءاللّه خداى متعال هم در این صورت دلهاى ما را هدایت خواهد کرد. خداى متعال دلها را انشاءاللّه هدایت میکند، به شرط این که آحاد مردم حقیقتاً درصدد این باشند که وظیفهشان را انجام دهند. بارها گفته شده است که انتخابات، هم حق مردم است، هم وظیفهى مردم است؛ هم باید حق را استنقاذ کنیم، هم باید وظیفه را بخوبى انجام دهیم. این انتخابات، یک چنین حالتى دارد.

کسانى هم که میخواهند صلاحیتها را ملاحظه کنند و بر اساس آن تصمیمگیرى کنند، همه چیز را در کنار هم باید ببینند. رئیس جمهور، هم باید کارى باشد، هم باید مردمى باشد، هم باید مقاوم باشد، هم باید ارزشى باشد، هم باید باتدبیر باشد، هم باید پابند به قوانین و مقررات باشد - مجرى قانون است - هم باید درد مردم را احساس کند، هم باید طبقات مختلف مردم را ببیند؛ اینها خصوصیاتى است که در انتخاب آن کسى که ما میخواهیم کلید اجرائى کشور را به او بسپریم، نقش دارد. ما مردم در این زمینه تصمیمگیریم. هیچ کس هم نگوید که رأى من یک نفر چه اثرى دارد. میلیونها از همین یک نفرها تشکیل میشود. همه احساس وظیفه کنند و انشاءاللّه وارد میدان شوند. به توفیق پروردگار، همین جور هم خواهد شد. مسلّماً امنیت کشور، مصونیت کشور، پیشرفت کشور، با حضور همگانى و حداکثرى مردم افزایش پیدا خواهد کرد و این کشور به توفیق الهى خواهد توانست یک گام دیگر به سمت اهداف والاى انقلاب اسلامى پیش برود.

از خداوند متعال مسئلت میکنیم که انشاءاللّه دلهاى همهى ما را، هم مجریان را، هم مسئولان را، هم ناظران را، هم آحاد مردم را هدایت کند که آنچه را مورد رضاى او است و به نفع این کشور است، انجام دهیم.

والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته
 
1) فجر: 14
2) طارق: 15 و 16
3) نساء: 58

link  نوشته شده در  دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اعضاى «ستاد نظارت بر انتخابات» سراسر ک

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

بنده هم متقابلاً میلاد باسعادت حضرت ابى‌الحسن، على‌بن‌موسى‌الرضا علیه‌الصّلاةوالسّلام را به همه‌ى شما برادران و خواهران، حضار گرامى و به همه‌ى ملت عزیز ایران و شیعیان و مسلمانان جهان، تبریک عرض مى‌کنم.

در این موضوع بسیار مهم انتخابات، خود را موظف مى‌دانم که از ملت عظیم‌الشأنمان، به خاطر حضور مؤمنانه و جدى و همه‌گیر خود در انتخابات - چه در مرحله‌ى اول و چه در مرحله‌ى دوم - تشکر کنم و به آنها عرض کنم که همین روحیه‌ى ایمان و حضور در صحنه‌هاى اساسى و حیاتى کشور است که کشور و انقلاب و اسلام و عزت و شرف و آبروى شما را در دنیا حفظ کرده است. تا وقتى که ملت ایران با همین ایمان روشن‌بینانه و این حضور جدى و فداکارانه در صحنه‌هاى گوناگون انقلاب حضور دارد، هیچ دشمن و بدخواهى نخواهد توانست به حرکت این کشور و این ملت و سازندگى این کشور و دوام این انقلاب، لطمه‌اى وارد بیاورد و خدا با شماست.

همچنین، وظیفه‌ى خود مى‌دانم که از شما دست‌اندرکاران زحمتکش و خدوم و عزیز این انتخابات، صمیمانه تشکر کنم. انصافاً کار بزرگى انجام دادید؛ آن هم به خوبى و با سلامت. چقدر سعى کردند که چهره‌ى انتخابات را مخدوش کنند! این رسانه‌هاى بیگانه و انسانهاى کینه‌ورزى که از آن رسانه‌ها، فکر و حرفشان به داخل کشور سرازیر مى‌شود، چقدر سعى کردند ملت را از انجام یک انتخابات خوب، مأیوس کنند! شما دست‌اندرکاران از یک طرف و ملت عزیز و رشید ما از طرف دیگر، همه‌ى این توطئه‌ها را خنثى کردید. من موظفم که از یکایک شما برادران و خواهران و مسؤولین عزیز - چه در وزارت کشور و وزیر محترم کشور؛ چه شوراى محترم نگهبان و نظار؛ چه نیروهاى اجرا کننده‌ى انتخابات؛ چه نیروهاى پشتیبانى کننده و خدمت رساننده‌ى به این کار؛ چه آنها که در این جلسه تشریف دارند و چه آنها که نیستند - صمیمانه تشکر کنم و دعا کنم که خداوند متعال، فضل و رحمت و نظر عنایت خود را بر شما مستدام بدارد و قلب مقدس ولىّ‌عصر ارواحنافداه، از شما راضى باشد.

درباره‌ى حقایقى که در زندگى ائمه علیهم‌السّلام، عملاً و قولاً، تجسم و تبلور پیدا کرده است، این جمله‌ى معروف على‌بن‌موسى‌الرضا علیه‌السّلام، از آن جمله‌هاى برجسته است که طبق روایت معروف، آن بزرگوار از پدران بزرگوارشان نقل کردند و فرمودند: «کلمة لااله‌الّااللَّه حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى.» همیشه همین‌طور است و ملاک و معیار، همین است. ما باید تلاش کنیم که خود و کشور و ملتمان را مصداق این جمله‌ى نورانى قرار دهیم که «کلمه‌ى لااله‌الااللَّه، حصار من است. هر کس در حصار من وارد شود، از آسیب عذاب من، محفوظ خواهد ماند.» این را، امام هشتم علیه‌الصّلاةوالسّلام، از پدران خود و از قول خداوند متعال نقل مى‌کند.

بعضى ممکن است خیال کنند وارد شدن در حصار لااله‌الااللَّه که این قدر دردسر ندارد! یک کلمه مى‌گوییم «لااله‌الّااللَّه»، وارد حصار مى‌شویم! امّا قضیه، به این سادگى نیست. حصار لااله‌الّااللَّه، حصار حاکمیت توحیدى است؛ حاکمیت اللَّه است؛ حاکمیت انحصارى خداست. این لااله‌الّااللَّه است! لااله‌الّااللَّه فقط اثبات وجود خدا نیست. در کنار اثبات وجود خدا، نفى شرکاى خداست؛ نفى بتهاست؛ که «مادر بتها، بت نفس شماست.» از همه‌ى بتها خطرناکتر، این بتى است که در درون و وجود ماست. این خودخواهى، این هوى و هوس، این خواهشهاى نفسانى مخالف حکم الهى را که در ما هست، اگر اطاعت کردیم، اسیر نفس خود شده‌ایم و این، با حضور در حصار توحید الهى، منافات دارد. وارد شدن در حصن خدا، یعنى با تمام وجود وارد شدن. نه این‌که اسم حصن خدا را بر روى سینه نوشتن یا بر زبان جارى کردن. به قول معروف با حلوا حلوا گفتن، که دهن انسان شیرین نمى‌شود! با گفتن لااله‌الّااللَّه - آوردن اسم این حصار - که انسان در حصار قرار نمى‌گیرد! باید وارد شد. وارد شدن این است که انسان تحت حاکمیت خدا قرار گیرد، خودش را تحت تصرف خدا قرار دهد، به فرمان خدا گوش کند و با دستور خدا حرکت کند؛ نه به فرمان شیطانها و طاغوتها و حکام جائر و کافر یا کافرمنش، یا به دستور نفس، که هر کدام شد، انسان از حصن لااله‌الّااللَّه خارج است.

عاملى که ملتها را به فساد و به ضعف و به ذلت و در نهایت به اضمحلال و فنا مى‌کشاند، همین عاملى است که این حدیث، انسانها را از آن برحذر مى‌دارد. ملت ما هم، در همان حالت بود. لذا، در ضعف بود. اسم لااله‌الّااللَّه بر زبانها بود؛ بلکه بر پیشانى کشور هم بود. مثلاً آن وقت هم در قانون اساسى، این معنا بود که «دین رسمى کشور، اسلام است.» این چیزها بود؛ اما این ظاهر قضیه بود. اسم اسلام و لااله‌الّااللَّه بود، نه رسم و حقیقت آن. مجلس آن روز، در صدد این نبود که احکام خدا را تصویب کند؛ بلکه ضدّ احکام خدا عمل مى‌کرد. دولتمردان آن روز، بنابر این نداشتند که طبق احکام الهى حکومت کنند؛ ضد احکام الهى حکومت مى‌کردند. فساد را ترویج مى‌کردند، کفر را ترویج مى‌کردند، با احکام الهى مبارزه مى‌کردند؛ اما اسم اسلام هم بود. اسم اسلام که فایده‌اى ندارد! البته، آحادى از مردم، همیشه مؤمن واقعى و خالص بوده‌اند. اما عمل آحاد مردم، در سرنوشت یک ملت، تأثیرى نمى‌کند. سرنوشت یک ملت، با حرکت عمومى و اغلب مردم، تعیین مى‌شود. والّا اگر تعدادى آدم خوب در جامعه باشند که کافى نیست! آن زمان این‌گونه بود؛ ضعف بود، فساد بود، بدبختى بود، سلطه‌ى امریکا بود، در یک دوران، سلطه‌ى انگلیس بود، در یک دوران، سلطه‌ى روس بود! هیچ وقت این ملت، عزت و شرفى را که شایسته‌ى آن بود به دست نیاورد. از روزى که این ملت وارد میدان توحید شد، بنا گذاشت که بر طبق احکام الهى عمل کند و کشور خود را شکل دهد و دولت خود را به وجود آورد. لذا قدم در پلکان عزت و کرامت گذاشت. درست است که امروز قدرتهاى بزرگ، نسبت به ملت ایران، توطئه و تزویر و فشار و خصومت اعمال مى‌کنند؛ اما همانها هم این ملت را ملت عزیز و شریفى مى‌دانند. ملتى است که قدم در راه سازندگى کشور خود گذاشته است و مى‌رود که این کشور را آباد کند. تصمیم گرفته است که زیر بار بیگانه نباشد؛ زندگى و هدف و راه خود را از امریکا و دیگران نگیرد؛ خودش تصمیم بگیرد و عمل کند. این، همان چیزى است که هر ملتى را به اوج ترقى خواهد رساند. این تصمیم، کشور و ملت ما را نجات خواهد داد.

سالهاى اول بعد از پیروزى انقلاب، به طور قهرى، سالهاى سختى است. به فضل الهى، هرچه بگذرد، همت شما مردم و صدق و امانت مسؤولین کشور، ان‌شاءاللَّه زندگى را بهتر و بهتر، کشور را آبادتر و دشمن را ناشادتر خواهد کرد. شرطش هم این است که ملت، همیشه در صحنه باشد. مردم با دولتشان، با مجلسشان و با مسؤولینشان، همیشه خود را در یک جبهه و یک جناح بدانند. شرطش این است که دولت و دولتمردان و مسؤولین، راه خدا و اسلام و توحید را هرگز رها نکنند و به قدر سر سوزنى از این راه منحرف نشوند. ملاحظه‌ى مردم را بکنند؛ ملاحظه‌ى طبقات ضعیف را بکنند؛ ملاحظه‌ى کسانى را بکنند که در انقلاب همیشه سهم داشته‌اند و باز هم خواهند داشت. شرطش این است که نمایندگان مردم، پس از این تلاش و کوشش که بحمداللَّه در انتخابات انجام گرفت، خود را وکیل و نماینده‌ى مردم بدانند و براى مردم فکر کنند، براى مردم حرف بزنند و براى مردم کار کنند. دنبال این باشند که مصالح کشور و راه اسلام را دنبال کنند و لاغیر. به فکر چیز دیگرى نباشند.

من از نمایندگان محترمى که انتخاب شده‌اند، در خواست مى‌کنم که این انتخاب شدن را یک موهبت الهى بدانند. اعتماد مردم، یک موهبت الهى است و چیز کمى نیست. اعتماد مردم به آسانى به دست نمى‌آید؛ اما اگر خداى ناکرده بى‌توجهى کردند، به آسانى از دست خواهد رفت. باید آن خواست مردم را که همان ایمان اسلامى و میل به اصلاح امور کشور است، رعایت کنند و فقط براى این مقصود حرکت کنند. همچنین از آنها درخواست مى‌کنم که در حوزه‌هاى انتخابیه‌ى خود که قاعدتاً دو نفر، سه نفر، پنج نفر، ده نفر، داوطلب بوده‌اند و از بین آنها یک یا دو نفر انتخاب شده‌اند، آن برادرى که انتخاب شده، مبادا خداى ناکرده، آن برادر دیگر را تحقیر کند یا از حوزه‌ى امور کشور خارج بداند؛ نه. این حرفها نیست. مردم تشخیص داده‌اند و یک برادر یا یک خواهرى را انتخاب کرده‌اند. معنایش این نیست که آن کسى که انتخاب نشده، خارج از حوزه‌ى کارهاست. این‌طور نیست. او هم یک برادر مؤمن یا خواهر کارآمد است. در میان این کسانى که انتخاب نشدند، چهره‌هاى خوبى را مى‌شناسیم؛ افرادى لایق و با شخصیت. مبادا آن برادرى که انتخاب شده، آنها را خارج از محدوده‌ى کارهاى کشور و انقلاب به حساب آورد یا تحقیر کند، یا اگر آنها در بین مردم طرفدارانى داشتند، خداى نکرده از آنها گله‌اى در دل نگه دارد! به آن برادران و خواهرانى هم که انتخاب نشده‌اند، عرض مى‌کنم: رأى مردم محترم است. همه باید تابع آن چیزى باشیم که تشخیص داده‌اند و عمل کرده‌اند. قوانین کشور نیز همین‌طور است. در مجلس، اکثریت چیزى را تصویب مى‌کند. عده‌اى هم موافق نیستند، اما تسلیمند. همه تسلیم رأیند. رأى مردم، ارزش مهمى است. ملاک امور، رأى مردم است و باید تسلیم آن شد. نباید کسى که انتخاب نشده، دل شکسته شود و خود را از حوزه‌ى کارها و امور و سیاست کشور و فعالیتهاى گوناگون خارج بداند؛ نه. همه هستیم و همه با هم کار مى‌کنیم. هر کس در یک جاست. یکى در مجلس است؛ یکى در دستگاههاى اجرایى است؛ یکى در مقام فرهنگ و تدریس و تعلیم است؛ یکى در دانشگاه است؛ یکى در حوزه است و یکى در امور اقتصادى است. هر کس در جایى است. همه با هم باید کار کنند.

امام، روزى که به تهران تشریف آوردند، در بهشت زهرا فرمودند: «اگر بیست سال، آحاد این ملت، با هم همکارى کنند، شاید بتوانند این خرابیها را مرتفع کنند.» آن روز، خرابیهاى جنگ هنوز نبود؛ خرابیهاى بمبارانها هنوز نبود. پس، همه باید همکارى کنند تا کشور را پیش ببرند و نجات دهند. توجه کنند که این ماجراها - از قبیل انتخاب شدن و انتخاب نشدن، رأى آوردن و نیاوردن - نباید برادران را از یکدیگر جدا کند. همه باید باشند و همه باید خدمت کنند. عده‌اى امروز در مجلسند، عده‌اى قبلاً بودند و امروز نیستند، عده‌اى امروز هستند و بعداً نخواهند بود.

هر کس، در هر نقطه و هر جا قرار دارد، نباید کینه‌اى، کدورتى و گله‌اى از کسى در دل داشته باشد. نباید هر چیزى را مقامى فرض کند و بخواهد دیگرى را تحقیر کند. امام، آن حکیم بزرگ و فرزانه، انصافاً با همه‌ى وجود حس مى‌کردند که این مقامات اسمى، چیزى نیست. مقام عظیم خودشان را که همان مقام رهبرى بود و دنیا در مقابل آن خاضع بود، به چشم کوچکى نگاه مى‌کردند و مى‌گفتند: چیزى نیست. حال این چیزهایى که ما با آنها سروکار داریم که جاى خود دارد! راستى این مقامها یا این اسمها و عنوانهاى ظاهرى چه اهمیتى دارد؟ عمده این است که کسى ببیند چقدر مى‌تواند خدمت کند. همه باید خدمت کنند؛ همه باید کار کنند؛ همه باید از خداى متعال، کسب توفیق و طلب توفیق کنند، تا در راه کشور قدمى بردارند.

امیدواریم که خداوند متعال، به همه‌ى شما برادران و خواهران و همه‌ى منتخبین ملت و آحاد ملت، این فضل و رحمت و توفیق را عنایت کند که بتوانیم وظیفه‌ى خودمان را درست بشناسیم و آن را ان‌شاءاللَّه انجام دهیم، و مایه‌ى عمل ما، مایه‌ى خشنودى و رضاى الهى باشد؛ که براى دنیا و آخرت ما، این از همه چیز مهمتر است.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

link  نوشته شده در  چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٧۱  توسط انقلابی  نظرات ()

پیام پس از مرحله‌ى اول انتخابات چهارمین دوره‌ى مجلس شوراى اسلامى

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

اکنون که به فضل الهى و توجهات حضرت ولى‌اللَّه‌الاعظم روحى‌فداه، انتخابات چهارمین دوره‌ى مجلس شوراى اسلامى با حضور چشمگیر و مسؤولانه‌ى مردم عزیزمان در مرحله‌ى اول به پایان رسیده و نتایج آن در سراسر کشور اعلام شده است، وظیفه مى‌دانم تشکرات صمیمانه خود را نثار مردم رشید و هشیار و عظیم‌الشأن کرده، به خاطر رشد و آگاهى و همت و وقت‌شناسى شما ملت بزرگ، جبهه‌ى سپاس به درگاه خداوند موفِق و معین بسایم.

شما ملت عزیز، با این حرکت انقلابى، روح مقدس امام راحل و ارواح طیبه‌ى شهدا را شاد کردید و نام آنان را سرافراز ساختید.

این حضور عظیم مردمى در مسأله‌اى که به سرنوشت کشور ارتباط مى‌یابد و نقشى حیاتى در آینده‌ى ایران و نظام مقدس جمهورى اسلامى دارد، پاسخ هوشمندانه و قاطعى بود که ملت ایران به دسیسه‌هاى دشمنان داد و نقشه‌هاى آنان را براى ایجاد محیط یأس‌آلود و نهایتاً فاصله انداختن میان مردم و نظام اسلامى، تا مدتها خنثى کرد.

ملت عزیز ما به خوبى دانسته است که دشمنان کینه ورز، براى آن‌که بتوانند توطئه‌هاى خود درباره‌ى ایران عزیز را جامه‌ى عمل بپوشانند، احتیاج به این دارند که مردم را از صحنه‌ى عمل و سیاست خارج کنند و آنان را نسبت به مسائل مهم و عمده‌ى کشور، بى‌اعتنا سازند. به همین جهت بود که از مدتها پیش از شروع انتخابات دوره‌ى چهارم، با زبانها و شیوه‌هاى مختلف تبلیغاتى، تلاش مى‌کردند مردم ایران را نسبت به این انتخابات، بى‌اعتنا و دلسرد و مأیوس سازند.

شما مردم آگاه و مؤمن، با حضور بى‌سابقه‌ى خود در انتخابات، همه‌ى این تلاش خباثت‌آلود دشمنان را خنثى کردید و به همه‌ى دنیا فهماندید که ملت ایران، همچنان زنده و هشیار و آماده‌ى دفاع از دستاوردهاى عظیم چندین ساله خود و پاسدارى از حاصل خون شهداست.

اکنون شبکه‌ى استکبارى تبلیغات جهانى، پس از ناکامى در این مرحله، درصدد آن است که با تفسیرها و تأویلهاى کینه‌توزانه در باب انتخابات و القائات خصمانه، شیرینى این موفقیت بزرگ را از کام ملت ایران بزداید و با وارد آوردن اتهام به مسؤولان امین و زحمتکش امر انتخابات، مردم را نسبت به نتایج این آزمایش الهى دچار تردید کند.

این‌جانب اعلام مى‌کنم: برطبق گزارشهاى موثق، انتخابات در سراسر کشور، با سلامت و اتقان انجام شده و اطمینان به نتایج آن، حاصل است. از گویندگان و نویسندگانى که توفیق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست مى‌کنم که همواره خدا را در نظر داشته، حقیقت را بیان کنند و با سخنان خلاف واقع یا تکیه بر گمان واهى، خداى ناخواسته، به تبلیغات دشمن کمک نکرده؛ کام شیرین مردم را تلخ نکنند.

لازم است به مردم عزیزمان یادآورى کنم: در حوزه‌هایى که نتایج کامل انتخابات به مرحله دوم کشیده شده، مردم هنوز تکلیف الهى و سیاسى شرکت در انتخابات را به‌طور کامل ادا نکرده‌اند. شرکت در مرحله‌ى دوم انتخابات، واجب شرعى و سیاسى است و آحاد مردم عزیز در این حوزه‌ها، در روز موعود باید به مراکز رأى‌گیرى هجوم برده، آراى خود را به صندوقهاى رأى بریزند و دشمنان اسلام و مسلمین را، یکسره، مأیوس نمایند. همچنین رأى‌دهندگان ان‌شاءاللَّه کوشش کنند که به تعداد همه‌ى افرادى که در حوزه مورد نیاز است، نام داوطلبان مورد نظر خود را بنویسند.

از خداوند متعال، فضل و رحمت و توفیق الهى را براى شما ملت بزرگوار، مسألت مى‌نمایم. از همه‌ى برگزار کنندگان انتخابات، صمیمانه تشکر کرده، قبول حضرت احدیت و پاداش الهى را براى آنان مسألت دارم.

والسّلام على جمیع عباد اللَّه الصالحین.

سیزدهم شوال 1412 - مصادف با 27 فروردین 1371

سید على خامنه‌اى

link  نوشته شده در  پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٧۱  توسط انقلابی  نظرات ()

مصاحبه با مقام معظم رهبرى درمراسم رأى گیرىِ مرحله 2 از پنجمین دوره انتخابات مجلس

به محضر مبارکتان عرض ادب می کنیم و نظر حضرت عالى را در مورد ضرورت اهمیتِ شرکت در مرحله دوم انتخابات، خواستاریم.
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم. به همه مردم عزیزمان عرض می کنم که اهمیت مرحله دوم انتخابات، کمتر از مرحله اوّل نیست. بلکه شاید به جهاتى بتوان گفت که اهمیت این مرحله، از مرحله اوّل بیشتر هم هست. توصیه بنده این است که اوّلاً مردم به سوى صندوقهاى رأى بشتابند و هر چه زودتر رأیشان را در اوّلِ وقت به صندوق بیندازند. یعنى «خیرالخیر عاجله». بهترین کارهاى خیر، کارى است که سریع و در وقت خود انجام گیرد.
ثانیاً کوشش کنند به همان تعداد که لازم است، رأى بنویسند و نه کمتر. مثلاً فرض بفرمایید در حوزه انتخابیه تهران اسم بیست و هشت نفر بایست در برگه رأى نوشته شود. سعى کنند اسم بیست و هشت نفر را بنویسند. بیست و هفت نفر و کمتر نباشد. یا فرض بفرمایید در بعضى از شهرها به پنج نفر و در بعضى شهرها به دو نفر باید رأى داد. همان مقدارى که لازم است بنویسند و کمتر ننویسند.
سومین توصیه، توصیه همیشگى ماست. یعنى این که رأى دهنده، اسم کسى را به خاطر بسپارد که وقتى خواست آن اسم را در برگه رأى بنویسد، قصد قربت کند. واقعاً قصد انتخاب کسى را داشته باشد که بشود او را براى خدا و دین به مجلس فرستاد. این مسأله اهمیت دارد. در این جا دیگر ملاحظات و رودربایستیها را باید کنار بگذارند. باید ببینند که خداى متعال را چه کارى راضى می کند. چون مجلس مهم است و مسأله مجلس، مسأله کوچکى نیست؛ سرنوشت ملت است.
به آحاد ملت عزیزمان هم که بحمداللَّه در امتحانات گوناگون سربلند بوده اند، عرض سلام می کنم و امیدوارم و دعاى مفصّل هم کرده ام که ان شاءاللَّه در این آزمایش هم سربلند بیرون بیایند. از شما آقایان هم که زحمت می کشید - چه شما آقایان عضو واحد خبر و گزارش؛ چه آقایانى که دست اندرکار انتخابات هستند و چه کسانى که جهات گوناگون را براى حفظ آرامش و تأمین فضاى سالم انتخاباتى رعایت می کنند - صمیمانه تشکّر می کنم.
ان شاءاللَّه موفق باشید.

link  نوشته شده در  جمعه ۳۱ فروردین ۱۳٧٥  توسط انقلابی  نظرات ()

مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما پس از رأى گیرى هفتمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهورى

رهبر عزیز و معظّم انقلاب! دو سؤال از محضر حضرت عالى دارم. اوّلین سؤالم شاید اقتضاى این ساعت است؛ یعنى ساعات اولیه بامداد که بسیارى از مردم هنوز آراءِ خودشان را به صندوق نینداخته اند. حضرت عالى اگر در این زمینه توصیه اى دارید، بفرمایید.
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم. توصیه من، همان توصیه همیشگى است. توقّع ما این است که آحاد مردم، از همین ساعات اوّل به سمت صندوقهاى رأى بشتابند و با احساس مسؤولیت و با احساس این که کارى را آگاهانه و از روى تشخیص انجام مى دهند، رأیشان را در صندوق بیندازند. چون در دین مقدّس اسلام، در کارهاى نیک سبقت گرفتن مطلوب است، بهتر است که هرچه زودتر این کار را بکنند.
خاطرم هست که چهار سال پیش هم، در چنین روزى، خدمت حضرت عالى رسیدیم. سؤالم این است که حضرت عالى به عنوان رهبر و ولىّ امر مسلمین و همچنین به عنوان یک شهروند مسلمان که حق رأى دارید، توقّعتان از آقاى رئیس جمهور، براى آینده کشورمان چیست؟
ما از کسى که به عنوان رئیس جمهور انتخاب مى شود، انتظار داریم که خود را خدمتگزار مردم بداند و آنچه را براى دین و دنیاى این مردم مورد نیاز است، در محدوده اختیارات قانونى خود، با همه وجود انجام دهد. بدیهى است که اکثریت مردم، متدیّن و انقلابى هستند و مایلند آنچه براى رفاه و سعادت دنیوى آنها انجام مى گیرد، در چهارچوب احکام و مقرّرات اسلامى باشد. خوشبختانه همه این آقایانِ نامزدهاى ریاست جمهورى اعلام کرده اند که این طور بناست عمل کنند. ما هم همین توقّع را از آنها خواهیم داشت. من قبلاً هم گفته ام: هرکس که امروز، ان شاءاللَّه رأى بیاورد و نامش از این صندوقها بیرون بیاید، من با او همان طور رفتار خواهم کرد که در هشت سال گذشته با آقاى رئیس جمهور، جناب آقاى هاشمى رفسنجانى رفتار کرده ام. البته خوب؛ براى شخص من، هیچ کس آقاى هاشمى رفسنجانى نخواهد شد؛ اما امیدواریم براى ملت بشود و بتواند براى کشور همان طور شخصیتى باشد و همان طور تلاشى بکند و بلکه بیشتر و بهتر؛ چون باب رحمت الهى واسع است.
ان شاءاللَّه موفق باشید.خداحافظ آقایان.

link  نوشته شده در  جمعه ٢ خرداد ۱۳٧٦  توسط انقلابی  نظرات ()

مصاحبه هنگام رای دادن در اولین انتخابات شوراها

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 توصیه‌ى من به همه‌ى ملت عزیزمان این است که در این انتخابات هم مثل دیگر انتخابات با شور و شوق و در اوّلین ساعات - بدون این‌که بگذارند دیر شود و خوفِ فوتِ وقت پیدا شود - شرکت کنند. خوشبختانه درباره‌ى اهمیّتِ این انتخابات، صحبت شده و مردم کم و بیش مى‌دانند که مسأله‌ى مهمّى است. استقبالى هم که نامزدهاى انتخاباتى از این کار کردند، حاکى از این است که خوشبختانه در بین مردم، جایگاه این شوراها تا حدود زیادى روشن است.
اما آنچه که من مناسب مى‌دانم عرض کنم این است که مردم در انتخابات باید بسیار جدّى باشند. یعنى شرکت در انتخابات را مثل یک وظیفه بدانند و حقیقتاً انتخاب کنند. بسیار بجاست که مردم بدانند هر کسى را انتخاب مى‌کنند، مسؤولیتهایى در مقابل این انتخاب بر دوش آنهاست؛ همچنان‌که اگر انتخابشان انتخاب خوبى باشد و ان‌شاءاللَّه به‌وسیله‌ى آن شخصِ منتخب، کارهاى خوبى براى مردم و کشور انجام گیرد، ثوابها و اجرهایى هم به آنها منتقل مى‌شود. به همین علّت است که باید حقیقتاً دقّت کنند تا افراد دلسوز، متدیّن و کارآمدى را که متناسب با این کارند، انتخاب کنند؛ چون کارآمدى به حسب کارى که ما یک شخص را براى انجام آن در نظر مى‌گیریم، متفاوت است. کارآمدىِ این شورا با کار آمدىِ فلان شغل یا سِمَت دیگر تفاوت مى‌کند. مردم مى‌دانند که شوراهاى شهر و روستا براى چیست. پس کسى را که احساس مى‌کنند، فکر مى‌کنند، تشخیص مى‌دهند و احراز مى‌کنند، مناسب با این کار انتخاب کنند. البته دیانت او، تقواى او و دلسوزى او را حتماً تشخیص دهند. مردم نباید افرادى را که دلسوز، علاقه‌مند و متدیّن نیستند، به مراکز تصمیم‌گیریشان بفرستند؛ زیرا برایشان وزر و وبال درست خواهند کرد. این توصیه‌ى من به مردم است.
ان‌شاءاللَّه که امروز شاهد انتخابات خوبى باشیم. البته تأکید مى‌کنم که چون سطح انتخابات بسیار وسیع است، در همه‌ى کشور، مردم با نظم در این انتخابات شرکت کنند. بحمداللَّه ملت ما از اوّلِ انقلاب تا امروز، بسیار مراسم انتخاب داشته و همه‌ى مراسم انتخاب را هم با نظم و امنیّت - بدون عوارضى از قبیل درگیرى و دست به یقه شدن و... که در بسیارى از کشورها پیش مى‌آید - برگزار کرده است. در مراسم انتخابات امروز هم ان‌شاءللَّه مردم با نظم و ادب - بدون این‌که با هم دچار مثلاً مناقشه‌ى زبانى و یا خداى نکرده یدى شوند - شرکت کنند و آن‌چنان‌که شایسته‌ى فرد مسلمان و ایرانىِ انقلابى است، مراسم را تا پایان وقتش در جوّى سالم و آرام به انجام رسانند.
ان‌شاءاللَّه موفّق باشید

link  نوشته شده در  جمعه ٧ اسفند ۱۳٧٧  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در محل رای گیری دومین دوره‌ی انتخابات‌ شوراها درمنطقه کنارکِ سیستان و بل.

من‌ قانونا نمی‌توانم‌ در کنارک‌ هستم‌ رأی‌ بدهم‌ برای‌ اینکه‌ در انتخابات‌ شرکت‌ کرده‌ باشم‌ لازم‌ دانستم‌ دراین‌ محل‌ رأی‌گیری‌ حضور داشته‌ باشم‌.
این‌ انتخابات‌ و همه‌ انتخاباتها از جمله‌ انتخابات‌ شوراهای‌ شهر و روستا چون‌ حضور مردم‌ و انتخاب‌ مردم‌ است‌ مهم‌ است‌.
این‌ اهتمام‌ عمومی‌ که‌ بحمدالله‌ تاکنون‌ در انتخابهای‌ گذشته‌ هم‌ وجود داشته‌ ادامه‌ داشته‌ باشد و همه‌ مردم‌ در انتخابات‌ احساس‌ تکلیف‌ کنند و حضور پیدا کنند.
آنچیزی‌ که‌ توصیه‌ من‌ به‌ مردم‌ در این‌ انتخابات‌ و دیگر انتخابات‌ همیشه‌ بوده‌ است‌ و سعی‌ کنید به‌ معنای‌ حقیقی‌ همه‌ گزینش‌ کنند.
کسانی‌ که‌ مورد اعتمادتان‌ هستند و کسانی‌ که‌ می‌دانند که‌ وظایف‌ این‌ نمایندگی‌ را بدرستی‌ انجام‌ خواهند داد بشناسند و با رأی‌ خودشان‌ آنان‌ را به‌ مناصبی‌ که‌ انتخابات‌ برای‌ این‌ مناصب‌ بوجود می‌آید منصوب‌ کنند.
شوراها موظف‌ هستند امور شهرها و روستاها را سازماندهی‌ کنند کسانی‌ که‌ این‌ توانایی‌ را دارند و کسانی‌ که‌ این‌ امانت‌ را دارند و کسانی‌ که‌ این‌ انگیزه‌ را به‌ معنای‌ حقیقی‌ کلمه‌ دارند که‌ این‌ کار را انجام‌ دهند بشناسید.
اعتقاد من‌ این‌ است‌ که‌ اگر انتخابات‌ بدرستی‌ صورت‌ گیرد وضع‌ شهرها و روستاها از آنچه‌ که‌ امروز هست‌ بهتر خواهد شد در دوره‌ قبل‌ در برخی‌ از شهرها مردم‌ منتخبین‌ خوبی‌ داشته‌اند در برخی‌ شهرها هم‌ متاسفانه‌ منتخبین‌ شایسته‌ای‌ را نتوانسته‌اند پیدا کنند برای‌ همین‌ هم‌ کارها به‌ سامان‌ نرسید.
شوراها آن‌ کاری‌ را که‌ مردم‌ از آن‌ انتظار داشتند در برخی‌ از شهرها انجام‌ نداده‌اند.
حالا به‌ من‌ گزارش‌ داده‌اند که‌ در برخی‌ از جاها برای‌ تشخیص‌ صلاحیتها کوتاهی‌ هایی‌ شده‌ است‌ من‌ تحقیق‌ خواهم‌ کرد که‌ اگر چنانچه‌ افرادی‌ نابجا و برخلاف‌ مقررات‌ راه‌ یافته‌ باشند انتخابات‌ آنجا اعتباری‌ نخواهد داشت‌.

link  نوشته شده در  جمعه ٩ اسفند ۱۳۸۱  توسط انقلابی  نظرات ()

متن مصاحبه با رهبر معظم انقلاب هنگام شرکت در نهمین دوره ى انتخابات ریاست جمهوری

خیلى تشکر مى کنم از این که این فرصت را در اختیار ما قرار دادید. من مى بینم تنها دقایقى از آغاز رأى گیرى نهمین دوره ى انتخابات ریاست جمهورى گذشته و حضرت عالى در پاى صندوق رأى حاضر شده اید. علت تقید شما براى این که در اولین دقایق، در مراسم رأى گیرى حاضر مى شوید، چیست؟ بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم. انسان کار خیر را هرچه زودتر انجام دهد، بهتر است. انسان از یک ساعت بعدِ خود خبرى ندارد. من اول وقت مجال و امکان دارم و زنده هستم؛ بنابراین به سوى این کارمتن مصاحبه با رهبر معظم انقلاب اسلامى هنگام شرکت در نهمین دوره ى انتخابات ریاست جمهورى
27/03/1384
* خیلى تشکر مى کنم از این که این فرصت را در اختیار ما قرار دادید. من مى بینم تنها دقایقى از آغاز رأى گیرى نهمین دوره ى انتخابات ریاست جمهورى گذشته و حضرت عالى در پاى صندوق رأى حاضر شده اید. علت تقید شما براى این که در اولین دقایق، در مراسم رأى گیرى حاضر مى شوید، چیست؟
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم.
انسان کار خیر را هرچه زودتر انجام دهد، بهتر است. انسان از یک ساعت بعدِ خود خبرى ندارد. من اول وقت مجال و امکان دارم و زنده هستم؛ بنابراین به سوى این کار مى شتابم.
شرکت در انتخابات، یک عمل صالح است؛ این عمل صالح را باید با شوق و بوقت انجام داد. بسیارى از کارها هست که زمان آن در یک برهه ى خاص است؛ انتخابات ریاست جمهورى از این قبیل است. امروز اگر ما ایرانى ها اقدام به انتخاب کردیم، امکانى را براى خود و کشورمان به وجود آورده ایم. اگر منِ ایرانى امروز این عمل صالح را انجام ندهم، این طور نیست که فردا یا پنج روز دیگر یا ده روز دیگر بشود این را انجام داد؛ نه، تا چهار سال دیگر این عمل صالح قابل انجام دادن نیست.
انسان مؤمن و خردمند کار را در وقت خود انجام مى دهد. امروز از ساعت 9 تا پایان وقت، زمان انجام دادن این عمل صالح است. مردم ما خوشبختانه تا امروز نشان داده اند که اهمیت و معناى این کار را مى دانند. وقتى ما در چارچوب قانونى اساسى پاى صندوق مى آییم و رأى مى دهیم، در حقیقت به قانون اساسى و به نظام داریم رأى مى دهیم؛ به هر کس رأى بدهیم. الان هفت نفر براى ریاست جمهورى مطرح اند؛ به هر کدام از اینها رأى بدهیم، در حقیقت به نظام رأى داده ایم. یعنى دو کار کرده ایم: یکى به یک شخص، و یکى هم به مجموعه ى نظام و به قانون اساسى رأى داده ایم. این، مفهوم این کار است و این را مردم کشور ما بخوبى دانسته اند و براى همین هم هست که در انتخابات هاى مختلف شرکت مى کنند؛ امروز هم به توفیق الهى شرکت مى کنند.
ما دعا مى کنیم آن چیزى که براى این کشور مفید است و آن دولتى که توانایى رفع مشکلات و برآوردن نیازهاى این کشور را در این برهه ى از زمان دارد، ان شاءاللَّه آن دولت و آن شخص سر کار بیایند؛ این را مى خواهیم و این را خدا بهتر از ما مى داند. علم و احاطه ى علمى ما بسیار محدود است؛ این مصلحت را خداوند مى داند و ما از خداى متعال مى خواهیم. البته هر کس تلاش خود را مى کند تا به قدر تشخیصِ خود عمل کند.
* حتماً مستحضر هستید که امروز جریان به اصطلاح دمکراسىِ غربى انتخابات را نمادى از حکومتهاى دمکراتیک و آزاد تلقى مى کند؛ اما شاهد هستیم که جریان تبلیغات غربى علیه کشور ما شکل و سوى دیگرى دارد؛ به قول غربى ها داراى یک پارادوکس است. آنها تبلیغ مى کنند که مردم ما در انتخابات شرکت نکنند و در پاى صندوق هاى رأى حاضر نشوند. این تعارض را جناب عالى چگونه ارزیابى مى فرمایید؟
تبلیغاتى که به آن اشاره کردید - این که مردم را به شرکت نکردن در انتخابات تشویق مى کنند - مربوط به مجموعه ى دنیاى دمکراسىِ غربى نیست؛ مربوط به تعدادى از دشمنان ماست؛ دشمنانى که دوست ندارند یک نظام اسلامى با هویت دینى خود و درعین حال مردم سالار و متکى به آراء مردم باشد. آنها مایلند اسلام نتواند یک نظام مردم سالارىِ حقیقى را به وجود بیاورد و آن را به قوام برساند. چون تشکیل چنین نظامى برخلاف منافع آنهاست، لذا دوست مى دارند این مظهر بزرگ مردم سالارى در کشور نباشد. دشمنان ما چه کسانى هستند که این فکر را ترویج مى کنند؟ البته لزومى ندارد ما اسم بیاوریم که دشمن ما فلان کس است یا فلان کس نیست؛ هر کس آن تصور را درباره ى نظام اسلامى داشته باشد، دشمن ماست. بنابراین، آن چیزى که شما اشاره کردید، مربوط به دنیاى دمکراسى نیست. مردمِ دمکراسى خواه دنیا هرجا که دمکراسى باشد، خوشحالند. امروز هم خوشبختانه در بین غربى ها - چه در امریکا، چه در اروپا - عناصر مستقل بسیارى هستند که گواهى مى دهند و اذعان مى کنند که هیچ دمکراسى یى - لااقل در منطقه ى ما - به استقرار و گسترش و شیوایىِ دمکراسى جمهورى اسلامى نیست.  مى شتابم. شرکت در انتخابات، یک عمل صالح است؛ این عمل صالح را باید با شوق و بوقت انجام داد. بسیارى از کارها هست که زمان آن در یک برهه ى خاص است؛ انتخابات ریاست جمهورى از این قبیل است. امروز اگر ما ایرانى ها اقدام به انتخاب کردیم، امکانى را براى خود و کشورمان به وجود آورده ایم. اگر منِ ایرانى امروز این عمل صالح را انجام ندهم، این طور نیست که فردا یا پنج روز دیگر یا ده روز دیگر بشود این را انجام داد؛ نه، تا چهار سال دیگر این عمل صالح قابل انجام دادن نیست. انسان مؤمن و خردمند کار را در وقت خود انجام مى دهد. امروز از ساعت 9 تا پایان وقت، زمان انجام دادن این عمل صالح است. مردم ما خوشبختانه تا امروز نشان داده اند که اهمیت و معناى این کار را مى دانند. وقتى ما در چارچوب قانونى اساسى پاى صندوق مى آییم و رأى مى دهیم، در حقیقت به قانون اساسى و به نظام داریم رأى مى دهیم؛ به هر کس رأى بدهیم. الان هفت نفر براى ریاست جمهورى مطرح اند؛ به هر کدام از اینها رأى بدهیم، در حقیقت به نظام رأى داده ایم. یعنى دو کار کرده ایم: یکى به یک شخص، و یکى هم به مجموعه ى نظام و به قانون اساسى رأى داده ایم. این، مفهوم این کار است و این را مردم کشور ما بخوبى دانسته اند و براى همین هم هست که در انتخابات هاى مختلف شرکت مى کنند؛ امروز هم به توفیق الهى شرکت مى کنند. ما دعا مى کنیم آن چیزى که براى این کشور مفید است و آن دولتى که توانایى رفع مشکلات و برآوردن نیازهاى این کشور را در این برهه ى از زمان دارد، ان شاءاللَّه آن دولت و آن شخص سر کار بیایند؛ این را مى خواهیم و این را خدا بهتر از ما مى داند. علم و احاطه ى علمى ما بسیار محدود است؛ این مصلحت را خداوند مى داند و ما از خداى متعال مى خواهیم. البته هر کس تلاش خود را مى کند تا به قدر تشخیصِ خود عمل کند. * حتماً مستحضر هستید که امروز جریان به اصطلاح دمکراسىِ غربى انتخابات را نمادى از حکومتهاى دمکراتیک و آزاد تلقى مى کند؛ اما شاهد هستیم که جریان تبلیغات غربى علیه کشور ما شکل و سوى دیگرى دارد؛ به قول غربى ها داراى یک پارادوکس است. آنها تبلیغ مى کنند که مردم ما در انتخابات شرکت نکنند و در پاى صندوق هاى رأى حاضر نشوند. این تعارض را جناب عالى چگونه ارزیابى مى فرمایید؟ تبلیغاتى که به آن اشاره کردید - این که مردم را به شرکت نکردن در انتخابات تشویق مى کنند - مربوط به مجموعه ى دنیاى دمکراسىِ غربى نیست؛ مربوط به تعدادى از دشمنان ماست؛ دشمنانى که دوست ندارند یک نظام اسلامى با هویت دینى خود و درعین حال مردم سالار و متکى به آراء مردم باشد. آنها مایلند اسلام نتواند یک نظام مردم سالارىِ حقیقى را به وجود بیاورد و آن را به قوام برساند. چون تشکیل چنین نظامى برخلاف منافع آنهاست، لذا دوست مى دارند این مظهر بزرگ مردم سالارى در کشور نباشد. دشمنان ما چه کسانى هستند که این فکر را ترویج مى کنند؟ البته لزومى ندارد ما اسم بیاوریم که دشمن ما فلان کس است یا فلان کس نیست؛ هر کس آن تصور را درباره ى نظام اسلامى داشته باشد، دشمن ماست. بنابراین، آن چیزى که شما اشاره کردید، مربوط به دنیاى دمکراسى نیست. مردمِ دمکراسى خواه دنیا هرجا که دمکراسى باشد، خوشحالند. امروز هم خوشبختانه در بین غربى ها - چه در امریکا، چه در اروپا - عناصر مستقل بسیارى هستند که گواهى مى دهند و اذعان مى کنند که هیچ دمکراسى یى - لااقل در منطقه ى ما - به استقرار و گسترش و شیوایىِ دمکراسى جمهورى اسلامى نیست.

link  نوشته شده در  جمعه ٢٧ خرداد ۱۳۸٤  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در روز انتخابات مجلس خبرگان و شوراهاى اسلامى

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
انگیزه ى من از شرکت در این انتخابات عیناً انگیزه ى آحاد مردم عزیزمان است که عبارت است از انجام یک وظیفه ى دینى و ملى و انقلابى. همه این را حس کردیم که شرکت ما در انتخابات، به معناى دخالت ما در سرنوشت کشور و مدیریت کشور در سطوح مختلف است که در این نوبت، عمده مجلس خبرگان و شوراهاى اسلامى است. در بعضى از شهرها هم انتخابات میاندوره اى مجلس شوراى اسلامى است. بنابراین، این یک انگیزه ى عمومى است که خوشبختانه ملت ما این را از بُن دندان احساس کردند؛ لذا در انتخابات شرکت مى کنند. و اما اینکه من اولِ وقت را براى این کار انتخاب مى کنم، به خاطر این است که کار درست و نیک را باید هر چه زودتر انجام بدهیم؛ مثل عبادات، مثل نمازِ اولِ وقت و مثل بقیه ى کارهایى که موقت است، هر چه انسان آن کار را در لحظات اول و نزدیکتر به آن لحظات اول انجام بدهد، این فضیلت بیشترى دارد؛ چون انسان احساس مى کند تکلیف را انجام داد و در تأخیر آفاتى هست؛ انسان خود را از آن آفات برکنار مى دارد. این کار، کارِ نمادین هم هست. شروع روز را به این وظیفه، این یک کار نمادین است و امیدواریم که ان شاءاللَّه خداوند متعال به ما توفیق دهد و به همه ى ملت ما که بتوانند این کار بزرگ و این وظیفه ى سنگین را انجام بدهند و امروز ان شاءاللَّه مردم در ساعاتى که در پیش رویشان است، این وظیفه را ان شاءاللَّه بخوبى انجام خواهند داد؛ در پاى صندوقها حاضر خواهند شد و شرکت خواهند کرد.
و اما مسئله ى همزمانى این انتخابات، یک تجربه اى است حالا؛ به نظر مى رسد که تا حالا بد نبوده؛ چون بنا بوده که در دو نوبت، هم دستگاه هاى دولتى، هم مردم، یک نوبت براى شوراها، یک نوبت براى خبرگان، همه ى این تشکیلات را سرِ پا کنند و به راه بیندازند. اینها را اگر بتوان در یکدیگر مندمج کرد و در یک روز انجام داد، به نظر مى رسد که از لحاظ وقت و امکانات دولتى و اهتمام مردم، یک نوع صرفه جویى انجام مى گیرد. البته من فعلاً نسبت به انتخابات مجلس و ریاست جمهورى هیچ نظرى ندارم. آنها را بایستى مسئولان بنشینند و جوانبش را بررسى کنند و تصمیم گیرى کنند، اما این چیزى که تصمیم گیرى کردند و اتفاق افتاده، به نظر ما چیز خوبى است، چیز بدى نیست.

link  نوشته شده در  جمعه ٢٤ آذر ۱۳۸٥  توسط انقلابی  نظرات ()

مصاحبه رهبر معظم انقلاب در هنگام رأى گیرى مرحله ى دومِ انتخابات هشتمین دوره مجلس

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
اهمیت این دوره از انتخابات، مثل اهمیت مرحله ى قبلى انتخابات است. مرحله ى دوم از لحاظ اهمیت، با مرحله ى اول هیچ تفاوتى ندارد؛ و همان انگیزه و همان احساس و همان روحیه ى تکلیف پذیرى و مسئولیت پذیرى اى که در مرحله ى اول همه ى ما را وادار کرد که به پاى صندوقها بیائیم، عیناً همان روحیه و همان احساس مسئولیت این بار هم ما را فرامیخواند که به پاى صندوق رأى بیائیم و رأیمان را بیندازیم. و یک مثل قدیمى در همه جاى ایران هست که: «کار را که کرد؟ آن که تمام کرد»؛ این، تمام کردنِ کار است.
ان شاءاللَّه ملت عزیزمان در حوزه هائى که انتخابات به مرحله ى دوم کشیده شده، همت کنند و پاى صندوقها بیایند تا رأى خوبى جمع شود و مجلس خوبى به توفیق الهى و به حول و قوه ى الهى ان شاءاللَّه تشکیل شود.

link  نوشته شده در  جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در نشست دوستانه نمایندگان مسئولان اجرائی، نظارتی و کمیسیون تبلیغات انتخاب

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم

 من اول باید عذرخواهى کنم از اینکه با صداى گرفته با دوستان صحبت میکنم. دو سه روزى است که بر اثر سرماخوردگى یا هر چیز دیگر، صداى من گرفته است. تحمل کنید.
 مطلب اساسى و اصلى اى که من میخواهم به همه ى دوستانى که در اینجا حضور دارند - چه نمایندگان ستادهاى نامزدهاى محترم و چه نمایندگان دستگاه هاى مسئول - عرض بکنم، این است که انتخابات در کشور ما برخلاف بعضى از کشورهاى دیگر، همیشه مظهر وحدت ملت و نمایشگر عزت ملى بوده؛ چون هرکسى که پاى صندوق رأى مى آید و رأى به صندوق مى اندازد، در واقع رأى به جمهورى اسلامى و نظام اسلامى را دارد تکرار میکند. لذا همیشه دیده اید مسئولین کشور و خود بنده اصرار داشتیم بر افزایش آحاد شرکت کننده ى در رأى دادن؛ مردم را تشویق میکردیم، ترغیب میکردیم، مردم هم هوشیارانه و در مواقع حساس وارد قضایا میشدند؛ در مواقعى که کشور احتیاج داشته به اینکه یک فریاد رسا و بلندى را در مقابل مخالفان خود و بدخواهان خود در دنیا مطرح بکند، آمده اند پاى صندوقهاى رأى و رأى داده اند. بنده در چند تا از پیامهاى تبریک انتخابات، این جمله را تکرار کردم: «مردم هوشمند و زمان شناس». این دفعه هم این تعبیر را من آوردم، هم بعضى از دفعات قبل این را ذکر کردم. علت این است که حضور مردم پاى صندوقهاى رأى همیشه نشانه ى حضور مردم در صحنه و آگاهى آنها و رأى آنها به نظام جمهورى اسلامى تلقى میشده. لذا انتخابات ما از این جهت همیشه مظهر وحدت ملى و عزت ملى بوده.
 ما باید سعى کنیم، دقت کنیم که انتخابات مایه ى انشقاق نشود؛ این حرف اصلى من است. اینکه ما تصور کنیم که یک گروه مثلاً بیست و چهار میلیونى یک طرفند، یک گروه چهارده میلیونى یک طرفند، این به نظر من یک خطاى بسیار بزرگى است؛ قضیه اینجور نیست. همه در یک طرف قرار دارند. آن کسانى که به رئیس جمهور منتخب این دوره ى از انتخابات رأى دادند، همانقدر وابسته ى به انقلاب و کشور و نظامند، که آن کسانى که رأى ندادند. مجموعه هاى مردمى، فرزندان این کشورند؛ فرزندان این ملتند. این خطاست که ما این دو مجموعه ى رأى دهنده را که یک عده اى رأى به یک نامزدى دادند، یک عده اى رأى به آن نامزد ندادند، اینها را ما متخاصم و متقابل فرض کنیم؛ نه، در یک مسئله اى، در یک گزینشى، اینها سلیقه شان یک جور نبوده، لکن در اصل قضیه، در اعتقاد به نظام، در پشتیبانى از جمهورى اسلامى، همه ى اینها با هم یکى هستند. ما نگاه کنیم به رأى قریب چهل میلیونى مردم در این دوره؛ این مهم است.
 من معتقدم همه ى ما وظیفه داریم این را پاسدارى کنیم. یعنى این اتحاد ملى را در گفتن و اعلام صریحِ حمایت از نظام اسلامى را، دست کم نگیریم؛ این چیز بسیار مهمى است. امروز نظام اسلامى نشان دارد میدهد که مردم سالارىِ واقعى در او حکمفرماست. مردم مى آیند مى نشینند پاى صحبت نامزدهاى مختلف، گوش میکنند، بعد در حدود شاید ده روز، پانزده روز در خیابانها حضور فعال دارند. این به نظر من خیلى مسئله ى مهمى است. ما باید به این شبهاى گوناگون و متعددى که در خیابانهاى تهران و بعضى از شهرستانهاى دیگر مردم جمع میشدند و بعضى از این نامزد، بعضى از آن نامزد حمایت میکردند، شعار میدادند و هیچگونه درگیرى بین اینها وجود نداشت، افتخار بکنیم؛ این خیلى چیز مهمى است. مردم ما اینند؛ اختلاف سلیقه هم دارند، نظرات مختلفى هم نسبت به نامزدهاى مختلف دارند، اما با همدیگر هم کار میکنند. آقاى مهندس موسوى براى من نقل میکردند که توى یک خیابانى که ایشان میرفته، ماشینى با ماشین ایشان همراه میشوند. آنها شروع میکنند حرفى و شعارى را که علیه آقاى موسوى بوده، با خنده گفتن، آقاى موسوى گفت من هم خندیدم و به آنها دست تکان دادم اینجورى و عبور کردم. خوب، این فضا خیلى فضاى خوبى است. این فضا بعد از انتخابات نباید تبدیل بشود به فضاى خصومت و تقابل؛ عده اى این را میخواهند در جامعه تحقق ببخشند. این خلاف واقع است.
 آن کسانى که اجتماع میکنند براى حمایت از یک نامزد، با آن کسانى که اجتماع میکنند براى حمایت از نامزد دیگر، هر دو ملت ایرانند، گروه هائى از مردمند؛ ما باید با این دید نگاه کنیم. آرائى هم دارند؛ یک جمعى رأى به این دادند، یک جمعى رأى به آن دادند. البته قاعده ى مردم سالارى این است که اکثریت بر اقلیت در مقام عمل تقدم پیدا میکند؛ یعنى آن کسى که اکثریت به او رأى دادند، او مسئولیت را به عهده میگیرد؛ این قاعده ى مردم سالارى است. اما این به معناى ایجاد تزاحم و ایجاد تعارض و دشمنى نیست. با ایجاد دشمنى همه تان مقابله کنید. این مخصوص یک نامزد یا یک ستاد یا یک مجموعه نیست؛ همه وظیفه دارند که با ایجاد نقار و دشمنى و کدورت مقابله کنند. بله، ممکن است کسانى همانطور که حالا آقایان هم ذکر کردید، اشکالات و اعتراضاتى را بر مجارى گوناگون امور در انتخابات ثبت کرده باشند و اعتراض داشته باشند، که البته، راه هاى قانونى وجود دارد. رسیدگى به اینها حتماً باید انجام بگیرد. مواردى را آقایان ذکر کردید. من درخواست میکنم از آقایان مسئول در وزارت کشور و همچنین در شوراى نگهبان که به این موارد دقیقاً رسیدگى کنند. اگر چنانچه بعضى از اشکالات مقتضىِ این هست که پاره اى از صندوقها بازشمارى بشود، اشکالى ندارد. حالا مثلاً یک مورد را آقایان ذکر کردند که آن شخص گفته که رأى فلان نامزد این تعداد است، بعد در شمارش تعداد دیگرى معرفى شده؛ خیلى خوب، کارى ندارد؛ صندوقهاى مورد اشکال را، یا به طور تصادفى تعدادى از صندوقها را بازشمارى کنند؛ خودِ نمایندگان ستادها هم حضور داشته باشند و ببینند، تا اطمینان کامل براى همه حاصل بشود.
 البته من خودم شخصاً در این انتخابات هم مثل همه ى انتخاباتهاى گذشته - شماها همه تان مسئولین هستید، بوده اید، ممشاى بنده را میدانید - به مسئولین کشور اعتماد کردم؛ به وزارت کشور، به شوراى نگهبان؛ در حالى که میدانید در موارد متعدد، مسئولین از سلائق مختلف بودند، اما من به مقام مسئولى که میشناسم و قاعده ى کار او را میدانم، اعتماد میکنم. در این نوبت هم همین جور است؛ من اعتماد میکنم، اما این اعتماد من موجب نمیشود که اگر چنانچه شبهه اى در ذهن کسانى هست، این شبهه دنبال نشود و تعقیب نشود و بررسى نشود و حقیقت قضیه آشکار نشود؛ نه، شبهات را برطرف کنید، منتها آن چیزى که از همه مهمتر است، این است: همه سعى کنید وحدت ملى و وحدت کشور را حفظ کنید؛ هر کسى به نحوى، هر کسى وظیفه اى دارد.
 انتخابات مایه ى افتخار ماست. چهل میلیون رأى شوخى نیست. این از بالاترین نصابى که ما تا حالا داشته ایم، مبالغ قابل توجهى بیشتر است؛ این خیلى اهمیت دارد. بعد از سى سال ملت ما پابندى شان به نظام جمهورى اسلامى آنچنان است که اینجور با شور و شوق وارد صحنه میشوند که خبرگزارى هاى خارجى از همان ساعات اول اعلام کردند - ما خبرها را تعقیب میکردیم - و همه گفتند که این دفعه حضور مردم، حضور فوق العاده اى است. این را همه گفتند. حالا غیر از مشاهداتى که کسانى میرفتند رأى میدادند و مى آمدند براى ما نقل میکردند، خبرگزارى ها گفتند و در تعدادى از تلویزیونهاى بیگانه هم منعکس شد که حضور مردم، حضور جدى و فعال و متراکمى است. در بعضى از تلویزیونهاى خارجى صفوف مردم را که صف کشیده بودند، نشان دادند. این افتخارى است براى کشور؛ ما این را مخدوش نکنیم، این را خراب نکنیم، این مال مردم است. همین رأى دهندگان از دو طرف، هم طرف آن کسانى که رأى دادند به نامزد منتخب، هم آن کسانى که رأى ندادند به نامزد منتخب و به دیگرى رأى دادند - که مجموعاً مثلاً حدود چهارده میلیون میشوند - همه شان در ایجاد این حماسه ى بزرگ سهیم بودند. ما این وحدت را، این نگاه کلان را، نگاه یکسان را فراموش نکنیم و این را از دست ملت نگیریم. همه سهیمند؛ آن کسى که به آقاى دکتر احمدى نژاد رأى داده، او هم سهیم است؛ آن کسى که به آقاى مهندس موسوى رأى داده، یا به آقاى کروبى رأى داده، یا به آقاى رضائى رأى داده، آنها هم همه در ایجاد این حماسه ى بزرگ سهیمند و کشور مدیون آنهاست و نظام حقیقتاً مدیون این حضور حماسى مردم است که آمدند از نظام خودشان که متعلق به خودشان هست، از انقلابى که متعلق به خودشان هست، دفاع کردند و این اقدام را کردند؛ نگاه اصلى باید این باشد.
 البته هر طرفى ملاحظاتى باید بکند؛ این را من قبول دارم. هم آن طرفى که توانسته اکثریت را به دست بیاورد، ملاحظاتى لازم است بکند، توجهاتى بکند، مراقبتهائى در کیفیت رفتار و حرکت انجام بدهد، هم آن طرفى که این رأى اکثریت را کسب نکرده، او هم مراقبتهائى لازم دارد. همه باید حلم داشته باشند. حلم اسلامى که ما در فارسى او را بردبارى معنا میکنیم، معنایش توان تحمل و ظرفیت تحمل است. همه باید ظرفیت تحمل داشته باشند، بتوانند تحمل کنند؛ تحمل پیروزى هم کار آسانى نیست، تحمل عدم پیروزى هم کار آسانى نیست. حلم داشتن و تحمل کردن و ظرفیت پیروزى و عدم پیروزى را داشتن، یکى از فضائل انسانى است؛ ما باید این را هم در نخبگان، هم در آحاد عظیم مردم ترویج بکنیم.
 البته شما شکى ندارید، من هم مثل شما، که کسانى هستند که این وحدت را نمیخواهند. حوادثى پیش مى آید گوشه و کنار که این حوادث نه به آن گروه، نه به آن گروه، هیچ ارتباطى ندارد و این مربوط به افرادى است که این وحدت را، این اتفاق را، این نمایش عظمت را نمیخواهند. من حالا ان شاءاللَّه در روز جمعه اگر عمرى بود و مجالى بود، در این باره بیشتر صحبت خواهم کرد. کسانى نمیخواهند این موفقیتهاى شما را ببینند. در این قضایا همه موفق شدید، همه پیروز شدید؛ در این جهت که توانستید نظام مورد علاقه تان را تحکیم ببخشید. مردم همه پیروزند؛ به خاطر اینکه توانستند یک عظمتى و عزتى را از خودشان بروز بدهند. عده اى این را نمیخواهند و طبعاً خرابکارى میکنند، ایجاد اختلال میکنند، از این به آن حرف میبرند، از آن به این حرف مى آورند؛ غالباً هم خلاف. بنده چون از اطراف مختلف، حرفها به گوش من میرسد، مى بینم این چیزهائى که این طرف از آن طرف میگوید، بعضاً خلاف واقع است؛ هم آن چیزهائى که آن طرف از این طرف بیان میکند، بعضاً خلاف واقع است. پیداست کسانى در وسط نمیخواهند این اتحاد و اتفاق در کشور شکل بگیرد. این حالا آسان ترینش است، بدترش هم همین کارهاى خرابکارى اى است که شما مى بینید انجام میدهند، که البته همه باید در مقابل این خرابکارى ها بایستند، اعلام موضع کنند. همه بایستى بگویند.
 این تخریبهائى که انجام میگیرد، این کارهاى زشتى که انجام میگیرد، بعضاً جنایاتى که واقع میشود، مربوط به هیچکدام از این اطراف قضیه نیست؛ این مربوط به مردم نیست، مربوط به نامزدها نیست؛ مربوط به خرابکارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. نبادا کسى توهم کند و تصور بکند که این مربوط به این است که اینها طرفدار فلان نامزدند؛ نه، اینها مثل همان کسانى هستند که اختلافات مذهبى را بین مسلمانها راه مى اندازند که ما مکرر گفته ایم اینها نه سنى اند، نه شیعه؛ شیعه را علیه سنى، سنى را علیه شیعه تحریک میکنند، و در وضع اتحاد جامعه ى عظیم ما هم همین جور است. کسانى که یک طرف را علیه یک طرف تحریک میکنند، کارهائى میکنند به عنوان طرفدارى از یک جهت، در حالى که حقیقتاً طرفدارى از او نیست؛ اینها نه از این طرفند، نه از آن طرف. اینها کسانى هستند که با اصل نظام مخالفند، با آرامش کشور مخالفند، طرفدار تشنجند، طرفدار اغتشاشند، میخواهند آرامش نباشد.
 هر کس سرِ کار باشد، اگر نتائج انتخابات غیر از این هم میشد، بنده به طور اطمینان میتوانم عرض بکنم که باز اینجور حوادثى دیده میشد، باز این حوادث پیش مى آمد، براى اینکه اصلاً آرامش در کشور نباشد. آنها امنیت کشور را و آرامش کشور را هدف گرفته اند و میخواهند این را از بین ببرند. هیچکس نباید به این تشنج آفرینى و اغتشاش آفرینى کمک کند و همه باید در مقابل او صریح موضع بگیرند. کما اینکه مواضع حقیقى شماها هم جز این نیست. صریح موضع بگیرند، روشن کنند که این خواستِ آنها نیست. و هر کارى که تشنج آفرین باشد، واقعاً نکنند؛ یعنى همدیگر را عصبانى نکنند. این را هم من بد نیست در اینجا خطاب به مردمى که خارج از این مجموعه ى شما برادران عزیز هستند، توصیه بکنم، که اگر این صحبتها پخش شد، خطاب به مردم هم باشد. من به مردم عزیزمان هم عرض میکنم: دو جناح و دو گروه، همدیگر را عصبانى نکنند؛ نه آن کسانى که نامزد مورد علاقه شان پیروز شده، جورى حرف بزنند، جورى رفتار کنند که آن طرف مقابل را عصبانى کند، جریحه دار کند؛ نه آن کسانى که نامزد مورد علاقه شان رأى نیاورده، جورى حرف بزنند، جورى اقدام کنند که آن طرف را عصبانى کند؛ نه، همه یک جهت مشترک دارید که آن عبارت است از حضور در این صحنه ى انتخابات و دفاع از نظام اسلامى؛ این اساس قضیه است، این آن چیزى است که دل ولى عصر (ارواحنا فداه) را راضى میکند و خشنود میکند. این آن چیزى است که ان شاءاللَّه موجب رحمت الهى و جریان رحمت الهى در این کشور میشود. این به نظر من درست است.
 امیدوارم که خداى متعال کمک کند. من وظیفه ى خودم دانستم که این عرایض را به شماها بکنم. همین طور که گفتم، من تقریباً همه ى شما یا اغلب شماها را از نزدیک میشناسم و سوابق کاریتان را میدانم و به نظرم رسید که اینجور حرف زدن و اینجور مخاطبه ى با شما، ان شاءاللَّه خوب است و لازم است و تکلیف من است که این را عرض بکنم. من احساس میکنم امروز همه تکلیف داریم از هویت جمعى این کشور و این ملت دفاع کنیم. یک مجموعه ى عظیم مردمى است، با این بار امانت سنگینى که بر دوش گرفته، با این حرکت عظیم و شجاعانه اى که در طول این سى سال این ملت انجام داده، این را نگذارید شقه شقه بشود، نگذارید افراد در مقابل هم قرار بگیرند. هر کدامى تان به یک کیفیتى خواهید توانست این کار را انجام بدهید. ان شاءاللَّه خداوند کمکتان کند، راهنمائى تان کند، همه مان را راهنمائى کند که بتوانیم این وظیفه را به بهترین وجهى انجام بدهیم.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

link  نوشته شده در  سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸  توسط انقلابی  نظرات ()

مصاحبه با رهبر انقلاب پس از شرکت در انتخابات

بسم الله الرحمن الرحیم. خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی از جانب جمع حاضر ـ بویژه جامعه‌ی رسانه‌ای کشور ـ سلام عرض میکنم؛ صبح حضرتعالی به خیر.
سلام علیکم و رحمت الله.
ــ دهمین انتخابات ریاست جمهوری در واقع اولین انتخابات دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی است که حضرتعالی آن را دهه‌ی پیشرفت و عدالت نامگذاری فرموده‌اید. مردم ایران مشتاقانه منتظر شنیدن فرمایشات حضرتعالی در رابطه با انتخابات امروز هستند. متشکرم.
بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند متعال را سپاسگزاریم که به ملت ایران این توفیق را عنایت کرد که یک نوبت دیگر، در یک آزمون بزرگ ملی شرکت کنند. انتخابات مظهر حضور فعال و پرشور و زنده‌ی مردم در عرصه‌ی سیاسی کشور است. آنطوری که من مشاهده میکنم و میشنوم، بحمدالله در این انتخابات شور و شوق و تحرک مردم بسیار بالاست؛ این را ما از حضور نامزدهای مختلف و از آگاهی و بیداری مردم ناشی میدانیم و خدا را سپاسگزاری میکنیم. و انتظار داریم خدای متعال توفیق بدهد مردم بتوانند با حضور متراکم خود در پای صندوقهای رأی، یک امتحان بزرگ دیگر را بخوبی پس بدهند. و ان‌شاءالله از سوی پروردگار عالم مقدر باشد که بهترین و شایسته‌ترین فرد، برای مدت چهار سال به ریاست قوه‌ی اجرائیه منصوب بشود. مطمئناً وقتی مردم با ایمان و شور و شوق در صحنه هستند، خدای متعال هم تفضل خواهد کرد.
من ـ طبق معمول ـ درخواستم از مردم این است که از همین آغاز وقت و از اول صبح، پای صندوقهای رأی بروند. همه بروند، همه رأی بدهند، طبق تشخیص خودشان عمل کنند و سهم خودشان را در اداره‌ی کشور و در تعیین مدیریت عالی اجرائی کشور، به عهده بگیرند. این یک حق و در عین حال یک تکلیف است. حق آحاد مردم ماست که نظر بدهند؛ تکلیف آنها هم همین است. به اعتقاد من، این هم تکلیف شرعی و هم تکلیف عقلی ـ یعنی عقلائی ـ است که این کار را انجام بدهند.
نکته‌ی دیگری که میخواهم به مردم عزیزمان عرض کنم، این است. اولاً باید از این حضور پر شوری که در روزهای اخیر و حتی شبها ـ آنطور که مطلع شدم ـ مردم در خیابانها داشتند، تشکر کنم. هر گروهی طبق میل خودشان و به نظر خودشان شعار میدادند، اما رشد و آگاهی مردم نگذاشت که یک حادثه‌ی تلخی به وجود بیاید؛ در صحنه هستند، شعارهاشان را هم میدهند، شور و شوق خودشان را هم ابراز میکنند، لکن در عین حال رشد و کمال و بلوغ عقلانی خودشان را هم نشان میدهند. امنیت انتخابات خیلی مهم است. ما سی سال است انتخابات داریم و بحمدالله همیشه در انتخاباتها، امنیت برقرار بوده است. این خیلی نعمت بزرگی است؛ این ناشی از تفضل الهی و ناشی از شعور و درک مردم ماست. امروز هم من امیدوارم و از مردم خواهش میکنم که توجه کنند، همین امنیت، همین آرامش و همین متانت و سکینه‌ی روحی لازم، در آنها وجود داشته باشد. ممکن است بدخواهانی بخواهند در مراکز رأی تشنج ایجاد کنند؛ هرگونه تشنجی به ضرر صندوقهای رأی تمام خواهد شد؛ یعنی به ضرر آراء مردم و به ضرر مردم است؛ اگر کسانی خواستند چنین تشنجی ایجاد کنند، خود مردم نگذارند و با متانت، با صبر و با حلم و وقار خودشان، مانع بشوند از اینکه خواسته‌ی بدخواهان این ملت عملی بشود.
به شایعات هم خیلی گوش نکنند. من دیدم دیروز و دیشب ـ در این پیامکهای فراوانی که دست مردم هست ـ شایعاتی را از قول من نقل میکردند که دروغ محض بود و واقعیت نداشت. آدمهای خوش‌نیت و سالم این کارها را نمیکنند؛ آدمهای ناسالم از این کارها میکنند؛ توی همه‌ی بخشها و همه‌ی گروهها هم کم و بیش ممکن است آدم ناسالم ـ که سوءنیت داشته باشند و حسن‌نیت نداشته باشند ـ پیدا بشود. به این شایعات هم توجه نکنند. امروز هم ممکن است باز شایعاتی ـ نسبت به بخشهای مختلف انتخابات ـ بین مردم وجود داشته باشد؛ ما اعتمادمان در درجه‌ی اول ـ در اول و آخر ـ به لطف خدا و به کمک الهی است و از خدای متعال استعانت میکنیم و کمک میخواهیم، و در درجه‌ی بعد به آگاهی و رشد و هوشیاری مردم است.
من بار دیگر از همین‌جا به همه‌ی آحاد ملت عزیزمان سلام عرض میکنم و امیدوارم که ان‌شاءالله خدای متعال امروز را برای ملت ما روز مبارکی قرار بدهد. از شما خبرنگار محترم و خبرنگاران محترمی که در اینجا حضور دارند و از یکایک مسئولین دست‌اندرکار انتخابات ـ دوستانی که در اینجا حضور دارند ـ و کسانی که در پشت صحنه و در داخل وزارت کشور مشغول کار هستند، صمیمانه تشکر میکنم. زنده باشید.
خداحافظ

link  نوشته شده در  جمعه ٢٢ خرداد ۱۳۸۸  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در مصاحبه هنگام اخذ رأى در انتخابات مجلس نهم

عبدالرحمن نظام‌اسلامی: صبح عالى بخیر. صمیمانه سلام عرض میکنیم حضور رهبر فرزانه‌ى انقلاب. چون انتخاباتِ امسال متفاوت‌تر از همیشه است، فکر میکنم گفتگوى ما هم قدرى با سالهاى قبل فرق میکند. نمایندگان دو نسل از رسانه‌ى ملى خدمتتان رسیده‌اند تا عرض ادب کنند. جنابعالى همیشه جزو پیشگامان حضور در ساعات اولیه‌ى رأى دادن هستید. به عبارتى، با شروع رسمى ساعت 8 صبح، همواره ملت ایران حضرتعالى را در پاى صندوق سیار 110 زیارت کرده‌اند. در این لحظات حساس که مردم آمده‌اند حماسه‌ى بیست و دوم بهمن را وصل کنند به حماسه‌ى دوازده اسفند، چه توصیه‌اى براى آنها دارید؟
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. من از شما آقایان خبرنگارها هم مثل بقیه‌ى قشرهائى که براى انتخابات زحمت کشیدند، صمیمانه تشکر میکنم. شماها هم نقش زیادى داشتید و دارید در توجه دادن به اهمیت این پدیده و حادثه‌اى که هر یکى دو سال یک بار در کشور ما تکرار میشود. ان‌شاءاللَّه خسته نباشید و موفق باشید.
 توصیه‌ى من همین توصیه‌هاى همیشگى است. معتقدم این یک وظیفه است براى ما، همچنان که یک حقى است متعلق به ما. از این حقمان بایستى استفاده کنیم و این وظیفه را انجام دهیم. معتقدم هم هستم که این کار مثل نماز، هرچه به اول وقت نزدیکتر باشد، على‌الظاهر فضیلتش بیشتر است. نه اینکه بخواهم نسبتِ به شرع بدهم، بگویم شرعاً اینجور است - مثل اینکه در نماز اینجور است - به حسب نگاه عقلائى، انسان روز جمعه وقتى اول وقت بیاید این کار را انجام بدهد، فکرش آسوده است که وظیفه را انجام داده، بعد میرود سراغ کارهاى دیگرش میرسد؛ برخلاف اینکه بگذارد آخر وقت، که هم پاى صندوقها شلوغ میشود، هم احتمال توفیق پیدا نکردن پیش مى‌آید، هم نگرانى و دغدغه وجود دارد که کِى بروم، کِى نروم. بنابراین اول وقت بیایند، به هر سى نفر هم رأى بدهند؛ نام سى نفر را بنویسند. مردم عزیزمان سعى کنند این کار را با احساس حجتى بین خودشان و خداى متعال انجام بدهند و ان‌شاءاللَّه قصدشان را خالص کنند.
کامران نجف‌زاده: میخواستم بپرسم اهمیت این دوره از انتخابات را نسبت به دوره‌هاى قبل در چه مى‌بینید؟
البته میدانید که انتخابات همیشه براى کشور ما و نظام جمهورى اسلامى حائز اهمیت بوده؛ چون همیشه تعیین کننده است، همیشه نشانه‌ى یک حقیقتى در داخل کشور ماست؛ که این براى دوستان ما در دنیا و نیز براى دشمنان ما پیامهائى دارد. بنابراین همیشه همین جور است. هر وقت این خصوصیت بیشتر بود، اهمیت بیشتر میشود؛ امروز از آن وقتهاست. اولاً سى و سه سال از پیروزى انقلاب میگذرد. در انقلابهائى که در دنیا وجود داشته، با گذشت این زمان، مردم خسته شدند، دلزده شدند، راه‌ها عوض شده، هدفها تغییر پیدا کرده. ملت ما در طول این زمان، با یک عزم راسخى، حرکت مستقیمى را تا امروز ادامه داده؛ این خیلى حادثه‌ى مهمى است. بعد از سه دهه، سرِ سى و سه سالگى نشان بدهد که باز همان خصوصیت را دارد. وانگهى این روزها اشتلم علیه ملت ایران زیاد است؛ میشنوید دیگر، مى‌بینید. این قدرتهاى استکبارى که در خیلى جاها شکست خورده‌اند و سیلى خورده‌اند، دلشان میخواهد که با هیاهوئى، خودشان را از تک و تا نیندازند. این هیاهو را درباره‌ى چه به کار ببرند؟ مسئله‌ى ایران یک مسئله‌ى برجسته است؛ لذا در مسئله‌ى ایران هى هیاهو میکنند؛ مسئله‌ى تحریم، مسئله‌ى حقوق بشر و از این حرفهائى که تکرار میکنند. لذا چون جنجالها زیاد است، چون تهدیدهاى لفظى و زبانى علیه ملت ایران زیاد است، لذا ملت ایران در این دوره جایگاه حساسترى دارد و میتواند بهتر حرف بزند؛ حرف زدن با عمل. میدانید بهترین حرف زدنها، بهترین گفتنها، گفتن با عمل است. ملت میتواند عمل کند. لذاست که امروز هرچه بیشتر پاى صندوقها بیایند، براى کشور مفیدتر است؛ هرچه با شور و نشاط و انگیزه‌ى بیشترى بیایند، براى آینده‌ى کشور مفیدتر است، براى آبروى کشور بهتر است، براى حفظ امنیت و مصونیت کشور مفیدتر است. اهمیت این دوره به این خاطر است. ان‌شاءاللَّه همه‌تان موفق باشید. زنده باشید.
link  نوشته شده در  جمعه ۱٢ اسفند ۱۳٩٠  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خوشامد عرض میکنیم به آقایان محترم، خبرگان مکرم و مجلل نظام جمهورى اسلامى. و تشکر میکنیم از مطالبى که در این اجلاس از سوى آقایان مطرح شده، که نشان‌دهنده‌ى حساسیت نسبت به مسائل و حوادث کشور و احساس مسئولیت نسبت به آینده‌ى کشور است. ان‌شاءاللّه‌ خداوند متعال به شما توفیق بدهد و به همه‌ى ما کمک کند که بتوانیم در انجام وظائفى که بر دوش ماست، با نیت خالص سعى خودمان را به کار ببریم. تأثیر آن با خداست، قبول آن بسته به کرم و لطف الهى است؛ لیکن هر کداممان در هر جائى که هستیم، باید تلاش را بکنیم، باید همت را بگماریم بر پیشرفت کارها.

 لازم میدانم قبل از آنکه مطالبى را عرض کنم که یادداشت کرده‌ام، از مردم عزیزمان تشکر کنم، تقدیر کنم، از آنها تجلیل کنم، به خاطر این حضور بموقع و بهنگام و بسیار اثرگذارى که در این انتخابات داشتند. حقیقتاً مردم عزیز ما سنگ تمام گذاشتند و در عرصه‌ى رویاروى با جبهه‌ى مخالفان و دشمنان کشور و دشمنان مردم، قدرت ناشى از ایمان و بصیرت را به میدان آوردند. هر کسى که بداند در طول این ماه‌هاى گذشته چه تلاشى از سوى دشمنان شد براى اینکه روز دوازده اسفند را کمرنگ و مضمحل کنند، بداند چقدر خرج کردند، چقدر استخدام کردند، چقدر طراحى کردند، چقدر در اتاقهاى فکر جمله‌سازى کردند تا اینها را به ذهن مردم منتقل کنند و در عمل مردم تأثیر بگذارند، میفهمد که چقدر کار مردم کار بزرگى بود و حرکت، حرکت عظیمى بود.

 انسان اولاً بایستى شکر خدا را بکند؛ چون از اوست، متعلق به اوست، ناشى از اراده‌ى الهى و رحمت و فضل پروردگار است. و آنگاه انسان باید با همه‌ى وجود از مردم تشکر کند؛ چون این رحمت الهى، بى‌سبب و بدون جهت به کسى، به ملتى، به امتى، به کشورى داده نمیشود. در دعا میخوانیم که: «اللّهمّ انّى اسئلک موجبات رحمتک». ما بایستى موجبات رحمت را فراهم کنیم، آن وقت باران فیاض و سیل‌آساى رحمت و فضل الهى بر سر ما خواهد بارید. مردم ما موجبات رحمت الهى را فراهم کردند. حضور مردم در صحنه، ایستادگى‌شان در مقابل هجمه‌ى دشمنان، بصیرتشان، اینها همه موجبات رحمت الهى بود. توفیقِ برآوردن این موجبات هم باز متعلق به خداى متعال است. هم از خداى متعال سپاسگزاریم و در مقابل او جبهه‌ى سپاس بر خاک میگذاریم، هم از مردم عزیزمان با همه‌ى وجود تشکر میکنیم و امیدواریم که خداوند پاداش کافى و کامل به مردم عنایت کند.

 مطلبى که من میخواهم عرض بکنم، حول و حوش مسئله‌ى انتخابات است. انتخابات یک حادثه‌ى گذرا نیست، یک حادثه‌ى اثرگذار است؛ لذا روى این باید تأمل کنیم. اولاً انتخابات رکن مهم نظام است. نظام مردم‌سالارى دینى، متکى به انتخابات است. بدون انتخابات، مردم‌سالارى نخواهد بود. معیار تکیه‌ى به مردم، معیار مشهود و محسوس و قابل اندازه‌گیرى، همین انتخابات است. بنابراین هر کسى به نظام اسلامى اعتقاد دارد، در این اعتقاد صادق است، شرکت در انتخابات را وظیفه‌ى خودش میداند؛ ولو حالا ممکن است اعتراضى هم به یک چیزى، به خود این انتخابات، به یک شکلى از اشکال انتخابات داشته باشد؛ لیکن در عین حال با وجود اعتراض، وارد میدان انتخابات میشود؛ این وظیفه است. بنابراین همه‌ى کسانى که در سرتاسر کشور وارد این عرصه شدند، به این واجب عمل کردند؛ این وظیفه را انجام دادند؛ فهم صحیح خودشان را نشان دادند. این فهم صحیح نشان میدهد که مسئله‌ى انتخابات، مسئله‌ى رکن نظام است. ما نمیتوانیم از این مسئله صرف نظر کنیم، به صرف اینکه یا به زید و عمروئى معترضیم، یا به شیئى و شیئى معترضیم. این اعتراضها مانع از این نمیشود؛ این نکته‌ى اساسى و اصلى است.

 یک اثرى که این انتخابات داشت - و انتخاباتها غالباً این اثر را دارد - مسئله‌ى توهّم‌زدائى است. انتخابات مثل یک سیلىِ بیدار کننده و هشیار کننده است به کسانى که در توهّمات خودشان غوطه میخورند و خیال‌پردازى میکنند؛ راجع به آینده‌ى نظام، راجع به اصل نظام، راجع به مردم، راجع به کشور، راجع به دشمن توهّماتى در ذهن دارند، تخیلاتى دارند، غرق در این توهّمات هستند. انتخابات، اینها را از این توهّمات خارج میکند؛ حقیقت را جلوى اینها میگذارد.

 ما دو روز پیش از این شنیدیم که رئیس جمهور آمریکا گفته است ما به جنگ با ایران فکر نمیکنیم. خیلى خوب؛ این خوب است، این حرفِ عاقلانه‌اى است، این خروج از توهّم است. در کنارش گفته است که ما با تحریم، مردم ایران را به زانو درمى‌آوریم - نقل به مضمون - این توهّم است. آن خروج از توهّم در آن بخش اول خوب است، باقى ماندن در توهّم در این بخش دوم به آنها ضربه خواهد زد. وقتى محاسبات انسان بر مبناى توهّم بود، بر مبناى واقعیتها نبود، پیداست که در برنامه‌ریزى‌اى که بر اساس این محاسبات انجام میدهد، شکست خواهد خورد؛ و این، همین است.

 خب، الان یک سال است که به قول خودشان تحریمهاى فلج‌کننده و چه و چه اعمال میکنند - البته تحریم ما سى و سه سال است - گفتند هم که هدف، جدا کردن مردم از نظام اسلامى است؛ اما دیدند که مردم آمدند آنجا، به نظام اسلامى رأى دادند. رأى به هر نامزد انتخاباتى، آمدن پاى هر صندوق، رأى به نظام اسلامى است؛ مردم این را نشان دادند. ما عرض کردیم که انتخابات، یک سیلى است؛ این سیلى انواع و اقسامى دارد؛ یکى از انواع سیلى، سیلىِ بیدار کننده است، هشیار کننده است. بنابراین، این انتخابات ما خاصیت سیلى زدن را هم داشت.

 نکته‌ى دوم که اشارتاً عرض شد، این است که انتخابات نشان دهنده‌ى اعتماد مردم به نظام است. بعد از انتخاباتِ پر سر و صداى پر حادثه‌ى سال 88، بعضى اینجورى پیش‌بینى میکردند که اعتماد مردم از نظام سلب شد؛ مردم دیگر پاى صندوقها نمى‌آیند. این انتخابات، یک پاسخ قاطع و روشن بود به این تصور غلط، به این استنتاج غلط، این گمانه‌زنى خطا. مردم این گمانه‌زنى‌ها را تخطئه کردند؛ نشان دادند که نخیر، به نظام اسلامى پایبندند، به آن اعتماد دارند، به نداى او - که میگوید من صندوق رأى گذاشتم، بیائید رأى خودتان را بدهید و برنامه را تنظیم کنید - پاسخ میدهند و مى‌آیند وارد میدان میشوند. همین طور که عرض کردیم، هر یک رأى، در واقع رأى به نظام جمهورى اسلامى بود. این اکثریت قاطعى که به میدان آمدند، یکى از بالاترین رقمها و نسبتهاى انتخابات ما در طول این سى و سه سال بود. بعد از گذشت سى و سه سال، مردم اینجور وارد میدان میشوند؛ این نشان‌دهنده‌ى اعتماد کامل است.

 یک نکته‌ى دیگرى که انسان در این انتخابات میدید و مشهود بود، بصیرت و تعالى فکرى مردم بود. مردم با تحلیل وارد انتخابات شدند و رأى دادند؛ تحلیل داشتند. شما میدیدید از آن جوانِ رأى اوّلى تا آن مرد و زن کهنسال، هر کس از آنها سؤال میکرد که شما چرا رأى میدهید، یک تحلیلى پاى آن میگذاشتند، یک دلیلى ذکر میکردند؛ صرف این نبود که خب، انتخابات است، باید بیائیم رأى بدهیم؛ نه، میگفتند براى چه میخواهیم رأى بدهیم: چون دشمن ما کمین کرده است، چون گرگهاى گرسنه کمین کرده‌اند؛ که ان‌شاءاللّه‌ بنده در یک گفتار دیگرى تشریح خواهم کرد که چگونه اینها کمین گرفتند براى بلعیدن و دریدن، به خیال اینکه این برّه است و میشود دریدش؛ نمیدانند شیر است و نمیشود نزدیکش شد! مردم دیدند این جبهه را، دیدند دشمنى‌ها را، دیدند هدفگذارى دشمن و جبهه‌ى معاند را؛ لذا با بصیرت وارد شدند، با تحلیل وارد شدند؛ و این خیلى مهم است.

 یک نکته‌ى دیگرى که بر این انتخابات مترتب است، این است که حالا مجلسى که برآمده‌ى از این انتخابات است، مسئولیت سنگینى دارد. همیشه همین جور است؛ رؤساى ما هم که منتخب مردمند، هر مسئولى در هر سطحى که منتخب مردم است، به اندازه‌ى سنگینى بار انتخاب، بار مسئولیت او سنگین است. در این شرائط، با این هیاهوى دشمن، آمدن مردم توى این میدان، این مجلسى که تشکیل خواهد شد، مجلس بسیار پرمسئولیتى است. ما از همین حالا به این برادران و خواهرانى که ان‌شاءاللّه‌ در مجلس خواهند آمد - آنهائى که انتخاب شده‌اند و آنهائى که در مرحله‌ى دوم انتخاب خواهند شد - عرض میکنیم بدانند چه بار سنگینى بر دوش آنهاست؛ بیایند با خردمندى و تدبیر، وظائفشان را انجام بدهند.

 اهمیت کشور به تنظیم قوانین این کشور است. ما در همه‌ى مسائل احتیاج داریم به قانونهاى راهگشا. نمایندگان مجلس حقیقت را نگاه کنند، نیاز را بشناسند، بر طبق نیاز، درستْ آن درمان لازم را براى هر درد و هر شکایتى جلوى پاى مسئولین بگذارند. قانون باید راهگشا باشد. قانونى که راه‌ها را ببندد، کارها را مشکل کند، یا قابل اجرا نباشد، یا مشکلات فراوان درست کند، یا دچار تناقض باشد، فایده ندارد. صرف اینکه ما بنشینیم یک قانونى تهیه و تنظیم کنیم، کافى نیست؛ بدانیم که قانون بایستى راهگشا باشد، مدبرانه باشد.

 تشکیل دولتها بر عهده‌ى مجالس است. در گزینشهاشان بدانند چه کسى را با چه نیازى، براى چه مقصودى، با چه مزایائى، با چه خصوصیاتى انتخاب میکنند. هم دقت کنند، هم انصاف داشته باشند. ما توصیه نمیکنیم به این که دقت بکنند، اگرچه گاهى اوقات این دقتها و موشکافى‌ها به بى‌انصافى‌هائى منتهى بشود. دقت کنند، همراه با انصاف؛ هوشمندانه حرکت کنند، همراه با اخلاص. واقعاً آن چیزى که اساس قضیه است، اخلاص است. جناب آقاى مهدوى در بیاناتشان اشاره کردند که نفوذ کلمه‌ى امام و روْ شدن آن چیزى که امام طراحى کرده بودند، بیشتر به خاطر اخلاص امام بود. واقعاً همین جور بود؛ مرد بااخلاصى بود، وجودش سر تا پا اخلاص بود. ما اگر اخلاص داشته باشیم، کارهامان پیش میرود. هم مسئولین در قوه‌ى مقننه، هم در قوه‌ى قضائیه، هم در مناصب روحانى، هم در مناصب نظامى - در مناصب گوناگون - آن چیزى که لازم است، این است که ما تکلیف را بشناسیم و براى خاطر تکلیفمان کار را انجام بدهیم؛ ملاحظات دیگر را مخلوط نکنیم.

 البته من در اینجا این را هم حتماً تذکر بدهم: تشکر از دست‌اندرکاران کار انتخابات. حالا جناب آقاى یزدى اشاره کردند به این که از شوراى نگهبان تشکر شده. واقعاً همین جور است. انسان وقتى از نزدیک حجم کار را، ظرافت کار را، سختى کار را مى‌بیند، در دلش این افراد را تکریم میکند. من به جناب آقاى جنتى و بعضى از آقایان عرض میکردم که واقعاً هر وقت یادم مى‌آید کارى را که شماها دارید میکنید، در دلم شما را تکریم میکنم. مکرر در مکرر دعا میکردیم که خدا به اینها قوّت بدهد، توانائى بدهد؛ هم اینها، هم دولت و وزارت کشور، هم مسئولین حفاظت و امنیت که توانستند امنیت انتخابات را تأمین کنند، هم مسئولین تبلیغات، صدا و سیما و دیگران. اینها واقعاً کارهاى برجسته و بزرگى انجام دادند؛ توانستند این مسئولیت بزرگ را، این کار بزرگ را، این پروژه‌ى بسیار سنگین و مهم و حیاتى را به بهترین وجهى از آب دربیاورند. خب، این الگوى ماست؛ الگوى مردم‌سالارى اسلامى.

 در مردم‌سالارى اسلامى، روح، لُب و ماده‌ى اصلى عبارت است از اسلام؛ از این هیچ تخطى‌اى نباید بشود؛ و وجود ندارد و ان‌شاءاللّه‌ بعد از این هم نخواهد داشت. در تنظیم قوانین، در گزینش افراد، معیار ما اسلام است. شکل کار، قالب کار، روش مدیریت، مردم‌سالارى است؛ یعنى مردمند که وارد صحنه میشوند، به اسلام هم از بن دندان عقیده دارند؛ ولو حالا ممکن است کسى از ظواهر بعضى از آنها حدس نزند که اینها به اسلام و به نظام اسلامى پایبندند؛ اما واقعاً پایبندند، اسلام را دوست میدارند.

 تجربه‌ى این سى و سه سال هم نشان داده که اسلام میتواند به یک کشور عزت بدهد؛ میتواند یک ملت را سربلند کند؛ میتواند اهداف خوبى را ترسیم کند؛ میتواند راه‌هائى را به سوى این اهداف، هموار و مسطح کند؛ میتواند حرکت علمى ایجاد کند؛ میتواند حرکت فناورى و صنعتى ایجاد کند؛ میتواند حرکت تقوائى و اخلاقى ایجاد کند؛ میتواند آنها را در مقابل ملتهاى دیگر روسفید کند؛ اینها اتفاقاتى است که در کشور ما افتاده؛ اینها کارهاى بزرگى است که به برکت اسلام در این کشور انجام گرفته. اسلام همچنان لُب و محتوا و ماده‌ى اصلى حرکت نظام ماست، شکل هم شکل مردم‌سالارى است؛ از هم جدا نیستند. یعنى این مردم‌سالارى هم باز از خود اسلام سرچشمه گرفته.

 اینکه گفته بشود ما مردم‌سالارى را از غربى‌ها یاد گرفتیم، خطاست. صورت ظاهر، یکى است؛ اما مردم‌سالارى ما ریشه در یک معرفت دینى دیگر و یک جهان‌بینى دیگرى دارد، تا آنچه که آنها میگویند. ما براى انسانها کرامت قائلیم، براى رأى آنها ارزش قائلیم و حضور آنها را وسیله‌اى میدانیم براى اینکه اهداف الهى تحقق پیدا کند و بدون آن امکان‌پذیر نیست.

 غربى‌ها جور دیگرى عمل میکنند. البته هم ما چهارچوبهائى داریم، هم آنها؛ آنها چهارچوبهاشان ظالمانه است. در یک کشورى کسى به افسانه‌ى هولوکاست اعتراض میکند، میگوید من قبول ندارم؛ او را زندان مى‌اندازند، محکومش میکنند که چرا یک حادثه‌ى پندارىِ تاریخى را انکار میکنى! حالا گیرم پندارى هم نباشد - واقعى باشد - خیلى خوب، انکار یک حادثه‌ى واقعىِ تاریخى مگر جرم است؟ اگر براى کسى روشن نشد، ثابت نشد و او انکار کرد یا حتّى در آن تردید کرد، او را بیندازند زندان! الان در کشورهاى مدعى تمدن در اروپا قضیه این است: اگر کسى اعتراض کند، تردید کند، قبول نداشته باشد، دادگاه‌ها محکومش میکنند؛ آن وقت به پیغمبر اعظم، به این انسان برجسته‌ى همه‌ى تاریخ، صریحاً اهانت میکنند، مقدسات یک میلیارد و نیم مسلمان را مورد توهین قرار میدهند، کسى حق ندارد به این اعتراض کند که چرا شما این کار را کردید! ببینید این چه چهارچوبهاى غلط و مفتضحى است. چهارچوب آنها این است. اگر کسى در آنجا با حجاب ظاهر بشود - در دانشگاه یا در محیط کار - مجرم است! این چهارچوب است دیگر، منتها چهارچوبهاى غلط و معوج، برخلاف فطرت انسان، برخلاف فهم درست انسان. چهارچوبهاى ما چهارچوبهاى الهى است: ما با فساد مخالفیم، با فحشا مخالفیم، با انواع و اقسام انحرافات بشرى مخالفیم، برابر آنچه که شریعت و دین به ما مى‌آموزد. ما معتقدیم بایستى در مقابل این انحرافها ایستاد، راه‌هاى زندگى را باید از اسلام و قرآن و الهام الهى و وحى الهى گرفت. این چهارچوب ماست. این شد مردم‌سالارى دینى. این الگوى ماست.

ملتهاى مسلمان هم اگر میخواهند بدانند جمهورى اسلامى چه میگوید و داعیه‌ى او چیست، بدانند ما داعیه‌مان این است: ما از اسلام صرف نظر نمیکنیم؛ احکام الهى و شریعت الهى را که شریعت اسلامى است، در همه‌ى امور زندگى‌مان واجب‌الاتّباع میدانیم؛ تلاش و سعیمان هم این است که به این برسیم. چهارچوب و قالب ما براى ورود در این میدان هم مردم‌سالارى دینى است. مردم باید بیایند انتخاب کنند. قانونگذار را که بر این اساس قانون خواهد گذاشت، بایستى مردم معین کنند. مجرى را باید مردم معین کنند. همه چیز با انتخاب مردم، با حضور مردم، با عزت مردم و کرامت مردم است.

امیدواریم خداى متعال ما را موفق بدارد که این راه را بدرستى ادامه بدهیم، خودمان را از انحرافها مصون نگه داریم و بتوانیم ان‌شاءاللّه‌ به آن اهداف عالیه برسیم و مشمول ادعیه‌ى زاکیه‌ى حضرت بقیةاللّه (ارواحنا فداه) باشیم.

والسّلام علیکم و رحمةاللّه‌ و برکاته‌

link  نوشته شده در  پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٠  توسط انقلابی  نظرات ()

بیانات در مصاحبه هنگام اخذ رأى در مرحله دوم انتخابات مجلس نهم

 (پاسخ  رهبر معظم انقلاب به خبرنگار صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران)
- کامران نجف‌زاده: اگر مایل هستید، لطفاً نکاتى را درباره‌ى دومین دوره‌ى انتخابات مجلس شوراى اسلامى با مردم در میان بگذارید.
* بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم
به مردم عزیزمان سلام عرض میکنم و از خداوند متعال مسئلت میکنم که به همه توفیق بدهد، بتوانند وظیفه‌ى خودشان را در این روز و در این کار بزرگ و مهم انجام بدهند. توصیه‌ى من این است که مرحله‌ى دوم از انتخابات را هم مثل مرحله‌ى اول جدى بگیرند. هرچه آراء نمایندگانى که از طرف مردم به مجلس میروند، بیشتر باشد، قوّت قلبشان بیشتر است، توانائى‌شان بیشتر است، اعتبارشان بیشتر است؛ هرچه بیشتر رأى داشته باشند، بهتر میتوانند کار کنند؛ علاوه بر اینکه خود انتخاب هم یک کار مهم و اساسى است. ان‌شاءاللّه خداى متعال دلهاى مردم را هدایت کند به آنچه که حق است و به صلاح و صرفه‌ى ماست.
- کامران نجف‌زاده: خیلی متشکرم. ممنون.
* زنده باشید.

link  نوشته شده در  جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱  توسط انقلابی  نظرات ()